«اسکورت» تازهترین ساخته یوسف حاتمیکیا، فیلمی است که از دل یک موقعیت بهظاهر ساده، به یکی از پیچیدهترین معضلات اجتماعی امروز ایران نزدیک میشود جوان آنلاین: «اسکورت» تازهترین ساخته یوسف حاتمیکیا، فیلمی است که از دل یک موقعیت بهظاهر ساده، به یکی از پیچیدهترین معضلات اجتماعی امروز ایران نزدیک میشود. روایت فیلم، بر بستر جغرافیای جنوب و مسیرهای مرزی شکل میگیرد؛ جایی که قانون، معیشت و اخلاق، مدام در حال برخورد با یکدیگرند. حاتمیکیا در «اسکورت»، نه به دنبال قهرمانسازی کلاسیک است و نه شعارهای پررنگ اجتماعی، بلکه میکوشد با تکیه بر تعلیق، کنش و انتخاب، تماشاگر را در دل یک موقعیت انسانی خاکستری قرار دهد.
داستان فیلم درباره اصلان حیدری است؛ سربازی که خدمتش در یکی از مناطق مرزی بوشهر به پایان رسیده، اما هنوز دل از آن فضا، مردمانش و زیست خاص آن منطقه نکنده است. اصلان، در وضعیتی بحرانی، برای تأمین داروی سرطان دوستش، ناچار میشود اسکورت یک شوتیزن را بپذیرد و محمولهای قاچاق را به مقصد برساند. همین انتخاب، نقطه ورود فیلم به جهانی است که در آن، مرز میان وظیفه، وجدان و بقا بهتدریج محو میشود.
حاتمیکیا در فیلمنامهای که خود نوشته، بهخوبی از ظرفیت تعلیق جادهای استفاده میکند. مسیر، نهتنها مکان حرکت فیزیکی شخصیتها، بلکه بستر تحول درونی آنهاست. «اسکورت» در این معنا، فیلمی درباره حرکت است؛ حرکتی که صرفاً از نقطهای به نقطه دیگر نیست، بلکه عبور از وضعیت اخلاقی امن به قلمرو تصمیمهای پرهزینه است. سکوتها، نگاهها و مکثها در فیلم، گاه بیش از دیالوگها بار معنایی دارند و این از نقاط قوت روایت بهشمار میرود.
از حیث اجرا، فیلم یک اکشن اجتماعی قابلاعتناست. تعقیبها، تنشهای جادهای و موقعیتهای پرخطر، با میزانسنهای کنترلشده و بدون اغراق طراحی شدهاند. حاتمیکیا بهجای شلوغکاری مرسوم در سینمای اکشن، به واقعگرایی وفادار میماند و همین رویکرد، باورپذیری فیلم را افزایش میدهد. «اسکورت» نشان میدهد که اکشن در سینمای ایران میتواند از دل موقعیت اجتماعی بیرون بیاید، نه صرفاً از الگوهای وارداتی.
بازی بازیگران، یکی از ستونهای اصلی فیلم است. امیر جدیدی در نقش اصلان، تصویری از انسانی مردد، خسته و در عین حال مسئول ارائه میدهد. بازی او مبتنی بر کنترل است و از افتادن به دام اغراق دوری میکند. هدی زینالعابدین نیز در نقشی که بیش از آنکه پرگفتوگو باشد، متکی بر واکنش است، حضور مؤثری دارد. بازیگران مکملی، چون رضا کیانیان و افشین هاشمی، با تجربه و وزن حرفهای خود، به جهان فیلم عمق میبخشند و مانع از سطحیشدن روابط میشوند.
با این حال، «اسکورت» بینقص نیست. یکی از ضعفهای اصلی فیلم، پرداخت محدود به برخی شخصیتهاست. فیلم ایدههای جذابی درباره شوتیها، اقتصاد مرزی و ناگزیریهای معیشتی مطرح میکند، اما در برخی مقاطع، از بسط دادن این ایدهها بازمیماند. گویی فیلمنامه، میان تمرکز بر تعلیق و پرداخت اجتماعی مردد میماند و همین تردید، باعث میشود بعضی موقعیتها بالقوه باقی بمانند.
از منظر مضمون، فیلم بهدرستی روی «انتخاب» تمرکز میکند. اصلان نه یک خلافکار حرفهای است و نه یک قهرمان اخلاقی بیلک؛ او انسانی است که تحت فشار شرایط، تصمیمی میگیرد که پیامدهایش را بهطور کامل نمیشناسد. این نگاه، «اسکورت» را به فیلمی درباره وضعیت انسانی بدل میکند، نه صرفاً درباره قاچاق یا قانون. با این حال، پایانبندی فیلم میتوانست جسورانهتر باشد و تأثیر انتخابها را با صراحت بیشتری نشان دهد.
در مجموع، «اسکورت» فیلمی است که بهدرستی تلاش میکند سینمای اکشن را با دغدغههای اجتماعی پیوند بزند. اثر تازه حاتمیکیا نشان میدهد که او بهعنوان فیلمسازی که پیشتر با «شب طلایی» در جشنواره حضور داشته، همچنان به دنبال تجربه مسیرهای تازه است. «اسکورت» شاید تمام ظرفیتهایش را بالفعل نکند، اما تلاشی جدی، قابل احترام و مهم در پرداخت یکی از معضلات امروز جامعه ایران است؛ فیلمی که بیش از پاسخ دادن، پرسش طرح میکند و تماشاگر را درگیر انتخابهای دشوار انسان معاصر میسازد.