کد خبر: 1341645
تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
حنیف غفاری 

سخنرانی مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در اجلاس داووس را باید فراتر از یک موضع‌گیری مقطعی یا هشدار دیپلماتیک ارزیابی کرد. این سخنان در واقع اعترافی صریح از درون اردوگاه غرب به فروپاشی یکی از بنیادی‌ترین فرضیات نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم است: این تصور که قرار گرفتن زیر چتر رهبری امریکا، به‌طور خودکار امنیت، رفاه و ثبات را تضمین می‌کند. وقتی نخست‌وزیر کشوری مانند کانادا به عنوان نزدیک‌ترین شریک ژئوپلیتیک، اقتصادی و امنیتی ایالات متحده چنین ارزیابی صریحی ارائه می‌دهد، باید آن را نشانه یک تغییر پارادایمی جدی دانست. 
کارنی با لحنی که برخی رسانه‌های غربی آن را «تحریک‌آمیز» توصیف کردند، عملاً پایان نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون به رهبری امریکا را اعلام کرد. او بدون نام بردن مستقیم از دونالد ترامپ، به‌روشنی از «هژمونی امریکا» و استفاده قدرت‌های بزرگ از «ادغام اقتصادی به‌عنوان سلاح» سخن گفت. این گزاره، اعترافی آشکار به واقعیتی است که بسیاری از کشور‌ها سال‌هاست تجربه می‌کنند: جهانی‌سازی، تجارت آزاد و زنجیره‌های تأمین، نه ابزار همکاری، بلکه اهرم اجبار و فشار سیاسی شده‌اند. نکته کلیدی در سخنان کارنی، نقد یک فرض تاریخی در سیاست خارجی کاناداست؛ این باور که «جغرافیا و عضویت در اتحادها» به‌تنهایی ضامن امنیت و رفاه است. او صراحتاً اعلام می‌کند که این فرض دیگر معتبر نیست. این جمله، نه فقط درباره کانادا، بلکه درباره کل متحدان امریکا از اروپا تا شرق آسیا صدق می‌کند. تجربه تعرفه‌های تنبیهی، جنگ‌های تجاری، فشار‌های سیاسی و حتی تهدیدات امنیتی از سوی واشینگتن نشان داده که اتحاد با امریکا، دیگر مصونیت نمی‌آورد، بلکه گاه خود به منبع نااطمینانی بدل می‌شود. 
کارنی در ادامه، راه‌حل را در ترکیبی از «اصول‌گرایی و عمل‌گرایی» می‌بیند؛ مفهومی که در عمل به معنای چرخش به درون، تقویت توان داخلی و تنوع‌بخشی به روابط خارجی است. تأکید او بر کاهش وابستگی به ایالات متحده، اعترافی بی‌سابقه از زبان نخست‌وزیر کاناداست؛ کشوری که دهه‌ها اقتصاد، امنیت و سیاست خارجی خود را بر پیوند ناگسستنی با واشینگتن بنا کرده بود. جمله کلیدی او، اینکه «ادغام می‌تواند به فرمانبرداری منجر شود»، تجربه تلخ بسیاری از کشور‌ها در عصر هژمونی اقتصادی امریکاست. نخست‌وزیر کانادا همچنین به افول جدی چندجانبه‌گرایی اشاره می‌کند؛ افولی که خود غرب یکی از عوامل اصلی آن بوده است. تضعیف سازمان تجارت جهانی، بی‌اعتنایی به سازمان ملل و بی‌نتیجه ماندن سازوکار‌هایی مانند COP، همگی نشان می‌دهد که «معماری حل مسئله جمعی» دیگر کارکرد سابق را ندارد. در چنین شرایطی، کشور‌ها ناگزیرند بیش از گذشته به‌تنهایی عمل کنند؛ گزاره‌ای که معنای ضمنی آن، بازگشت به منطق قدرت، خودیاری و رقابت سخت است. جمع‌بندی کارنی صریح و بی‌پرده است: استقلال استراتژیک دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت بقاست. کشوری که نتواند غذای خود را تأمین کند، انرژی‌اش را تولید کند، مواد معدنی حیاتی‌اش را کنترل کند یا از خود دفاع کند، عملاً بی‌گزینه است. جمله پایانی او یعنی «وقتی قوانین دیگر از شما محافظت نمی‌کنند، باید از خودتان محافظت کنید»، بیانی فشرده از فروپاشی اعتماد به نظم لیبرال امریکامحور است. 
در واقع، سخنان کارنی را باید در کنار مواضع مشابه رهبران اروپایی، آسیایی و حتی برخی سیاستمداران امریکایی دید: جهان وارد دوره‌ای شده که در آن، تکیه کورکورانه بر امریکا نه‌تنها امنیت نمی‌آورد، بلکه آسیب‌پذیری می‌سازد. اعتراف کانادا، شاید دیرهنگام باشد، اما یک پیام روشن دارد: عصر «اعتیاد راهبردی به امریکا» رو به پایان است، حتی اگر هزینه رهایی از آن، سنگین و پرریسک باشد.

برچسب ها: ترامپ ، امریکا ، رسانه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار