کد خبر: 1344785
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۰
تورم، رکود و بی‌ثباتی مالی با تنگ‌تر کردن یک تنگه تنگه هرمز که پهنای آن در دورترین نقطه فقط ۲۱مایل دریایی (۳۹ کیلومتر) است، آبراهی استراتژیک میان خلیج‌فارس و دریای عمان و در ادامه اقیانوس هند به شمار می‌رود. کشور‌های نفت‌خیز مانند عربستان سعودی، ایران، عراق، کویت، امارات و قطر به این مسیر برای صادرات انرژی خود وابسته‌اند.
حامد سلیمانی *

جوان آنلاین: تنگه هرمز یکی از حساس‌ترین و راهبردی‌ترین گذرگاه‌های جهان است که نقش حیاتی در موازنه قدرت منطقه‌ای و بین‌المللی دارد. این تنگه نه تنها از نظر جغرافیایی و ژئواستراتژیکی اهمیت دارد، بلکه به دلیل ارزش‌های ژئواکونومیکی و ژئوپلیتیکی، عامل مؤثری در تعیین جریان تجارت و انرژی جهان محسوب می‌شود. تنگه هرمز دروازه اصلی ایران و کشور‌های همسایه جنوبی به آب‌های آزاد است و بخش عمده صادرات نفت، گاز و محصولات پتروشیمی منطقه از این مسیر عبور می‌کند. هرگونه بحران یا تنش در این گذرگاه، محدود به منطقه نمی‌شود و می‌تواند بازار انرژی، زنجیره تأمین صنایع و امنیت اقتصادی کشور‌های جهان را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. 

اهمیت هرمز فراتر از نفت است؛ کالا‌های حیاتی، محصولات پتروشیمی، کود و موادغذایی نیز وابستگی مستقیم به این مسیر دارند، بنابراین ثبات آن برای اقتصاد جهانی حیاتی و غیرقابل جایگزین است. در ادامه به بررسی پیامد‌های اقتصادی تنگه هرمز و تأثیر هرگونه بحران یا اختلال در این گذرگاه حیاتی بر بازار‌های انرژی، صنایع و تجارت جهانی خواهیم پرداخت. 

چرا تنگه‌هرمز برای اقتصاد جهانی غیرقابل جایگزین است؟

تنگه هرمز که پهنای آن در دورترین نقطه فقط ۲۱مایل دریایی (۳۹ کیلومتر) است، آبراهی استراتژیک میان خلیج‌فارس و دریای عمان و در ادامه اقیانوس هند به شمار می‌رود. کشور‌های نفت‌خیز مانند عربستان سعودی، ایران، عراق، کویت، امارات و قطر به این مسیر برای صادرات انرژی خود وابسته‌اند. اختلال در این مسیر، نه فقط عرضه جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه زنجیره تأمین صنایع، ناوبری، پتروشیمی، حمل‌ونقل هوایی و دریایی و حتی بازار‌های کشاورزی را دچار اختلال جدی خواهد کرد. بنابراین، اهمیت راهبردی این گذرگاه به‌حدی بالاست که هرگونه اختلال موقت می‌تواند پیامد‌های عمیق و زنجیره‌ای برای بازار جهانی انرژی، صنایع شیمیایی و تجارت بین‌الملل به‌همراه داشته باشد. براساس آمار مؤسسه کپلر، حدود ۳۷/ ۴ درصد از تجارت نفت جهان به این تنگه وابسته است. افزون بر آن، نزدیک به ۲۷ /۶ درصد از تجارت جهانی محصولات معدنی، ۲۵/ ۸ درصد از مایعات و میعانات گازی و حدود ۲۰/ ۲ درصد از گاز طبیعی مایع شده از این مسیر عبور می‌کند. در سال ۲۰۲۵، متوسط جریان نفت و محصولات نفتی عبوری از تنگه هرمز به حدود ۲۱ میلیون بشکه در روز رسیده که نشان‌دهنده نقش محوری آن در تأمین انرژی جهانی است. 

نفت خام مهم‌ترین کالای عبوری از این تنگه محسوب می‌شود و بیش از یک‌سوم نفت دریابرد جهان از هرمز عبور می‌کند. از این میزان، حدود ۸۸ درصد به مقصد بازار‌های آسیایی صادر می‌شود که وابستگی شدید اقتصاد‌های شرق و جنوب آسیا به امنیت این مسیر را نشان می‌دهد. در حوزه گاز طبیعی مایع‌شده نیز حدود ۲۰ درصد از صادرات جهانی LNG از تنگه هرمز عبور می‌کند و کشور‌های آسیای شرقی بیشترین آسیب‌پذیری را در صورت اختلال خواهند داشت. مایعات گازی طبیعی مانند پروپان، بوتان و اتان سهم قابل‌توجهی در این معادله دارند، به‌گونه‌ای که حدود ۲۵/ ۷ درصد از صادرات جهانی آنها از منطقه خلیج‌فارس انجام می‌شود و چین و هند مشتریان اصلی این جریان هستند. همچنین حدود ۱۴ درصد از کل جریان دریایی کالا‌ها شامل محصولات پتروشیمی، موادشیمیایی و نفتا از تنگه‌هرمز عبور می‌کند که برآورد‌ها نشان می‌دهد حدود ۳درصد از تجارت جهانی پلاستیک نیز به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به این مسیر وابسته است. محصولات پالایشی و شیمیایی نیز سهم مهمی دارند و به‌ترتیب حدود ۱۳ /۶ و ۱۴/ ۵ درصد از تجارت دریایی جهانی آنها از این منطقه عبور می‌کند؛ هرگونه کاهش در این جریان، به‌ویژه بازار‌های اروپا و آسیا را تحت تأثیر قرار خواهد داد. علاوه بر این، صادرات کود‌های شیمیایی از خلیج‌فارس برای کشور‌هایی مانند هند، چین و برزیل اهمیت بالایی دارد. در نهایت باید توجه داشت که کشور‌های حوزه خلیج‌فارس بخش عمده‌ای از واردات غذایی خود از جمله غلات، شکر و دانه‌های روغنی را از مسیر تنگه هرمز تأمین می‌کنند و اختلال در این گذرگاه می‌تواند امنیت غذایی آنها را نیز به‌طور جدی تهدید کند. 

همچنین طبق گزاش انجمن پتروشیمی و موادشیمیایی خلیج‌فارس، بسته شدن یا حتی اختلال جدی در تنگه هرمز، علاوه بر بازار انرژی، می‌تواند هزینه‌ای دست‌کم ۶۰ میلیارد دلاری به تجارت جهانی محصولات پتروشیمی و پلیمری تحمیل کند. برآورد‌ها نشان می‌دهد که کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس سالانه حدود ۱۰۰ میلیون تن محصولات پتروشیمی و پلیمری به ارزش تقریبی ۶۰ میلیارد دلار به بازار‌های جهانی صادر می‌کنند که نزدیک به ۷۰ درصد این حجم از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند. این وابستگی بالا تنگه هرمز را به یکی از گلوگاه‌های اصلی زنجیره تأمین صنایع شیمیایی و پلیمری جهان تبدیل کرده است. در این میان، کشور‌هایی مانند عربستان سعودی، ایران، قطر، امارات متحده عربی و کویت در مجموع حدود ۷۰میلیون تن محصولات پتروشیمی پایه، انواع پلیمر و موادشیمیایی میانی را از طریق این مسیر به بازار‌های آسیا، اروپا و آفریقا صادر می‌کنند. این محصولات نقش حیاتی در تأمین مواداولیه صنایع پایین‌دستی از جمله بسته‌بندی، لوازم خانگی، تجهیزات صنعتی و قطعات مهندسی دارند. ایران به‌تنهایی سالانه حدود ۳۰ میلیون تن محصول پتروشیمی به ارزش تقریبی ۱۳ میلیارد دلار صادر می‌کند که بخش عمده آن به بازار چین اختصاص دارد و هرگونه اختلال در مسیر هرمز می‌تواند این جریان صادراتی را با وقفه جدی مواجه کند. در صورت بروز اختلال در تنگه هرمز، بازار جهانی پلیمر‌ها و موادشیمیایی با کمبود عرضه، جهش قیمت و افزایش نااطمینانی روبه‌رو خواهد شد. این وضعیت به‌طور مستقیم صنایع وابسته مانند بسته‌بندی، خودروسازی و تولید قطعات پلاستیکی مهندسی را تحت فشار قرار می‌دهد و می‌تواند به توقف خطوط تولید، افزایش هزینه تمام شده کالا‌ها و انتقال شوک قیمتی به مصرف‌کنندگان نهایی منجر شود؛ امری که اهمیت راهبردی تنگه هرمز را فراتر از بازار نفت و گاز برجسته می‌کند. 

پیامد‌های کلی بسته‌شدن تنگه‌هرمز

در صورت بسته شدن کامل یا حتی محدود تنگه هرمز، اقتصاد جهانی با بحرانی ژئو‌اقتصادی چندبعدی مواجه خواهد شد که پیامد‌های آن به‌صورت زنجیره‌ای و درهم‌تنیده بروز می‌کند. 

پیامد نخست این وضعیت، اختلال جدی در عرضه انرژی جهانی است؛ در شرایطی که تقاضا در کوتاه‌مدت انعطاف‌پذیری اندکی دارد، کاهش عرضه می‌تواند به جهش شدید قیمت نفت و گاز منجر شود، به‌گونه‌ای که عبور قیمت نفت از سطوح ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه دور از انتظار نخواهد بود. این افزایش قیمت، پیامد مستقیمی بر هزینه‌های تولید، حمل‌ونقل و مصرف انرژی در بخش‌های صنعتی و خانگی خواهد داشت. 

پیامد دوم، تشدید تورم جهانی است. انرژی یکی از نهاده‌های کلیدی در زنجیره تولید اغلب کالا‌ها و خدمات محسوب می‌شود و افزایش بهای آن به‌سرعت به سایر بخش‌ها منتقل می‌گردد. در این میان، کشور‌های واردکننده خالص انرژی، به‌ویژه در آسیا، اروپا و آفریقا، فشار بیشتری را تجربه خواهند کرد. این شرایط بانک‌های مرکزی را ناچار به اتخاذ سیاست‌های پولی انقباضی و افزایش نرخ بهره می‌کند؛ اقدامی که خود پیامد‌های منفی بر رشد اقتصادی برجای می‌گذارد. 

پیامد سوم، شکل‌گیری رکود اقتصادی و افزایش بیکاری در سطح جهانی است. افزایش نرخ بهره، کاهش سرمایه‌گذاری و افت تقاضای مؤثر، رشد تولید ناخالص داخلی را محدود کرده و بخش‌هایی مانند حمل‌ونقل هوایی، خودروسازی، گردشگری و کشاورزی را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. تداوم این روند می‌تواند به تعطیلی بنگاه‌ها و گسترش بیکاری منجر شود. 

پیامد چهارم، اخلال در زنجیره‌های تأمین جهانی است. تأخیر در انتقال انرژی به پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها و واحد‌های صنعتی، تولید جهانی را با وقفه مواجه می‌کند و شرکت‌های چندملیتی را با افزایش هزینه‌ها و کاهش سودآوری روبه‌رو می‌سازد. این اختلال‌ها در نهایت به کاهش عرضه کالا و افزایش فشار قیمتی در بازار‌های جهانی منجر می‌شود. 

پیامد پنجم به بی‌ثباتی بازار‌های مالی و رفتار‌های ریسک‌گریز سرمایه‌گذاران بازمی‌گردد. تشدید نااطمینانی‌های ژئوپلیتیکی باعث افت بازار‌های سهام، تضعیف ارز‌های پرریسک و عقب‌نشینی جریان سرمایه‌گذاری خارجی، به‌ویژه در کشور‌های پیرامون خاورمیانه خواهد شد. به طور کلی براساس گزارش مؤسسه کپلر، بسته شدن کامل یا حتی اختلال جدی در تنگه هرمز می‌تواند پیامد‌های گسترده‌ای برای تجارت جهانی داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که حدود ۳۵ درصد از جریان نفت خام جهان، نزدیک به ۲۰ درصد از تجارت گاز طبیعی مایع‌شده و حدود ۲۶ درصد از میعانات گازی با وقفه مواجه می‌شود. آثار این اختلال صرفاً به بخش انرژی محدود نمانده و حدود ۱۴ /۵ درصد از تجارت جهانی مواد غذایی، ۱۶/ ۵ درصد از کود‌های شیمیایی و نزدیک به ۲۷/ ۵ درصد از تجارت مواد معدنی را نیز در معرض آسیب قرار می‌دهد؛ امری که نشان می‌دهد تنگه هرمز نقشی فراتر از یک گذرگاه انرژی داشته و یکی از گلوگاه‌های حیاتی ثبات اقتصادی و امنیت غذایی در مقیاس جهانی محسوب می‌شود. 

طبق مطالب گفته شده بسته شدن یا اختلال در تنگه‌هرمز فقط نفت جهان را تهدید نمی‌کند، بلکه بخش بزرگی از گاز، میعانات گازی، محصولات پتروشیمی، کود و موادغذایی نیز در معرض آسیب قرار می‌گیرد. این اختلال باعث جهش قیمت‌ها، افزایش تورم و نوسان شدید بازار‌های مالی می‌شود. اهمیت هرمز فراتر از انرژی است؛ این گذرگاه حیاتی جریان تجارت جهانی، صنایع و زنجیره تأمین مواداولیه را تضمین می‌کند و هرگونه اختلال، پیامد‌های گسترده‌ای برای اقتصاد و مصرف‌کنندگان در آسیا، اروپا و آفریقا خواهد داشت. 

* پژوهشگر اقتصادی

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار