پدر در خانه ایرانی، پیش از آنکه دیده شود، حس میشود. صدای کلیدی که شبها در قفل میچرخد جوان آنلاین: پدر در خانه ایرانی، پیش از آنکه دیده شود، حس میشود. صدای کلیدی که شبها در قفل میچرخد، مکث کوتاه در آستانه در و بعد آرامشی که بیهیاهو در خانه مینشیند. پدر معمولاً کم حرف است، اما سنگین؛ کمتر وعده میدهد، اما اگر گفت، میایستد. او قهرمان قاب شده روی دیوار نیست؛ ستون نامرئی خانه است. ستونی که اگر ترک بردارد، فرو ریختن آغاز میشود؛ آرام، تدریجی و بیسر و صدا.
در فرهنگ ایرانی، پدر فقط یک نقش خانوادگی نیست؛ یک معنا و کارکرد تاریخی است. پدر حلقه اتصال نسلهاست؛ انتقالدهنده تجربه، نگهدارنده مرزها و تثبیتکننده ارزشها، نه با خطابه، بلکه با رفتار. پدر یعنی مسئولیت بیادعا، یعنی ماندن وقتی رفتن سادهتر است. به همین دلیل، مفهوم پدر در ایران، هم در خانه معنا دارد و هم در جامعه و تاریخ.
همزمانی سالروز ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر با سالروز شهادت سردار سپهبد حاجقاسم سلیمانی و روز جهانی مقاومت، اگر سطحی دیده شود، به چند مناسبت تقویمی تقلیل مییابد، اما اگر عمیق خوانده شود، ما را ناچار میکند دوباره از خود بپرسیم: پدر کیست و نقش او در ایستادگی، انتقال معنا و حفظ ستونهای جامعه چیست؟
حضرتعلی (ع) در این منظومه، صرفاً یک شخصیت تاریخی یا الگویی عبادی نیست؛ نمونه کامل «پدرِ مسئول» است. پدری که عدالت را حتی وقتی پرهزینه است رها نمیکند، حقیقت را حتی آنگاه که تنها میماند پنهان نمیسازد و مسئولیت را حتی زمانی که محبوبیت را تهدید میکند، زمین نمیگذارد. این نوع پدرانگی، آسان و محبوبساز نیست، اما تاریخساز است. در این نگاه، مقاومت یک واکنش مقطعی یا صرفاً نظامی نیست، یک منش پایدار است. مقاومتی که از درون انسان آغاز میشود؛ از لحظهای که فرد تصمیم میگیرد هزینه حقیقت را بپردازد. همین معنا در زمانه ما در چهرههایی، چون سردار سپهبد حاجقاسم سلیمانی امتداد یافت؛ چهرهای که اگر فقط در قامت یک فرمانده نظامی دیده شود، ناتمام فهم شده است. سردار سلیمانی برای بسیاری، پدر اجتماعی بود؛ پدری که حضورش امنیت میآفرید، اعتماد میساخت و دیگران را به ایستادن دعوت میکرد، نه با شعار، بلکه با عمل. او بهخوبی میدانست پدر واقعی همیشه دیده نمیشود، اما اگر نباشد، خط فرو میریزد.
در خانواده ایرانی نیز پدران اثرگذار دقیقاً با همین منطق شناخته میشوند. ثبات رفتاری، مسئولیتپذیری عملی، قدرت تصمیمگیری در بحران و توان ایجاد تعادل میان اقتدار و عاطفه، ویژگیهای مشترک آنان است. پدری که اصولش ناپایدار باشد، مرجعیت اخلاقی خود را از دست میدهد و نسل امروز این را سریعتر از گذشته تشخیص میدهد.
پدران شهید، جلوه عینی همین مسئولیتپذیریاند، اما اسطورهسازی افراطی از آنان، خطرناک است. ایثار زمانی زنده میماند که فهم شود، نه فقط ستایش. اگر پدر شهید فقط در قابها بماند و به زندگی روزمره پیوند نخورد، فرهنگ مقاومت به خاطرهای بیاثر تبدیل میشود.
در این نقطه، نقش فرهنگ و هنر تعیینکننده است و در میان آنها، سینما، تئاتر و ادبیات بیش از هر رسانهای تصویر ذهنی جامعه از پدر و مقاومت را میسازند. سینما اگر درست عمل کند، میتواند پلی میان نسلها باشد و اگر محافظهکار شود، این پل را فرو میریزد.
فیلم «پدر» ساخته مجید مجیدی، یکی از صادقانهترین و مهمترین نمونههای سینمای پدرانگی در ایران است. این فیلم، پدر را نه قهرمان میکند و نه ضدقهرمان؛ او را انسان نشان میدهد. پدری خاموش، سختگیر، گاه ناعادلانه و ناتوان از بیان عاطفه که زیر فشار مسئولیت، ایمان، ترس از فروپاشی خانواده و شکاف نسلی قرار گرفته است. مقاومت در این فیلم نه در فریاد است و نه در درگیری؛ در ایستادن لجوجانه بر سر باورها، حتی وقتی رابطه پدر و فرزند ترک برمیدارد. این اثر به درستی نشان میدهد که پدر بودن، گاهی به معنای دوستداشتنی نبودن است، اما همچنان مسئول ماندن. در «آژانس شیشهای»، این پدرانگی شکل خشنتر و اجتماعیتری به خود میگیرد. پدر مقاوم، زخمی، خشمگین و معترض است؛ مردی که قانون را به چالش میکشد، اما از مسئولیت شانه خالی نمیکند. فیلم نشان میدهد مقاومت همیشه آرام و منظم نیست؛ گاهی پرتنش و حتی ترسناک، اما واقعی است.
«بادیگارد» پدرانگی اجتماعی را به تصویر میکشد؛ مردی که باید محافظ معنا باشد، نه فقط جان. مسئولیت در این فیلم نه افتخار است و نه شعار؛ باری اخلاقی است که باید تا آخر حمل شود. «به وقت شام» تلاش میکند این مسئولیت را میان نسلها منتقل کند، اما همزمان ضعف سینمای ما را عیان میسازد: ترس از ماندن در تردید و شتاب در قهرمانسازی. در مقابل «چ» با تمرکز بر لحظه تصمیم نشان میدهد مقاومت پیش از میدان نبرد، در اتاقهای گفتوگو و انتخابهای پرهزینه شکل میگیرد.
تئاتر نیز با نمایشهایی مانند «روز پدر» و «پدرخوانده کوچک» توانسته پدرانگی را از قاب خانگی به صحنه اجتماعی بیاورد؛ جایی که مخاطب با تضاد اخلاقی، انتخاب سخت و مسئولیت سنگین پدر مواجه میشود. این مواجهه، برخلاف سینما، نزدیک به حضور جسمی و عاطفی مخاطب و تأثیر آن درک عمیقتر از مسئولیت پدر و مقاومت اجتماعی است.
ادبیات هم سهم خود را دارد؛ از داستانهای کوتاه تا رمانهایی که نسل امروز را با پدرانی درگیر بحران و تضاد اخلاقی مواجه میکنند. رمانهایی مانند «پدرانگی در سکوت» و «سایههای خانه» به مخاطب نشان میدهند مقاومت صرفاً ایستادن در میدان جنگ نیست؛ مقاومت در تصمیم، گفتوگو و زندگی روزمره جاری میشود. این آثار، حتی وقتی تراژیکند، الگویی قابل لمس و یادگیری برای نسل جدید ارائه میدهند.
با این حال، باید بیپرده گفت: جریان غالب فرهنگی و هنری ما هنوز از «پدر پاسخگو» فرار میکند. یا پدر را بینقص نشان میدهند، یا او را حذف میکنند. این رویکرد نه انتقادی است و نه پیشرو؛ فقط کمهزینه است. مشکل ما کمبود قهرمان نیست؛ کمبود شجاعت در نمایش مسیر است. مقاومت یک فرآیند انسانی است؛ پرخطا، پرهزینه و قابل یادگیری.
چالش انتقال فرهنگ مقاومت به نسلهای آینده، پیش از آنکه آموزشی یا مناسبتی باشد، مسئله اعتماد است. پدر امروز اگر میخواهد مرجع بماند، باید بتواند دلیل ایستادنش را توضیح دهد، هزینههایش را بپذیرد و حتی خطاهایش را انکار نکند. این صداقت، اقتدار را نمیشکند، آن را ماندگار میسازد.
در ایران امروز، مقام پدر با عنوان حفظ نمیشود. پدر اگر قرار است ستون بماند، باید در متن زندگی بایستد؛ در عدالت خانوادگی، در مسئولیت اجتماعی و در اخلاق روزمره. پدری که فقط مطالبه میکند، فرو میریزد؛ پدری که مسئولیت میپذیرد، معیار میشود.
اینجاست که پیوند میان علی (ع)، پدران شهید و پدران امروز معنا پیدا میکند؛ پیوندی مبتنی بر یک اصل مشترک: پذیرفتن هزینه حقیقت. علی (ع) در تاریخ، سردار سلیمانی در زمانه ما و پدران بینامونشان در خانههای ایرانی، همگی در یک نقطه به هم میرسند؛ جایی که مسئولیت، مقدم بر راحتی است. همزمانی ولادت حضرت علی (ع)، روز پدر و سالروز شهادت سردار سلیمانی، اگر درست فهمیده شود، فقط یادآور گذشته نیست، محک امروز ماست. اینکه ستونهای خانه و جامعه را با چه میسازیم: با شعار یا با صداقت. پدر، یک عنوان افتخاری نیست؛ یک مسیر دشوار است. مسیری که اگر درست طی شود، خانه میماند، جامعه میایستد و تاریخ فرو نمیریزد. پدر در خانه ایرانی، همچنان پیش از آنکه دیده شود، حس میشود و اگر این حس بر پایه مسئولیت و ایستادگی باشد، خودش راه را نشان میدهد.