کد خبر: 1337793
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۰۳:۲۰
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی وکیل‌پور، مدیر مؤسسه «خطابه امیربیان»، رزمنده مدافع حرم و راوی سیره شهدا: 
پدرانگی مسئولانه حاج قاسم میراثی ارزشمند برای خانواده هاست مهم‌ترین ویژگی حاج قاسم که او را در قامت یک پدر دلسوز نشان می‌دهد، این بود که نمی‌توانست بی‌تفاوت باشد. پدر، مسیر زندگی‌اش را طوری انتخاب می‌کند که بی‌تفاوتی در آن جایی ندارد. ابتدا نسبت به خودش و مراقبت از خویش بعد نسبت به خانواده، سپس نسبت به هم محله‌ای‌ها و کم‌کم این مسئولیت به جامعه و کشور گسترش پیدا می‌کند
محبوبه قربانی

جوان آنلاین: سردار حاج قاسم سلیمانی، نه تنها فرماندهی شجاع و با صلابت در میدان نبرد، بلکه پدری مهربان، دلسوز و مسئول برای خانواده، نیرو‌های تحت امر و تمام مردم بود. نگاه او به پدرانگی محدود به فضای خانه نبود. او همه را در قالب یک «حرم» می‌دید و باور داشت کسی که نسبت به خود، خانواده و اطرافیانش بی‌تفاوت نباشد، می‌تواند بنیان یک جامعه مستحکم و سرشار از اعتماد و همدلی را بسازد. از مراقبت دقیق و عاشقانه نسبت به نیرو‌ها و خانواده‌های شهدا تا توجه صمیمانه به مردم و حتی رسیدگی به حیوانات بی‌پناه منطقه، بی‌تفاوت نبودن و مسئولیت پذیری او، سبک زندگی او را شکل داد و او را به الگویی ماندگار و الهام بخش برای پدران امروز تبدیل کرد. پیام روشن و قابل لمسش برای نسل امروز این است: «پدر بودن یعنی مسئولیت، دلسوزی، توجه به دیگران و هرگز بی‌تفاوت نبودن.» به مناسبت تقارن ولادت با سعادت مولای متقیان علی (ع) با سالگرد شهادت این سردار بزرگ ایرانی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی وکیل‌پور، مدیر مؤسسه «خطابه امیربیان»، رزمنده مدافع حرم و راوی سیره شهدا به گفت‌و‌گو نشستیم. 
 
تقارن روز پدر با سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی فرصتی برای نگاه خانوادگی به شخصیت ایشان است. اگر سردار سلیمانی را به‌عنوان یک پدر معرفی کنیم، مهم‌ترین ویژگی پدرانه او چه بود که می‌تواند برای پدران امروز الگو باشد؟
پدر جان خود را فدا کرد برای خانواده‌ای که اندازه یک ملت و حتی فراتر از آن بود. خانواده‌ای به وسعت یک سفره. سفره‌ای که مظلومان دنیا پای آن می‌نشستند و او با نگاه پدرانه‌اش کنارشان بود. مهم‌ترین ویژگی او همین پدری‌کردن بود. پدری در مسیری که برای حفظ منافع و عزت همه این عزیزان، از جان خود گذشت. انسان زمانی به عمق این ارزش پی می‌برد که می‌بیند ۷ میلیون نفر زیر تابوتش جمع شدند. مردمی که احساس کردند پدری را از دست داده‌اند، آن هم پدری دلسوز. دلسوزی که تا جانسوز شدن پیش رفت. دلی که برای مردم می‌سوخت و شهادتی که برای مردم جانسوز شد. نمونه روشن این حقیقت، همین حضور گسترده و معنادار مردم در مراسم تشییع اوست. 

حاج قاسم چگونه نگاه پدرانه خود را فراتر از خانواده شخصی، در رفتار با نیرو‌ها و مردم نشان می‌داد؟
حاج قاسم مانند دیگر شهدا، این باور را داشت که نیرویی می‌تواند در میدان بایستد که عقبه داشته باشد. او عقبه رزمندگان را خانواده‌هایشان می‌دانست. این نگاه، از زندگی شخصی خودش آغاز می‌شد. از رسیدگی به فرزندان، توجه به بچه محل‌ها و سرکشی مداوم به خانواده‌های شهدا که بخشی از آن را در پاسخ به سؤال‌های بعدی توضیح خواهم داد، اما نگاه پدرانه او به همین جا محدود نماند. این نگاه به تدریج از خانواده شخصی‌اش فراتر رفت و در میان مردم گسترش پیدا کرد. تا جایی که می‌گفت دختر این جامعه، دختر من است و پسر این جامعه، پسر من. وقتی همه را در قالب یک «حرم» می‌دید، حرمت همه برایش معنا پیدا و احساس می‌کرد همه سوار یک کشتی هستند. به همین دلیل، نگاه پدرانه او برای همه کسانی که در این کشتی حضور دارند اهمیت پیدا می‌کرد و این نگاه در رفتار و برخوردهایش کاملاً نمایان بود. یکی دیگر از ویژگی‌های حاج قاسم همین بود که نگاه پدرانه‌اش را فراتر از خانواده شخصی خود برد و همواره در میان مردم حضور داشت. او بهترین لحظات عمرش را همین ارتباط با مردم می‌دانست و حتی با ایجاد فضایی مانند بیت‌الزهرا (س) در کرمان، محلی برای تعامل با مردم و انتقال این نگاه پدرانه فراهم کرد. 

برخورد و حمایت حاج قاسم از خانواده‌های شهدا به ویژه خانواده‌های شهدای مدافع حرم، چه تصویری از مهربانی، مسئولیت‌پذیری و فداکاری او به نسل نوجوان منتقل می‌کند؟
حاج قاسم این باور را داشت که بچه‌ها و رزمنده‌ها امانت در دست او هستند. به همین دلیل، چون این نیرو‌ها زیرمجموعه مسئولیتش بودند، نسبت به خانواده‌های شهدا احساس دین و مسئولیتی ویژه داشت. هرچه مسئولیتش نسبت به نیرو‌های مدافع حرم بیشتر می‌شد، این مسئولیت را نسبت به خانواده‌های آنان عمیق‌تر و جدی‌تر احساس می‌کرد. او به «عمو قاسم» معروف بود. معروف به اینکه وقتی تلفن زنگ می‌خورد، خودش مستقیم پاسخ بچه‌ها را می‌داد. معروف بود به اینکه اگر پدری شهید می‌شد و پسری می‌خواست بدون حضور پدر به خواستگاری برود، حاج قاسم خودش را می‌رساند. برای او ازدواج این بچه‌ها مهم بود و با حساسیت پیگیری می‌کرد. این احساس مسئولیت نسبت به خانواده‌های شهدا، فقط یک شعار نبود، رفتاری بود که در عمل دیده می‌شد. همین نگاه و رفتار، در میان بچه‌ها هم تقویت شد. آنها همان کاری را انجام می‌دادند که حاج قاسم در رفتار خود نشان می‌داد. به همین دلیل، رفاقت با او کم‌کم شباهت به او را هم به همراه داشت. 

از نگاه مکتب حاج قاسم، چرا نقش خانواده‌ها در شکل گیری روحیه مقاومت و ایستادگی این قدر مهم است؟
نقش خانواده برای او بسیار جدی و بنیادین بود. حاج قاسم جامعه را مانند یک پیکر می‌دید و خانواده‌ها را سلول‌های این پیکر می‌دانست. باور داشت جامعه‌ای می‌تواند مستحکم بماند که خانواده هایش به ویژه مادرانش در مسیری که طی می‌کنند استوار و مقاوم باشند. او در خانه، عمود وسط را مادر می‌دانست و جایگاه محوری مادر را در استحکام خانواده تعیین‌کننده می‌دید. نگاهش به خانواده، ریشه در تجربه شخصی اش داشت. نقش پدر و مادر خودش را بسیار محکم و اثرگذار می‌دانست، با اینکه شرایط خانوادگی شان خاص بود به ویژه به دلیل مأموریت‌های فراوان که موجب می‌شد او دیر به دیر به خانه بازگردد. با این حال، باور داشت هرچه هست، از همان رزق حلالی است که پدر و مادر به خانه می‌آورند و همین مسیر سالم، دلیل رشد درست و سالم فرزند می‌شود. به همین خاطر خانواده برای حاج قاسم جایگاهی ویژه داشت، هم خانواده خودش، یعنی پدر و مادرش و هم همسر و فرزندانش. او اهمیت خانواده را نه فقط در حرف، بلکه در نگاه و عملش به روشنی نشان می‌داد. 

حاج قاسم چه نقشی در تبدیل مفهوم مقاومت از یک موضوع صرفاً نظامی به یک فرهنگ خانوادگی و تربیتی داشت؟
وقتی کسی در میدان نبرد حضور دارد، نوع نبردش هم می‌تواند متفاوت باشد. یکی از رزمنده‌ها تعریف می‌کرد دیده بود دست حاج قاسم تسبیح است. می‌گفت رفتم آن را هدیه بگیرم، اما وسط عملیات حاج قاسم به من گفت: «فرمانده سلاحش را از خودش دور نمی‌کند.» گفتم یعنی چه، حاجی؟ دوباره تکرار کرد: «فرمانده سلاحش را از خودش دور نمی‌کند.» پرسیدم منظورتان چیست؟ گفت: «بخوان.» گفتم چه چیزی؟ گفت: «اللهُ علی فِدلِ الحَسَن...» آنجا فهمیدم منظورش همین ذکرهاست، ذکر‌هایی که حتی در فیلم‌ها و روایت‌ها هم از او دیده شده است. یعنی مفهوم مقاومت و اتصال به خدا در نگاه یک نظامی. اینکه دیگر فقط بحث‌های صرفاً مادی و میدانی مطرح نیست، در زمان جنگ، بخشی از ماجرا زمینی است و بخشی ملکوتی. ارتباط با خدا نقش جدی در زندگی، در جنگیدن و حتی در نوع ارتباط با مردم و خانواده دارد و اینها بر شیوه جنگیدن اثر می‌گذارد. با توجه به آیات قرآن هم همین معنا تأیید می‌شود. آنجا که می‌فرماید وقتی در معرکه پای بعضی‌ها لرزید، به دلیل لغزش‌ها و گناه‌هایی بود که کوچک می‌شمردند. گناه‌هایی که شیطان از همان‌ها راه نفوذ پیدا کرد. این یعنی بین خوب زندگی کردن و خوب جنگیدن یک ارتباط جدی وجود دارد. همان‌طور که انسان زندگی می‌کند، همانگونه هم می‌میرد، «کما تعیشون تموتون».

امروز که خانواده‌ها با فشار‌ها و نگرانی‌های مختلف روبه‌رو هستند، نوجوانان چه درس‌هایی می‌توانند از شیوه زندگی و نگاه پدرانه سردار سلیمانی بگیرند؟
در برخی نشست‌ها و نه فقط یک جلسه، بلکه در جلسات مختلف دانش‌آموزان به ما می‌گویند با حاج قاسم می‌شود زندگی کرد. وقتی زندگینامه خود نوشت او را می‌خوانند، یا دل نوشته‌هایی را که از نوجوانی‌اش به جا مانده است مرور می‌کنند، می‌بینند خودش نوشته است «از هیچ چیز نمی‌ترسیدم». همین روایت صادقانه از زندگی است که باعث می‌شود هر کس زندگی او را می‌خواند، بتواند با آن زندگی کند. حاج قاسم برای خیلی‌ها شبیه یک ستاره در تاریکی شب است؛ ستاره‌ای که آدم با نگاه کردن به آن راه را پیدا می‌کند. اینها شوخی بردار نیست. کسانی که شهید شدند، شهیدانه زندگی کردند و از واجبات زندگی شان کوتاه نیامدند. گاهی با یک خاطره از آنها می‌شود یک عمر زندگی کرد. این موضوع نشان می‌دهد کسی که یک مسیر را درست رفته و از یک راه عبور کرده است، حرفش شنیدنی است. بچه‌ها این را دوست دارند و خوب می‌فهمند که شهید در همین شرایطی که آنها تجربه می‌کنند حضور داشته است، این معرکه را دیده و بلد بوده است چگونه از آن عبور کند. 

اگر بخواهیم مکتب حاج قاسم را با زبان ساده برای نوجوانان توضیح دهیم، مهم‌ترین پیام آن درباره خانواده، پدرانگی و مسئولیت اجتماعی چیست؟
مهم‌ترین ویژگی حاج قاسم که او را در قامت یک پدر دلسوز نشان می‌دهد، این بود که نمی‌توانست بی‌تفاوت باشد. پدر، مسیر زندگی‌اش را طوری انتخاب می‌کند که بی‌تفاوتی در آن جایی ندارد. ابتدا نسبت به خودش و مراقبت از خویش بعد نسبت به خانواده، سپس نسبت به هم محله‌ای‌ها و کم‌کم این مسئولیت به جامعه و کشور گسترش پیدا می‌کند. اگر بخواهیم برای نوجوان‌ها مهم‌ترین پیام او را توضیح دهیم، باید بگوییم حاج قاسم هیچ وقت بی‌تفاوت از کنار هیچ چیز عبور نکرد. نه از خودش، نه از خانواده اش، نه از هم‌محله‌ای‌ها، نه از محل کار و نه از مسائل جامعه. همین بی‌تفاوت نبودن بود که او را به انسانی متفاوت تبدیل کرد. در خاتمه لازم است تأکید کنم منش پدرانه و مسئولانه حاج قاسم برای خانواده‌های امروز و فردا یک میراث گرانبها و ارزشمند است که باید حفظ و از آن درس‌آموزی شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار