این روزها رفتار یکی از نمایندگان با گروهی از فرهنگیان و معلمان، رسانهای شد؛ رفتاری که هیچ مقدار آن با هیچ معیاری قابل دفاع نبود بلکه مایه شرم و خجالت بود.
اگرچه او بعد از چند روز زبان به عذرخواهی گشود، اما واقعاً معلوم نیست در ذهن آن آقای بهاصطلاح نماینده چه میگذرد، ولی هر چه که باشد، صورت بسیار زشت و زننده و توهینآمیزی داشت.
شخصیت ملت ایران به تدریج از حالت منفعل سلبی به شخصیت فعال ایجابی تغییر هویت داده و پذیرفته است که باید بسازد تا اینکه شعار دهد. سخن گفتن هرگاه مسیر انگیزه، ایده، اقدام، اصلاح، عمل و تعامل باشد، قطعاً لازم است و خود یک عمل سازنده به شمار میآید، اما اگر به منزله تمام کاری باشد که انجام میدهیم، آنگاه قطعاً مطلوب و مقبول نخواهد بود و جامعه آن را از خویش خواهد راند. در دوره پهلوی مردم پذیرفته بودند در معادلات قدرت به شمار نمیآیند، بنابراین نقش ایجابی نیز نمیپذیرفتند بلکه به تدریج نقش سلبی چنان قدرت گرفت که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی نهایی رسید.
جمهوری اسلامی آغاز فصل جدیدی از تعریف انسان ایرانی و نقش آن در معادلات داخلی و بینالمللی قدرت و سیاست را رقم زد. امام خمینی (ره) از مردم خواست وارد میدان شوند و کنار ننشینند و ساختن و آفریدن را آغاز کنند.
در این میان نقش مسئولان به عنوان منتخبان مردم برای تحقق این هدف بسیار حائز اهمیت است.
برخی مسئولان هنوز الگوهای رسوبکرده پهلوی در بحث مدیریت را دنبال میکردند. برخی هنوز از شخصیت سلبی خود خارج نشده بودند و برخی مسئولبودنشان به باور تبدیل نشده بود، بنابراین حتی در مقام مسئول جمهوری اسلامی ایران نیز واکنشهای عجیبی داشتند که آنها را در کنار اپوزیسیون و در موضع تقابل نشان میداد.
گمان اینکه امرکردن و فرماندادن تمام کاری است که باید بکنند و نسخهپیچیدن و رهاکردن آن، از ایشان سلب مسئولیت میکند یا اینکه قانون، ذیل نظر آنان معنی میشود و آنان هر جا بخواهند با یک امضا میتوانند به بهانه مصلحت، مسیر قانون را به نفع خود تغییر دهند یا اینکه فرمان امور را حسب میل خود به این سو و آن سو بچرخانند، در بین برخی مجریان قانون به چشم میآمد، این در حالی است که در موضوع تقسیم وظایف قانونی، جایگاه افراد معین شده است و مسئولان اجرایی نباید خود را از سطح عمل به قانون کنار بکشند و راه خود را بپیمایند.
تعیین سیاستهای کلی نظام در قانون اساسی متوجه شخص ولی فقیه است و مجلس شورای اسلامی ذیل قانون اساسی قوانین خرد را تعیین و تصویب میکند. قوه مجریه موظف به اتخاذ سیاستهای اجرایی است و قوه قضائیه باید از حسناجرای قانون حفاظت و صیانت کند.
در همه این مراحل متن مردم هستند که با تنظیمگری مسئولان وارد میدان میشوند و مسائل و مشکلات را حل میکنند؛ همانطور که در انتخاب مسئولان نقش مستقیم دارند، در حل مسائل هم چنین هستند. مسئولی که نداند و نتواند یا نخواهد نقش مردم را بپذیرد، نزد ملت ایران محبوب نخواهد بود. شخصیت امروز مردم ایران ایجابی است. آنها پذیرفتهاند که جامعهاند و باید آن را خود بسازند. پدید آمدن شخصیت مسئول بین مردم مظاهری دارد که عدهای را دچار اشتباه میکند. مردم دائم نشانههایی از خود بروز میدهند که مسئولان را هوشیار کنند، مبادا فراموش کنند که در جمهوری اسلامی خدمت میکنند، نه در نظامهای پادشاهی سلطنتی.
مردم عزیز ما قدر و شأن معلمان فرزندانشان را میشناسند. معلمان فداکار ما به نقش مبنایی و محوری خود در تربیت ایرانیان و تأثیری که در جامعهسازی و تمدنسازی دارد، واقفند. همه ما رفتار معیار با مردم و مسئولان را آموخته و پذیرفتهایم، اما بروز گاهگداری رفتارهایی از سنخ آقای نماینده خاص باعث مرور برخی بایستهها و شایستهها در بین مردم و مسئولان میشود. بر این مبناست که مسئولان و به ویژه نمایندگان ما باید عصاره فضائل مردم باشند.
یعنی از بین خصلتهای خوب و بدی که در هر مردمی ممکن است وجود داشته باشد، آنچه شأن مسئولیت دارد، فضائل و صاحبان آن است.
آقای نماینده خاص نشان داد دارای خصائلی است که ملت ایران چند دهه پیش از این، آن را از دایرهالمعارف قدرت و مسئولیت دور انداخت و مشق تازهای آغاز کرد. در نظام ولایی که اساس آن محبت، احترام، ادب و اکرام است، همه مسئول و مأمورند، همه خادم و همه قدرشناسند. تفکر ولایی و مبانی ایمانی، تکبر، تفاخر، گستاخی و دریدگی در رفتار را از هیچ کس نمیپذیرد.