سیدحمیدرضا محتشمی، دارای دکترای روانشناسی، مدرس مهارتهای زندگی، موفقیت و رشد و توسعه فردی است. «روز کیفیت» بهانهای شد با او گفتوگویی درباره شاخصهای کیفی زندگی داشته باشیم. سیدحمیدرضا محتشمی، دارای دکترای روانشناسی، مدرس مهارتهای زندگی، موفقیت و رشد و توسعه فردی است. «روز کیفیت» بهانهای شد با او گفتوگویی درباره شاخصهای کیفی زندگی داشته باشیم. صحبتهای او شاید چند دقیقهای بیشتر وقت شما را نگیرد، اما هر کدام از محورهای حرفهایش تلنگری است. خلاصه کلام دکتر محتشمیپور این است که بعد کیفی زندگی ما پساندازکردنی نیست و زندگی را به معنای واقعی باید مصرف کنیم، حتی اگر با مشکلات مختلف دستوپنجه نرم میکنیم. جمله کلیدی مدرس رشد و توسعه فردی در گفتوگوی پیش رو این است: «پول پسانداز کردنی است، اما ابزار زندگی است و ابعاد آن نیست. ابعاد آن معنویت است که پساندازکردنی نیست. فرصت زندگی پسانداز نمیشود. زندگی را پسانداز نکنید و هر جا توانستید لذتی ببرید، حتی کوچک و در حد نگاه کردن به برگ درخت و مهتاب، بیدرنگ انجام دهید.»
۶ اولویت اصلی که اساس زندگی را تشکیل میدهد
آقای دکتر، همواره وقتی میگوییم کیفیت، درست مثل کمیت، تنها ابعاد اقتصادی و مادی به ذهن متواتر میشود. به صورت کلی چه شاخصههایی کیفیت زندگی ما را تعیین میکند؟
اگر به من بگویند زندگی را به چند بعد یا حوزه تقسیم میکنید، من زندگی را به شش حوزه تقسیم میکنم؛ شش حوزهای که به ترتیب اولویت اساس زندگی بر پایه آن بنا شده شامل سلامتی، معنویت، رشد علمی و مطالعاتی و آگاهی، عاطفی و خانودگی، رشد درآمد و بالا بردن امکانات و تسهیلات زندگی و در نهایت تفریح و اوقات فراغت است. در واقع افراد برای هدفگذاری در زندگی باید این شش حوزه را مدنظر قرار دهند.
تعادل، شرط کیفیت مطلوب زندگی است
چه زمانی کیفیت زندگی بالا میرود و به بالاترین درجه خود میرسد؟
زمانی که بین این شش حوزه تعادل قابل قبول و نسبی برقرار باشد، کیفیت زندگی بالا میرود، یعنی زندگی ما نه مربع، نه ذوزنقه، نه مثلث و نه دایره بوده بلکه ششضلعی است. هنر انسان برای رسیدن به سعادت و حال خوب و رسیدن به بالاترین سطح کیفیت زندگی باید ایجاد تعادل میان این شش حوزه باشد. به زبان ساده یعنی همان قدر که به پولسازی، درآمدزایی و رشد مالی خود فکر میکنید، حواستان تا حد امکان به سلامتی جسم و روانتان باشد. همانطور که به سلامتی فکر میکنید، معنویت و زیستن در آغوش خداوند را از دست ندهید و در کنار آن فراموش نکنید در زندگی عشق، عاطفه و روابط با همسر و فرزند هم وجود دارد و در نهایت حتی اگر تمام دنیا برای یک نفر باشد، باز تنهایی برای انسان کشنده است. اگر ما عمارت داشته باشیم، در مجللترین کاخها زندگی کنیم، حتی اگر تنها باشیم و خانوادهای نداشته باشیم و عزیزانمان کنارمان نباشند، آن عمارت عین جهنم است. به زبان ساده وقتی این شش ضلع کنار یکدیگر تناسب پیدا میکنند، ما میتوانیم کنار آن بنویسیم زندگی با کیفیت داریم. نمیتوانیم بگوییم عشق داریم، اما پول نداریم، چراکه همان پول قدرت خرید یک هدیه و رفتن به رستوران است. در آموزههای ائمه و معصومین (ع) ببینید که به صورت مداوم گفتهاند «جوهره انسان کار است»، اما نمیگویند آنقدر جوهر داشته باش که کسی را نداشته باشی تا با آن جوهر برای او نامه بنویسی. در واقع به ما فرمودهاند جوهره مرد کار اوست، اما اینک در زمانی زندگی میکنیم که انسانهای با جوهر، کسی را ندارند تا برای او نامه بنویسند و دلیلش این است، به قدری در زندگی آغشته به یک بعد و دو بعد میشویم که سایر ابعاد فراموش میشود، به همین دلیل است که هر چه داشته باشیم زندگی ما از کیفیت بالایی برخوردار نیست. کیفیت در زندگی زمانی معنا دارد که انسان در شش حوزهای که گفتم به درستی رشد کرده باشد، مثلاً وقتی در مورد معنویت حرف میزنیم به درستی یکتاپرست باشیم. اگر در مورد سلامتی حرف میزنیم به معنای واقعی به دنبال سلامتی باشیم. گاهی بدون اینکه بدانیم خود را رها میکنیم. انسانها به قدری خود را درگیر میکنند که یک چکآپ ساده انجام نمیدهند و وقتی فرد بعد از مدتها آزمایش نداده باشد با یک موضوع حیران کننده منفی مواجه میشود. به نظر من کیفیت زندگی دقت کردن و ساختن و پرداختن هرکدام از این حوزهها در گام اول و همتراز کردن موارد فوق با بقیه حوزههاست، یعنی به گونهای نباشد که یک بعد را ارتقا دهیم و سایر ابعاد را رها کنیم.
مراقب اولویتهای مهم زندگی خود باشیم
کیفیت در چه فرایندی عملی میشود؟
کیفیت از نظر من یعنی ساختن و پرداختن و مراقبت کردن و نظارت کردن روی اندازه، چیدمان، درستی و صحت و سقم هر کدام از این حوزهها که صحبت کردیم. ما در روابط عاطفی اولویتبندی داریم. اینکه دهها رفیق خارج از خانه داشته باشیم ارزشمند است، اما وقتی امروز کسی حواسش به مادر و پدرش نباشد یا حواسش به همسرش نباشد اولویت خود را فراموش کرده است. وقتی کسی فرزنددار شد، نمیتواند به رفیق خود بیش از فرزند اولویت بدهد و همین درک باعث میشود کیفیت ضلع روابط عاطفی ما افزایش پیدا کند.
وقتی کیفیتها فدای کمیت میشوند
شاید برخی خوانندگان این مطلب بگویند به حدی مخارج زندگی سخت شده که جز بعد مادی نمیتوان به سایر ابعاد پرداخت. آیا سختیهای معیشتی بر اولویتها اثرگذار است؟
نمیخواهیم شعار بدهیم. مردم هم حق دارند. امروز اقتصاد و پول در جهان مهم است و بر همین اساس است که پیامبر (ص) ۱۴۰۰ سال پیش فرمودند: «نزدیک است که فقر به کفر انجامد»، یعنی اگر کسی تمام ثانیههای عمر خود را به کار و زحمت و پول درآوردن بگذراند ممکن است نسبت به رزاق بودن خدا دچار تردید شود و همچنین مجالی برای معاشقه با خدا نماند. این پیش بینی و ترس وجود دارد که اگر بحران اقتصادی بیشتر از این شود عدهای مجالی برای پرداختن به موضوعات معنوی و اضلاع دیگر نداشته باشند، اما در نهایت باید گفت انسان برای زندگی کردن باید قناعت داشته باشد، اولویت بندی کند و در نهایت اگر کمیت یکسری موضوعات اجازه بالا بردن کیفیت را نمیدهد لااقل زمان اختصاص یافته به موضوعات اولویت دار را مفیدتر کنیم. مثلاً یک پدر اگر تنها یک ساعت کنار خانواده است، همان یک ساعت، بچهها را در آغوش بگیرد و با همسرش به مهربانی صحبت کند، یعنی همان زمانی را که کنار خانواده هستیم با کیفیت پیش ببریم. اگر فرصت عبادت محدود شد، نماز یومیه را با کیفیت و با خلوص نیت بخوانیم. چون وقت ما کم است میگوییم رها کنیم. آشفتگی و بههمریختگیای را که در جهان امروز بوده نمیتوان نادیده گرفت و ما دستخورده آسیبهای مادی و تهاجم فرهنگی هستیم.
مقایسه با دیگران کیفیت زندگی را به شدت پایین میآورد
یکی از موارد مبتلا به دنیای امروز، فضای مجازی است. آیا درگیربودنهای افراطی از این دست، روی کیفیت زندگی اثرگذار است؟
یکی از چیزهایی که این روزها کیفیت زندگی ما را پایین آورده فضای مجازی است که به افراد حس عقبماندگی میدهد. با باز کردن تلفن همراه به دنیایی متصل میشویم که صحت و سقم آن شفاف نیست و حس سرخوردگی به خودمان میدهیم، یعنی چیزی را میبینیم و گمان و تصور زندگی شگفت زده و خوب را به ما میدهد در حالی که درصدی از افراد که خود را سعادتمند نشان میدهند ممکن است لحظهای احساس خوشبختی نکنند، اما در لحظه با نمایش زندگی خود، مخل آسایش دیگران شوند. خرد، عقلانیت، نظم، مدیریت و رهبری به کیفیت زندگی ما کمک میکند. ما باید در برابر سیل نگرشهای امروزی مقاومت کنیم. شنونده باید عاقل باشد، اما گوینده لزوماً عاقل نیست. در واقع شنونده نباید خود را با هر کسی قیاس کند تا کیفیت زندگی او پایین نیاید.
مادیات امکانات میآورد، اما الزاماً کیفیت زندگی را بالا نمیبرد
چه مواردی کیفیت زندگی ما را پایین میآورد؟
مقایسه با دیگران کیفیت زندگی را به شدت پایین میآورد. پرداختن متناوب به موضوعات مادی باعث میشود جایی حس کنیم زندگی ما مادی است. مادیات امکانات میآورد، اما الزاماً کیفیت نمیآورد. ما دو کلمه آسایش و آرامش را داریم که این دو با یکدیگر متفاوت است. آرامش مربوط به کیفیت، لذت برنده است، اما امکانات آسایش میدهد، البته که آسایش پایههای اولیه آرامش را فراهم میکند، اما تضمینکننده نیست. در برخی اضلاع باید به آسایش و امکانات زندگی بپردازیم و در برخی اضلاع به کیفیت بپردازیم. زندگیای که در آن معنویت و گفتگو با خدا و عشق و تپش قلب نباشد و زندگیای که روزی یک نکته و پند جدید برای آموختن نباشد، زندگی نیست.
شاخصه کیفیت زندگی صرفاً مادی نیست
یکی از موضوعاتی که برای همه وجود دارد این است که هر ساله سازمانها و مراکز آماری شاخصههای کیفی را مورد بررسی قرار میدهند و عموماً هم شاخصه کیفی در ایران پایین است. این پایین بودن یعنی چه و آیا باید به آنها اکتفا کرد؟
این شاخصهها لزوماً مادی نیست. ما کشورهایی داریم که به مراتب از ایران کمتوانتر هستند. کشور ما مردم فقیری ندارد و ما اصلاً مردم فقیری نیستیم. قشر زیادی وجود دارند که متمول هستند، اما وقتی شاخصههای کیفیت زندگی لحاظ میشود ما فکر میکنیم با انسانهای بحران زده روبهرو هستیم. امروز نگاه کنید به اقشار پردرآمد، میزان افسردگی، حال بد و به هم ریختگی در آنها بیشتر دیده میشود و من این را قبول ندارم که شاخص کیفیت زندگی مادی است، چه بسا ما با افرادی مواجه هستیم که شاید تا سالها نیاز مادی نداشته باشند، اما کیفیت زندگی آنها از کارگر معدن هم پایینتر است. حال خوب و احساس سعادتمندی و تقرب جستن به درگاه الهی موجب بالا رفتن کیفیت میشود. ممکن است طرف پالتوی پوست گرانقیمت بخرد، اما جایی برای پوشیدن آن نداشته باشد، ارتباط درستی وجود نداشته باشد و حال بدتری به افراد داده شود. من به عنوان یک مشاور که ۲۱ سال است کار مشاوره میکنیم عمدتاً با اقشار پردرآمد بیشتر در تعامل هستم چراکه اقشار کم درآمد توان شرکت در جلسات را ندارند، پس جالب است بدانید که خط مشی فکری من در مورد انسانهای فقیر نیست بلکه روی انسانهای متمول است. به قول معروف «در خانه ما رونق اگر نیست صفا هست» و این شعر و شعار نیست. همین الان کسانی را داریم که با حداقلهای مادی زندگی با کیفیت بالایی دارند. کیفیت زندگی یعنی شما در کنار خانواده لحظاتی لذتبخش داشته باشید در حالی که شاید فردی با هواپیما هم سفر برود ولی کنار عزیزانش نباشد. نابلدی و عدم مهارت زندگی منجر به این میشود که حتی با وجود داراییهای بالا، زندگی ما کیفیت مطلوب نداشته باشد.
زندگی خود را قربانی فضولی کردن در زندگی دیگران نکنیم
نظرتان درباره پیگیریها و تخصیص زمان افراد به کارهای غیرمهم چیست، از قبیل جستوجو در مورد جزئیات زندگی افراد. آیا پیگیری جزئیات زندگی دیگران به ما کمکی میکند؟
اگر در سؤال و پرسشی که میکنیم به دنبال درس آموزی باشیم که مطلبی یاد بگیریم ارزشمند است. دانستن علت طلاق شاید درس آموز باشد، اما اگر رنگ کنجکاوی یا به بیان عامه فضولی داشته باشد ما را به قهقرا میبرد. دکتر جان دی مارتینی از روانشناسان معنوی میگوید: «ما متخصص انجام کارهای غیرضروری هستیم»، یعنی ما تخصص پیدا کردهایم کارهای بیخودی انجام دهیم و انجام این کارهای بیخود و کنجکاوی در مورد زندگی دیگران باعث میشود در لحظاتی که باید تمرکزمان روی بالا بردن و ارتقای شاخصههای زندگی خودمان باشد، معطوف به زندگی دیگران شویم و این باعث میشود به اصطلاح عام فضولیها منجر به غافل شدن از ابعاد زندگی خودمان شود و زندگی ما را به قهقرا ببرد، یعنی ما یکصدم درگیریای که برای زندگی دیگران را داریم به خود اختصاص نمیدهیم که اگر میدادیم با مشاور، معلم و راهنما و پزشک گره از کار خودمان باز میکردیم.
زندگی کیفی یعنی زندگی را پسانداز نکنیم
و سخن آخر؟
زندگی کیفیتی، زندگی مصرفی است، نه به معنای مصرفگرایی بلکه به معنای زندگی کردن است. یادتان باشد زندگی و ابعاد واقعی آن مثل عشق مصرفی است نه پساندازکردنی. زندگی را مصرف کنید و پسانداز نکنید، یعنی امروز اگر نتوانید لذت ببرید، نمیتوانید بگویید فردا لذت میبرم. عشق را باید مصرف کنید و اگر گفتید امروز عشق ندهم و روز دیگر بدهم شاید فرصتی برای آن باقی نماند. یادمان باشد هروقت خواستیم بفهمیم کیفیت زندگی چیست، یعنی زندگی و ابعاد اصلی آن غیرپسانداز کردنی است. پول پسانداز کردنی است، اما ابزار زندگی است و ابعاد آن نیست. ابعاد آن معنویت است که پسانداز کردنی نیست. فرصت زندگی پسانداز نمیشود. زندگی را پسانداز نکنید و هر جا توانستید لذتی ببرید حتی کوچک و در حد نگاه کردن به برگ درخت و مهتاب، بیدرنگ انجام دهید.