کاهش ورودی آب، انسداد مسیر رودخانهها و توسعههای صنعتی و کشاورزی، تالابها را به مرز بحران رسانده است جوان آنلاین: بارشهای پاییز و زمستان امسال، اگرچه در نگاه اول تصویری امیدوارکننده از بازگشت آب به تالابهای ایران ترسیم کرد، اما در واقع بیش از آنکه نشانه احیا باشد، زنگ هشدار تازهای درباره بقای شکننده این زیستبومهای حیاتی بود. تالابهایی که سالهاست میان سدسازیهای بیضابطه، تغییر اقلیم، توسعه ناپایدار کشاورزی و غفلت از حقابههای زیستمحیطی، کوچکتر و کمجانتر میشوند. امسال نیز اگرچه انزلی دوباره پرآب شد، شادگان از لبه بحران فاصله گرفت، میقان اراک میزبان پرندگان مهاجر شد و بخشهایی از هورالعظیم نفس تازهای کشید، اما واقعیت تلخ این است که اغلب این بهبودها موقتی و وابسته به بارشهای مقطعی بودهاند و با گذشت ایام و گرمشدن هوا دوباره روزهای سختی خواهند داشت. گزارشهای رسمی نشان میدهد، در حال حاضر ایران میزبان بیش از ۲۵۰تالاب کوچک و بزرگ است؛ تالابهایی که حدود نیمی از آنها در وضعیت نامطلوب یا بحرانی قرار دارند. کارشناسان محیطزیست هشدار میدهند که اگر مدیریت منابع آب، اصلاح الگوی مصرف و تثبیت حقابهها بهصورت جدی در دستور کار قرار نگیرد، همین تالابهای نیمهجان نیز در نخستین موج گرما یا خشکسالی دوباره به کانون گردوغبار، مهاجرت اجباری و فروپاشی معیشت محلی تبدیل میشوند.
ایران از نظر تنوع تالابی، یکی از کشورهای مهم منطقه غرب آسیا بهشمار میرود. براساس برآوردهای سازمان حفاظت محیطزیست، بیش از ۲۵۰ تالاب دائمی و فصلی در کشور شناسایی شده که از این میان، حدود ۴۰ تالاب در فهرست بینالمللی کنوانسیون رامسر ثبت شدهاند. این تالابها نقشی فراتر از یک زیستگاه طبیعی دارند؛ از تنظیم اقلیم محلی و مهار ریزگردها گرفته تا تأمین معیشت هزاران خانوار صیاد، دامدار و کشاورز که روزی خود را مدیون زنده بودن این اکوسیستمها میدانستند. با این حال، آمارها نشان میدهد که دستکم ۴۵ تا ۵۰ درصد تالابهای ایران در وضعیت نامطلوب، بسیار شکننده یا بحرانی قرار دارند. کاهش ورودی آب، انسداد مسیر رودخانهها، برداشت بیرویه آب در بالادست و توسعههای صنعتی و کشاورزی بدون پیوست محیطزیستی، مهمترین دلایل این وضعیت عنوان میشود.
باران کمتر، امید محتاطانه
سال آبی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ از نظر میزان بارش، یکی از سالهای خشک دو دهه اخیر بود. گزارشهای وزارت نیرو نشان میدهد، میانگین بارش کشور حدود ۲۰درصد کمتر از میانگین بلندمدت ثبت شده است. با این حال، توزیع مکانی بارشها یکنواخت نبوده و استانهای شمالی، غربی و جنوبغربی سهم بیشتری از سامانههای بارشی داشتند، در حالی که فلات مرکزی و شرق کشور همچنان تشنه مانده است.
نتیجه این وضعیت، آبگیری نسبی برخی تالابهای بزرگ بود. با استناد به آمار رسمی، حدود ۴۰ درصد تالابهای کشور در پاییز و زمستان سال جاری افزایش سطح آب را تجربه کردند، اما تنها بخش کوچکی از آنها به شرایط پایدار نزدیک شدند. اغلب تالابها همچنان به بارشهای فصلی یا رهاسازیهای مقطعی سدها وابستهاند؛ وابستگی خطرناکی که هر سال آینده آنها را نامطمئنتر میکند.
بازگشت آب، بازگشت نگرانی
تالاب بینالمللی انزلی در گیلان، یکی از شاخصترین نمونههای احیای نسبی در سال ۱۴۰۴ بود. این تالاب با وسعتی حدود ۲۰ هزار هکتار، پس از افزایش دبی رودخانههای ورودی، بهویژه زرجوب و گوهررود، بخش قابلتوجهی از پهنه آبی خود را بازیافت.
با این حال، مسئولان محیطزیست تأکید میکنند که آبگیری انزلی بهمعنای حل بحران نیست. ورود فاضلابهای شهری، رسوبگذاری شدید و رشد گیاهان مهاجم همچنان این تالاب را تهدید میکند. مدیرکل حفاظت محیطزیست گیلان میافزاید: «افزایش سطح آب تالاب یک فرصت است، اما اگر مدیریت فاضلاب و کنترل رسوبات جدی گرفته نشود، انزلی دوباره به مسیر افول بازمیگردد.» فرهاد حسینی طایفه میگوید: «تالاب انزلی علاوه بر نقش اکولوژیک، مستقیماً با معیشت صیادان، گردشگری و امنیت زیستی غرب گیلان گره خورده است.»
در خوزستان، تالابها صرفاً زیستبوم نیستند، بلکه زیرساخت امنیتی، معیشتی و اقلیمی محسوب میشوند. تالاب شادگان با وسعتی بیش از ۴۰۰ هزار هکتار، پس از بارندگیها و ورود محدود آب از رودخانه جراحی، بخشی از مناطق خشکشده خود را بازیافت. این تالاب نقشی کلیدی در حفظ نخلستانها، دامداری محلی و مهار ریزگردها دارد.
در کنار شادگان، هورالعظیم نیز بار دیگر آب را لمس کرد؛ تالابی با وسعت حدود ۳۶۰ هزار هکتار که در مرز ایران و عراق قرار دارد و یکی از مهمترین زیستگاههای پرندگان مهاجر و آبزیان منطقه است، اما کارشناسان هشدار میدهند که بدون تأمین حقابه پایدار از رودخانه کرخه، هورالعظیم در برابر گرمای تابستان تاب نخواهد آورد. توسعه میادین نفتی، آلودگیهای صنعتی و کاهش کیفیت آب، تهدیدهای جدی این تالاب بهشمار میرود.
افزایش تراز، فاصله تا احیا
در استان مرکزی، تالاب میقان اراک یکی از نمونههای بازگشت موقت حیات بود. این تالاب که در سالهای اخیر به کانون گردوغبار بدل شده بود، پس از بارندگیهای زمستان بار دیگر میزبان پرندگان مهاجر شد. کارشناسان میگویند که میقان نمونه روشنی از تأثیر مستقیم تالابها بر سلامت شهرهاست؛ جایی که خشکشدن آن به افزایش بیماریهای تنفسی و آلودگی هوا انجامیده و آبگیری دوبارهاش، کیفیت زیست شهری را بهبود بخشیده است. دریاچه ارومیه نیز امسال، افزایش محدود تراز آب را تجربه کرد؛ افزایشی که بیش از هر چیز ناشی از بارشها و مدیریت مقطعی منابع آب بود. با این حال، فاصله دریاچه تا شرایط پایدار همچنان زیاد است. کارشناسان تأکید دارند که بدون اصلاح الگوی کشت، کاهش برداشت آب کشاورزی و مدیریت حوضه آبریز، هرگونه افزایش تراز آب موقتی خواهد بود.
پیوند تالابها و معیشت
بارشهای ۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد که طبیعت هنوز فرصت بازگشت دارد، اما این فرصت محدود است. تالابهای ایران امروز بیش از باران، به اراده حکمرانی آب نیاز دارند؛ ارادهای که اگر شکل نگیرد، تصاویر امسال تنها خاطرهای کوتاه از آبی باشد که آمد و دوباره رفت. منصوره صرامی، کارشناس محیط زیست میگوید: «احیای تالابها تنها یک مطالبه محیطزیستی نیست؛ موضوعی اقتصادی و اجتماعی است.»
او ادامه میدهد: «تالابهای زنده به معنای بازگشت پرندگان، افزایش ذخایر آبزیان، رونق صیادی و کشاورزی پایدار است. در مقابل، خشکشدن تالابها به مهاجرت اجباری، بیکاری و گسترش فقر در مناطق حاشیهای میانجامد.» صرامی توضیح میدهد: «برآوردها نشان میدهد که میلیونها نفر در ایران بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از خدمات اکوسیستمی تالابها بهرهمند هستند. از این رو، هر ریال هزینه برای احیای تالابها، سرمایهگذاری برای کاهش هزینههای اجتماعی، بهداشتی و امنیتی آینده است.» این کارشناسان محیطزیست بر این باور است که احیای واقعی تالابها بدون تصمیمهای سخت ممکن نیست؛ تصمیمهایی مانند تعیین و تثبیت حقابههای زیستمحیطی، بازنگری در سیاستهای سدسازی، اصلاح الگوی کشت و کنترل توسعههای صنعتی.
پرندگان، سند حیات تالابها
احیای تالابها، پیش از آنکه یک پروژه عمرانی یا زیستمحیطی تلقی شود، فرآیند بازگرداندن حیات به زنجیرهای از موجودات زنده است که حیات آنها به آب وابسته است. تالابهای فعال، نخستین نشانههای بازگشت زندگی را در آسمان نشان میدهند؛ جایی که پرندگان مهاجر پس از سالها غیبت، دوباره مسیرهای کوچ خود را بهسوی تالابهای ایران تنظیم میکنند. فلامینگوها، پلیکانها، اردکهای مهاجر و پرندگان کنارآبزی، تنها زمانی بازمیگردند که سطح آب، امنیت زیستگاهی و منابع غذایی تثبیت شده باشد. با احیای تالابها، زیستگاه آبزیان، دوزیستان و خزندگان نیز جان تازهای میگیرد. افزایش پوشش گیاهی آبدوست، چرخه طبیعی تولید مثل ماهیان و بیمهرگان را فعال میکند و این چرخه، خود به تقویت جمعیت پرندگان و پستانداران وابسته به تالاب میانجامد. در تالابهایی مانند شادگان، هورالعظیم، انزلی و میقان، تجربه سالهای پرآب نشان داده است که تنها در یک فصل، تنوع زیستی میتواند چند برابر شود. از منظر اکولوژیک، تالاب زنده بهمثابه «قلب تپنده اکوسیستم» عمل میکند؛ قلبی که با هر بار تپش، حیات را نهتنها به جانوران، بلکه به خاک، هوا و در نهایت به زندگی انسان بازمیگرداند.