«عامهپسند» در ادامه فیلمهای «من» و «عرق سرد» درباره یک زن ساخته شده است. فهیمه در آستانه ۵۷ سالگی تصمیم میگیرد زندگی آزادی داشته باشد! جوان آنلاین: «عامهپسند» در ادامه فیلمهای «من» و «عرق سرد» درباره یک زن ساخته شده است. فهیمه در آستانه ۵۷ سالگی تصمیم میگیرد زندگی آزادی داشته باشد! و آن طوری که دوست دارد زندگی کند، فیلم به موازات قصه زنانهاش به تکنولوژی و فضای مجازی هم میپردازد، اما سومین فیلم سهیل بیرقی نمیتواند از روایت جالب و جذابی برخوردار باشد. عامهپسند به روایتی سطحی بسنده کرده است. فیلمساز در پردازش شخصیت فهیمه و معرفی آن دچار ذوقزدگی است تا نگاه او به مشکلات اجتماعی یک زن دچار رگههای فمینیستی افراطگونهای شود. گاهی یک حس دلسوزی برای مخاطب به وجود میآید که اساساً این از ضعف فیلم است. فیلمساز از موضع ضعف به فهیمه میپردازد و میخواهد بگوید زن در جامعه ایران موجودی ناتوان است! اما یک زن دیگر مثل افسانه که شوهرش برای او مغازه و کاسبی راه انداخته قدرتمند! است، یعنی تا مردها نخواهند زنها توانی ندارند! بعید است فیلمساز ناخواسته دچار شعارزدگی شده باشد، اما دلیل ضعف فیلم میتواند عدمتشخیص در مرزبندیهای اخلاقی و احساسی یک زن میانسال در تقابل با آزادیهای فردی هم باشد. نقش مرد در زندگی فهیمه آنقدر مهم است که او در تنهایی ناتوان به نظر میرسد، زورگوییهای پسرش پشت تلفن یا نقش شوهر سابقش در زندگی کنونی او باعث شده است فهیمه یک زن متکی به مرد باشد و میزان اعتمادش به میلاد به عنوان یک پسر جوان میتواند نشانی از ضعف احساسی فهیمه باشد، به همین دلیل میلاد به سادگی وارد ارتباط با فهیمه میشود و راحت میتواند از نظر احساسی به او نزدیک شود و فهیمه در هر موردی با نظر میلاد موافقت میکند، زیرا او به دلیل ضعفهای عاطفی که دارد، به راحتی به میلاد اعتماد میکند، اما ماجرای بیمهشدن فهیمه از سوی شوهرش میتواند سرنخی باشد برای این ادعا که نگاه فیلمساز در بعضی از مقاطع به زن از زاویه ضعف است، اما فهیمه میکوشد عکس این را نشان بدهد تا بتواند یک زن قوی و آزاد باشد، او با ورود میلاد به زندگیاش که ورود و خروج اتفاقی است و منطق خاصی هم ندارد، دچار نوعی انفعال میشود. اتفاقاً چه خوب که فیلمساز از بعضی نکات چشمپوشی میکند که قصه مسیر خودش را ادامه دهد و دست آخر قصه کم نمیآورد، اما مصالح ضعیف آن باعث شده است نوع روایت در بعضی از سکانسها کمجان باشد. عقب و جلوشدن روایتها و بعد در چند سکانس جلوتر منطقیابی آن باعث غافلگیری نمیشود بلکه این امکان وجود دارد که مخاطب نمای قبل و بعد از آن را فراموش کند، اما نوع شکلگیری و چیدمان سکانسها نمای کلی فیلم را زیبا کرده است، با این حال همه چیز در اجرا و تکنیک خلاصه نمیشود. فیلمساز برای برآوردهشدن نیاز خود و دستیابی ساخت فیلمی درباره یک زن میانسال باید اصول و نگرش بیطرفانهای نسبت به فهیمه میداشت. در انتهای «عرق سرد» فیلم سابق کارگردان زن از شوهرش انتقام میگیرد، اما در این فیلم یک زن دیگر با نگاه تحقیرآمیز با کمک پولهای شوهرش باعث میشود چکهای فهیمه پاس شود. فهیمه یک زن آسیبپذیر است که نه تنها از پسر، شوهر و میلاد آسیب دیده بلکه جلوی افسانه هم تحقیر میشود که اگر سکانسهای اول را به یاد بیاورید، افسانه برای اینکه شخصیت فهیمه خرد نشود، ترجیح میدهد قرارداد خانه به نام خود فهیمه نوشته شود، اما در سکانس آخر شکل تغییر یافته فهیمه و افسانه در مواجهه با یکدیگر از زاویه ضعف و قدرت است. عامهپسند یک اثر متوسط است که میتوانست با رعایت نکات محتوایی و ساختاری اثری قابل توجه باشد، اما نیست، حتی در بازیها هم نمیتوانیم نکته مثبتی ببینیم. فاطمه معتمدآریا، باران کوثری و هوتن شکیبا همان همیشگی هستند یا بهتر بگویم در بازی کمکاری کردهاند که این از ضعف فیلمنامه است، البته کمکاری کارگردان در بازی گرفتن هم به چشم میآید! در کل باید گفت عامهپسند اثری است که نمیتواند مخاطب را با خود همراه کند و برای بیرقی حرکتی رو به عقب است.