کد خبر: 1342225
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۲۰
وقتی حرفامو نمی‌شنوین! یادمه یه بار، وقتی خیلی کوچیک بودم، یک اسباب‌بازی خیلی دوست‌داشتنی می‌خواستم. یه ماشین مسابقه‌ای قرمز رنگ که تمام آرزوهام رو در خودش جمع کرده بود
نیره ساری

جوان آنلاین: یادمه یه بار، وقتی خیلی کوچیک بودم، یک اسباب‌بازی خیلی دوست‌داشتنی می‌خواستم. یه ماشین مسابقه‌ای قرمز رنگ که تمام آرزوهام رو در خودش جمع کرده بود. به مامانم گفتم، اونم گفت: «الان که پول نداریم، بعداً می‌خریم.» ولی من که اون موقع فقط می‌خواستم همون لحظه داشته باشمش ناراحت شدم، فکر کردم مامانم منو دوست نداره یا به حرفام اهمیت نمی‌ده. با چشمای خیس رفتم تو اتاقم و زیر پتو قایم شدم و زار‌زار گریه کردم. 
حالا که بزرگ شدم، فهمیدم اون فقط یه اسباب‌بازی نبود. اون لحظه، من فقط می‌خواستم مامانم منو بفهمه، به حرفام گوش بده و به من احساس ارزشمندی بده. می‌خواستم بدونه که من چی می‌خوام، چی دوست دارم و چی برام مهمه. 
امروز، من یه جوون هستم. یه عالمه فکر، حس و تجربه دارم که می‌خوام درباره اون‌ها صحبت کنم. می‌خوام در مورد آرزوهام، ترس‌هام، ناامیدی‌هام و امیدواری‌هام حرف بزنم. در مورد اینکه چطور احساس می‌کنم تو این دنیای پر از تغییر و تحول، گاهی گم می‌شم. در مورد اینکه چطور دلم می‌خواد یه کاری انجام بدم که دنیا رو بهتر کنم، ولی نمی‌دونم از کجا شروع کنم. در مورد این‌که چرا از آینده نگرانم. نگران این‌که آیا می‌تونم یه شغل خوب پیدا کنم؟ نگران اینکه آیا می‌تونم یه زندگی مستقل و شاد داشته باشم؟ نگران این‌که آیا می‌تونم به آرزوهام برسم؟
ولی خیلی وقت‌ها، وقتی شروع می‌کنم به صحبت کردن، یه جور نگاه می‌کنید. انگار دارید فکر می‌کنید: «این چی داره می‌گه؟» یا «این هنوز خیلی بی‌تجربه‌س.» انگار منتظر هستید تا من یه اشتباه بزرگ کنم تا بعد بگید «دیدی بهت گفتم!» انگار قصد دارید من رو در یه قالب مشخص بریزید، یه قالب که شما برای من تعریف کردید. 
گاهی هم حرف‌هاتون رو قطع می‌کنید و به جای اینکه به حرف من گوش بدید، شروع می‌کنید به نصیحت کردن «این کار رو نکن، اون کار رو بکن.»، «تو هنوز نمی‌فهمی، صبر کن بزرگ بشی.» انگار دارید یه نسخه آماده برای من تجویز می‌کنید، بدون اینکه حتی سعی کنید بفهمید من چی می‌گم. انگار دارید فکر می‌کنید شما بیشتر می‌دونید که من چه کاری باید بکنم. 
من می‌دونم که شما‌ها می‌خواین به من کمک کنید. می‌دونم که دوست دارید من بهترین باشم. ولی وقتی حرفامو نمی‌شنوید، وقتی احساس می‌کنم حرفام براتون مهم نیست، خیلی ناراحت می‌شم. احساس می‌کنم یه چیزی بین ما کم است. یه چیزی که می‌تونه ما رو به هم نزدیک‌تر کنه. 
احساس می‌کنم بین من و شما یه دیوار وجود داره. دیواری که ساخته شده از تفاوت نسل‌ها، تفاوت دیدگاه‌ها و تفاوت تجربه‌ها. یه دیواری که من نمی‌خوام اون رو بسازم، ولی هر روز داره بلندتر و محکم‌تر می‌شه. یه دیواری که من رو از شما جدا می‌کنه. من فقط می‌خوام بدونم که شما منو می‌فهمید. می‌خوام بدونم که به حرفام اهمیت می‌دید. می‌خوام بدونم که من براتون مهم هستم. می‌خوام بدونم که شما به من اعتماد دارید و فکر می‌کنید من می‌تونم تصمیم‌های درست رو بگیرم، حتی اگه گاهی اشتباه کنم. 
شنیدن حرف من، به معنی موافقت با حرف من نیست. بلکه به معنی احترام گذاشتن به من و به احساساتم هست. به معنی تلاش برای درک دنیای من و به معنی ایجاد یه ارتباط صمیمی و واقعی بین ماست. به معنی اینه که به من فرصت بدید تا خودم رو پیدا کنم، خودم رو بسازم و به آرزوهام برسم. من نمی‌خوام شما به جای من تصمیم بگیرید. من نمی‌خوام شما مسیر من رو برای من تعیین کنید. من فقط می‌خوام شما کنارم باشید، منو حمایت کنید و به من کمک کنید تا از اشتباهاتم درس بگیرم. شما‌ها یه عالمه تجربه دارید. شما‌ها از سختی‌ها و مشکلات زیادی عبور کردید. من به این تجربه‌ها نیاز دارم. ولی نه به این صورت که به من بگید چی کار کنم. بلکه به این صورت که به من گوش بدید، به من مشاوره بدید و به من کمک کنید تا خودم راه‌حل‌ها رو پیدا کنم. 
من می‌دونم که بزرگ‌شدن آسون نیست. من می‌دونم که زندگی پر از چالش‌ها و سختی‌هاست. ولی من می‌خوام با اعتماد به نفس و با قدرت به سمت آینده حرکت کنم و برای این کار، به حمایت شما نیاز دارم. 
لطفاً، فقط یه کم بیشتر به حرفام گوش بدید. سعی کنید دنیای من رو ببینید. سعی کنید خودتون رو جای من بذارید. تصور کنید که شما هم یه روز جوون بودید، پر از آرزو و امید، ولی با ترس‌ها و نگرانی‌های خاص خودتون؛ شاید این‌طوری بتونیم با هم یه پلی بسازیم که ما رو به هم نزدیک‌تر کنه. پلی که از درک، همدلی و احترام ساخته شده باشه. 
شاید اینطوری، من احساس کنم که واقعاً درک می‌شم و این، بزرگ‌ترین هدیه‌ایه که می‌تونید به من بدید. هدیه‌ای که می‌تونه من رو قوی‌تر کنه، من رو امیدوارتر کنه و من رو به سمت آرزوهام هدایت کنه. هدیه‌ای که می‌تونه یه نسل رو نجات بده. چون وقتی یه جوون احساس کنه که درک می‌شه، احساس می‌کنه که می‌تونه هر کاری رو انجام بده. احساس می‌کنه که می‌تونه دنیا رو تغییر بده و این، چیزیه که ما بهش نیاز داریم. ما به یه نسل قوی، امیدوار و متعهد نیاز داریم. نسلی که بتونه با چالش‌های آینده روبه‌رو بشه و کشور رو به سمت پیشرفت ببره. من می‌خوام یه آدم موفق باشم. یه آدم مفید باشم. یه آدم که بتونه به جامعه‌ش خدمت کنه. ولی برای این کار، به کمک شما نیاز دارم. به گوش دادن شما، به درک شما و به حمایت شما. مادر و پدر عزیزم، به من فرصت بدید تا خودم رو ثابت کنم. به من فرصت بدید تا آرزوهام رو دنبال کنم. به من فرصت بدید تا یه آدم بهتر باشم. من مطمئنم که با کمک شما، می‌تونم به همه آرزوهام برسم و این، چیزیه که من بیشتر از هر چیز دیگه‌ای می‌خوام.

برچسب ها: سبک زندگی ، سبک رفتار ، پول
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار