اکثر ما فکر میکنیم وقتی با دیگران حرف میزنیم، همیشه به حرفهایشان گوش میدهیم، اما باید بدانیم که ما غالباً حرفهای دیگران را فقط «میشنویم» و منتظریم نوبتمان برسد تا پاسخی هوشمندانه بدهیم جوان آنلاین: اکثر ما فکر میکنیم وقتی با دیگران حرف میزنیم، همیشه به حرفهایشان گوش میدهیم، اما باید بدانیم که ما غالباً حرفهای دیگران را فقط «میشنویم» و منتظریم نوبتمان برسد تا پاسخی هوشمندانه بدهیم. این کار، گوشدادن واقعی نیست، بلکه جعلکردن آن است و در واقع ذهنمان جای دیگری مشغول است. این مشکل تا چه حد فراگیر است؟ برای آن چه بهایی میپردازیم؟ و با کمتر و کمتر گوشکردن به آدمها چه چیزی را از دست میدهیم؟ آنچه میخوانید گزیدههایی از گفتگو با کیت مرفی، نویسنده کتاب «خوب گوش نمیدهی: چه چیز مهمی را از دست میدهی و چرا؟» است که در وبسایت ووکس منتشر و از سوی سیدمحمد ابوهاشمی ترجمه و در وبسایت ترجمان بازنشر شده است. مرفی میگوید در روابط انسانی گوشدادن همه چیز است.
از کجا بدانیم مخاطب الان واقعاً در حال گوشدادن به ماست یا نه؟
نشانه بارز گوشدادن واقعی نحوه پاسخدادن است، سؤالاتی که شنونده از شما میپرسد و میزان جزئیاتی از حرف شما که به آنها دقت میکند. وقتی کسی در یک میهمانی شبانه، از شما میپرسد «شغلت چیه؟»، «چند تا بچه داری؟»، «کدوم محله زندگی میکنی؟»، هدف آنها این نیست که واقعاً شما را بشناسند یا درکتان کنند. صرفاً دارند تلاش میکنند جایگاه شما را در طبقهبندی اجتماعی ذهنیشان پیدا کنند... آنها واقعاً به دنبال گوشدادن به شما نیستند. تنها میخواهند پوشه مناسبی را پیدا کنند که باید پرونده شما را داخلش بگذارند و بروند سراغ نفر بعدی. این از آن دست مواجهههایی نیست که عواطف درگیر شدهاند و واقعاً تلاش دارید همدیگر را بشناسید... من عاشق این هستم که کاری کنم افراد خارج از این موضوعات متداول صحبت کنند تا بفهمم واقعاً کی هستند. من شما را میشناسم، شغل شما این است، این تعداد فرزند دارید، و تعطیلات هم فلان جا رفتید، اما زمانی گفتگو معنادار میشود که شروع به پرسیدن سؤالات واقعی میکنید. برای من این شکلی است که با خودم میگویم: خدای من، نگاه کن چقدر آدم اینجاست! همه اینها داستانهای خوبی دارند اگر سؤالات درستی از آنها بپرسیم. اگر کسی حوصلهتان را سر میبرد به این خاطر است که سؤال درستی از او نپرسیدهاید!
ترفند شما چیست؟ چطور کاری میکنید که دیگران حرف دلشان را بزنند؟ چطور به آنها میفهمانید: «من واقعاً حواسم پیش شماست و دارم به حرفهایتان گوش میکنم»؟
برقرارکردن ارتباط چشمی. اینکه چشم شما به صفحه موبایلتان نباشد. اینکه به اطراف اتاق نگاه نکنید که ببینید چه آدمهای مهمتری به میهمانی آمدهاند. اینکه هولهولی حرف نزنید؟ بخشی از راهکار همین است که فقط آرام باشید، اما در عین حال از آنها سؤالاتی در مورد خودشان بپرسید، البته نه از آن دست سؤالات تعیین سطح که در موردشان صحبت کردیم... من همیشه به مسائل مربوط به دیگران توجه میکنم. تمرکزت را از خودت و اضطرابت بردار و به بیرون توجه کن...
وقتی فکر میکنید از قبل همه چیز را میدانید، گوشدادن به دیگران کار سختی است. از جهاتی، تا وقتی با پیشداوری به حرفهای دیگران گوش میدهید، نمیتوانید واقعاً حرفشان را بشنوید... شنیدم در این مورد در مصاحبه دیگری صحبت کردید. درمورد فقدان مکث در گفتگوها میگفتید، بهخصوص در فرهنگ ما و خدایا، این واقعاً نشانهای از گوش ندادن است، چون اگر واقعاً در حال گوشدادن باشید، همزمان به این فکر نمیکنید که خودتان بعد از او چه میخواهید بگویید. فقط گوش میکنید، بنابراین حرفش که تمام شد، یک لحظه زمان نیاز دارید تا به جوابش فکر کنید، پس اگر از قبل سخنرانی خود را آماده کرده باشید و سرضرب بیانش کنید، همین نشانه این است که فقط منتظر بودید نوبت خودتان برسد. ظاهراً این بخشی از فرهنگ امریکاییها شده است.
درست است. مطالعاتی در این رابطه در فرهنگهای متعددی انجام شده است. فرهنگهای غربی بدترین وضع را داشتهاند.
چرا اینطور است؟
فکر میکنم باید جواب این سؤال را در مفهوم میهماننوازی بجوییم. در فرهنگهای آسیایی، این طرز فکر وجود دارد که اول باید از طرف مقابل پذیرایی کنند و میهماننواز باشند. در این فرهنگها بیادبی است که بیمقدمه بپرید وسط حرف دیگران و خودنمایی کنید. در کشورهایی مانند فنلاند، بیمقدمه وسط حرف پریدن واقعاً گستاخی به حساب میآید، انگار میخواهید بگویید از دماغ فیل افتادهاید و به همین خاطر آدمها میترسند با این کار شأن و شخصیتشان زیر سؤال برود. سریعترین راهی که میتوانید شخصیت خودتان را زیر سؤال ببرید همین است که بدون گوشدادن به چیزهایی که در جریان بوده، دهن خود را باز و شروع به حرفزدن کنید، به همین خاطر است که قبل از حرفزدن نیاز به تأمل دارید، البته ممکن است در این تأمل زیادهروی شود، اما از نظر من، اگر فقط ساکت بمانید، طرف مقابل به حرف زدنش ادامه میدهد تا بالاخره بتواند بفهمد چه میخواهد بگوید. مهمترین بخش حرف، آخر از همه گفته میشود، بعد از اینکه به او اجازه دادید افکارش را جمعوجور و شاید بر اضطرابش غلبه کند و البته به این نتیجه برسد که بله، شما واقعاً دارید گوش میدهید. چیزهای زیادی هست که نمیشنوید بهخاطر رفتاری که از خودتان در گفتگو به نمایش میگذارید و سؤالاتی که نمیپرسید اطلاعاتی هستند که از آنها محروم میشوید یا به این خاطر که شنونده خوبی نبودید، متوجه آنها نشدید و این گوش ندادن واقعاً شما را به عنوان یک انسان و همچنین در روابطتان فقیر میکند. در روابط انسانی گوشدادن همه چیز است!