خیلیها از مشکلات کلان سینمای ایران را ضعف نظام تهیه کنندگی میدانند و این روزها وقتی شاهد مناقشهها و دعواهای درونگروهی اصناف تهیهکنندگی در سینمای ایران هستیم، ناخودآگاه ایرادات قدیمی این عوامل سینمایی در ذهنمان مرور میشود. جوان آنلاین: خیلیها از مشکلات کلان سینمای ایران را ضعف نظام تهیه کنندگی میدانند و این روزها وقتی شاهد مناقشهها و دعواهای درونگروهی اصناف تهیهکنندگی در سینمای ایران هستیم، ناخودآگاه ایرادات قدیمی این عوامل سینمایی در ذهنمان مرور میشود.
جامعه صنفی تهیهکنندگان سینما طی بیانیهای رسماً اعلام کرد که «شورای عالی تهیهکنندگان را فاقد هرگونه وجاهت، جامعیت و موضوعیت در سینمای ایران میداند و از زیر چتر آن خارج شدهاست».
شامگاه دوشنبه ۲۲ آبان اتفاقی که مدتها بیم آن میرفت، سرانجام رخ داد و اختلافات درونی و شاید آنچه مرضیه برومند، مدیر عامل پیشین خانه سینما را وادار به استعفا کردهبود، پایان چیزی را که طی سالها به سختی شکل گرفته رقم زد؛ پایان یکپارچگی تهیهکنندگان سینمای ایران.
در نزدیک ۱۵ سال گذشته بارها و بارها شاهد اختلافات گسترده و بعد تشکیل چتر واحد در بین تهیهکنندگان سینمای ایران بودهایم؛ اتفاقی که به سبب وجود چهار تشکل هر کدام با رویکردها و خواستههای مختلف اجتنابناپذیر بودهاست و در نهایت شب گذشته جامعه صنفی تهیهکنندگان سینما قدیمیترین صنف تهیهکنندگی ایران عطای یکپارچگی را به لقایش بخشید با صدور بیانیهای شبانه به دلیل آنچه تمامیتخواهی و منفعتطلبی عدهای از افراد مؤثر خانه سینما عنوان کرد، از عضویت در شورای عالی تهیهکنندگان خارج شد.
سینمای ایران مشابه این اتفاق را در سالهای گذشته نیز تجربه کردهاست و دوبار در زمان مدیریت محمدرضا جعفری جلوه و حجتالله ایوبی چتری واحد برای حضور همه تشکلهای تهیهکنندگی شکل گرفت، اما در نهایت فعالیت همزمان چهار صنف تهیهکنندگی و تضاد منافع پایان یکپارچگی تهیهکنندگان سینمای ایران را برای چندمینبار رقم کرد.
اتفاقی که جامعه صنفی تهیهکنندگان سینما در توضیح دلیل خروج خود از شورای عالی تهیهکنندگان نوشته است: «سالهاست که از مناقشات و کشمکشهای بیهوده صنوف تهیهکنندگان سینما میگذرد، به وجود آمدن چهار صنف در حوزه واحد تهیهکنندگی سینما در مقابل تولیدات اقل و بیکاری مستمر همکارانمان گواه این ادعاست که اگر منشأ منازعات، اختلاف در روشها برای گرهگشایی بود، دستکم امروز با این حجم از انفعال و تلی از گرفتاریهای صنفی و حرفهای در سینما مواجه نبودیم؛ متأسفانه هر چه پیشتر میرویم به لطف برخی آقایان تمامیتخواه و منفعتطلب روزنه امید برای برونرفت از این مدار دوار روز به روز بستهتر میشود.»
به نظر میرسد دلیل اصلی انشقاق دوباره تهیهکنندگان را باید از مبدأ شکلگیری صنوف تهیهکنندگی جستوجو کرد، جایی که نامش «خانه سینما» است، اما یک روز مدیر عاملش در اعتراض به «ناتوانی در درک پیچیدگیها و تناقضهای درونی خانه سینما» استعفا میدهد و روزی دیگر قدیمیترین صنف تهیهکنندگی آن در بیانیه اعتراضی خود اینگونه مینویسد که «شورای عالی تهیهکنندگان که بنا بود محملی باشد برای اجماع عقلانیت به جهت اصلاح امور، به محفلی بدل شد برای لابی و گعده و انفعال صنفی و در مقابل صدها امر مهم از امنیت شغلی سینماگران تا امنیت سرمایه گذاری در فیلمها در هزارتوی دعواهای حیدری و نعمتی مغفول ماند؛ دعواهایی که متأسفانه سر در شورای عالی دارد و پا در خانهای که قرار بوده حافظ و مأمن و پشتوانه سینماگران باشد؛ خانه به چنان هیبتی درآمده که نه از تاک نشانی مانده نه از تاکنشان!»
آنچه وضعیت امروز سینما را به رغم اعلام اخبار رکوردشکنیهای هفتگی در فروش و مخاطب نگرانکننده جلوه میدهد، این است که انگار کسی نمیخواهد برای این سینما پدری کند. رئیس هیئتمدیره خانه سینمایش در رسانهها به کلکل با مدیران سینمایی میپردازد و مدیران سینمایی آن در رسانه جواب او را میدهند، در سایه این دعواهای بیهوده آنچه بیش از همه دارد آسیب میبیند، سینماست.
به هر حال اتفاقی که شاید طی سالهای گذشته با گفتگو و تبدیل «تضاد منافع» به «منافع مشترک» توسط مدیران سینمایی و خانه سینما، میتوانستند از وقوع آن جلوگیری کنند، سرانجام رخ داد و شاید مهمترین دلیل آن را بتوان در عبارات پایانی بیانیه جامعه صنفی تهیهکنندگان جست. جایی که خطاب به همکاران خود نوشته است که «و درآخر تأکید مؤکد میکنیم شورای عالی تهیهکنندگان که تاکنون نمایندگی آرا و مواضع جمیع تهیهکنندگان سینمای ایران را در قالب صنوف چهارگانه برعهده داشته با خروج جامعه صنفی، منبعد فاقد هرگونه وجاهت، جامعیت و موضوعیت در سینمای ایران میباشد.»