صبح شد و دوباره همان چرخه همیشگی شروع شد. گوشی را برمیداری، اینستاگرام را باز میکنی و از یک فالوئر تا فالوئر بعدی، انگار وارد یک نمایشگاه بیپایان شدهای. یکی شده روانشناس و تحلیلگر شخصیت، یکی متخصص سبک زندگی و موفقیت جوان آنلاین: صبح شد و دوباره همان چرخه همیشگی شروع شد. گوشی را برمیداری، اینستاگرام را باز میکنی و از یک فالوئر تا فالوئر بعدی، انگار وارد یک نمایشگاه بیپایان شدهای. یکی شده روانشناس و تحلیلگر شخصیت، یکی متخصص سبک زندگی و موفقیت، یکی انرژی درمانی میکند و دیگری نسخههای اعتقادی و سیاسی میپیچد. همه با ژستهای حرفهای، لبخندهای مصنوعی و جملات کوتاه و تأثیرگذار، ادعای تغییر زندگی تو را دارند. تو هم ناخودآگاه از حرفها و عکسهایشان نسخهبرداری میکنی. نسخهای برای رفتار با دوستانت، با والدینت، زندگی روزمره و حتی نسخهای برای مواجه با همسر و تربیت فرزندت! انگار یک «کتاب دستورالعمل زندگی» در دست داری که هر صفحهاش ازسوی اینفلوئنسری با چند میلیون فالوئر نوشته شده که مشخص نیست تضمینی برای صحت و سازگاریاش با واقعیت زندگی تو وجود دارد یا خیر؟!
چند بار برایتان پیش آمده که وقتی پستهای یک بلاگر یا سلبریتی را میبینید، خودتان را با او مقایسه کردهاید؟ چند بار احساس کردهاید زندگی شما کمرنگ، کمهیجان یا حتی ناکافی است؟ کمتر از چند دقیقه یک کلیپ و کمتر از چند ثانیه یک استوری به اصطلاح انگیزشی میبینید و از زمین و زمان دلسرد میشوید. اینها منهای زرق و برق ظاهری زندگی آن بلاگر و اینفلوئنسرهایی است که از جیب من و شما ارتزاق میکنند و پز سفر خارج از کشور و سرویس مبلمان جدید و فرش نو را به همین من و شما میدهند.
چرا این تصاویر آنقدر ما را جذب میکنند؟ چرا گاهی احساس میکنیم اگر ما هم همانگونه باشیم، زندگی بهتری خواهیم داشت؟ چه چیزی در این تصاویر وجود دارد که نمیتوان از آن چشم برداشت؟ این شجاعت ظاهری، اعتماد به نفس نمایشی، شادی همیشه حاضر و موفقیت بیوقفه... واقعاً حقیقت دارد، یا فقط نمایشی است برای کسانی که میلیونها دنبالکننده دارند؟ آیا این تصاویر الگویی واقعی برای زندگی ما هستند، یا تنها آیینهای است که ضعفها و کمبودهای خودمان را در آن میبینیم؟ وقتی کمی دقیقتر نگاه میکنید، متوجه میشوید بسیاری از این افراد خودکمبینی دارند، اعتماد به نفس واقعی ندارند و آنچه میبینید، نقابی برای پنهان کردن اضطراب، ناکامی و احساس کمبود است. آرایشهای سنگین، فیلترهای بیشمار و ژستهای اغراقشده، تنها راهی برای مخفی کردن واقعیت زندگی است. همین تصویر نادرست، حس تقلید و الگوپذیری مخاطب را تقویت میکند؛ وقتی کسی دائم شجاع، زیبا و مستقل به نظر میرسد، ناخودآگاه پیام منتقل میشود که «اگر او توانسته، پس من هم باید مثل او باشم.»
درحالی که واقعیت زندگی آنها چیزی کاملاً متفاوت است. بسیاری از همین بلاگرها شکستهای جدی در زندگی مشترک دارند که اتفاقاً و از قضا همین بلاگر شدن برایشان به دنبال داشته است. زندگیهایی بیچارچوب و بدون حریم خصوصی که در نهایت باعث متلاشی شدن یک زندگی مشترک شده است. روابطی که دوام نیاورده و خانوادههایی که در آشفتگی به سر میبرند. عمدتاً یا روی صفحه هیچ اثری از این مشکلات نمیبینید و تنها موفقیت و شادی نمایشی را شاهد هستید، یا اینکه این شکستها را هم سکوی پرتاب میکنند و برای خود عامل موفقیت میدانند. آنها حتی فرصت اندیشه را از همه میگیرند تا اگر روزی شکست خوردیم حتی توان آسیبشناسی نداشته باشیم.
ما همواره در طول شبانهروز، زندگی شخصی، روابط، لحظات آسیبپذیر و حتی ناکامیهای این افراد را میبینیم که در معرض دید میلیونها نفر قرار میگیرد. وقتی زندگی واقعی و زندگی نمایشی را اشتباه بگیریم، ناخودآگاه تلاش میکنیم نسخهای از تصویر غیرواقعی بسازیم که این میتواند به سردرگمی و نارضایتی در زندگی واقعی منجر شود. سلامت روان بسیاری از این افراد شکننده است. اضطراب، افسردگی و فشار روانی ناشی از نیاز دائمی به تأیید دیگران، پشت این تصاویر پرزرق و برق پنهان است. بسیاری مهارتهای ساده زندگی، خودشناسی، مدیریت استرس و مهارتهای ارتباطی را بلد نیستند، اما جلوی دوربین به عنوان الگویی موفق و شجاع ظاهر میشوند.
بیسوادی فرهنگی و اجتماعی نیز واقعیت تلخ دیگری است چراکه این افراد ممکن است اطلاعات ناقص یا اشتباه را به عنوان تخصص ارائه دهند و میلیونها نفر آن را بپذیرند. ترکیب این نقصها با ظاهر موفقیت و شجاعت، تصویری گمراهکننده میسازد که همه تصور میکنند الگویی واقعی برای زندگی است. یک جا دکمه توقف را بزنید. تا کی قرار است خودتان را با زندگی کسی مقایسه کنید که حتی زندگی واقعی خود را نمیتواند درست اداره کند؟ تا کی میخواهید ظاهر موفقیت و شجاعت، معیار رضایت و خوشبختی شما شود؟ وقتی این حقیقت را بپذیرید که بسیاری از این افراد خودباوری پایین دارند، مهارتهای زندگی را نمیشناسند و زندگی واقعیشان با زندگی نمایشی فرق دارد، آنوقت میتوانید تصمیم بگیرید زندگی خودتان را واقعی، انسانی و مستقل بسازید.
تجربه نشان میدهد، ما در دو جهان موازی زندگی میکنیم که یکی واقعی، پر از پیچیدگی، شکست و مسئولیت بوده و دیگری نمایشی، پر از موفقیت و شجاعت ظاهری است. آنچه ما از بلاگرها میبینیم، تصویر دوم است. وقتی این را بفهمیم، اولین گام برای دوری از تأثیرات منفی این افراد برداشته میشود. شاید این تلنگر سخت باشد، اما واقعیت را نمیتوان پشت فیلترها و لبخندهای مصنوعی پنهان کرد. تصویر اینستاگرامی که شما را جذب میکند، زندگی واقعی آن فرد نیست. مقایسه کردن با آن تصویر، چیزی جز سردرگمی، حس ناتوانی و گاهی تصمیمهای اشتباه نمیآورد.
دوباره بپرسید چه چیزی در زندگی خودتان واقعی است و چه چیزی ساخته ذهن و دوربین دیگران؟ تا کی قرار است معیار خوشبختیتان، تصویری باشد که هیچ ربطی به واقعیت ندارد؟ شاید وقت آن باشد که نگاهتان را به زندگی خودتان برگردانید و ارزشها و انتخابهای واقعی را جایگزین تقلید از تصویر مصنوعی کنید. فراموش نکنید، زندگی واقعی پر از شکست، تلاش، یادگیری و رشد است. زندگی واقعی نیاز به شجاعت دارد، اما شجاعتی از جنس پذیرفتن خود، مواجهه با مشکلات و ایجاد مسیری که برچسب خودتان را دارد. وقتی این را درک کنید، شاید بفهمید که زندگی شما هم میتواند کامل و ارزشمند باشد، بدون اینکه شبیه یک تصویر اینستاگرامی باشد.