سؤال: آيا بهتر است كه حجاب يك امر رفتاري باشد يا يك گرايش قلبي باشد يا حتي بالاتر از اين، مبتني بر يك انديشه موحدانه باشد؟ مسئله اين نيست كه حجاب بهتر است تنها يك امر رفتاري باشد يا ريشه در گرايش يا انديشه داشتهباشد، مسئله اين است كه اگر اينطور نباشد، آيا اين رفتار ارزشي دارد.
شهيد مطهري در كتاب تعليم و تربيت اسلامي در ادامه مباحث تربيت عقلاني خود به بحث در مورد عادت پرداختهاند و دو نوع عادت را معرفي ميكنند؛ يك عادت فعلي يا فعال و ديگري عادت انفعالي.
ايشان در نقد نگاه قدماي تربيتي و نقد نگاههاي غربي اين نظريه سوم را مطرح ميكنند كه ميان عادتها تفاوت وجود دارد و جدا از ارزشمند و غير ارزشمند بودن آنها بر اساس انس انسان به عادت دو قسم عادت وجود دارد كه ميتوان گفت يكي نكوهيده و ديگري پسنديده است.
ايشان نگاه غرب را تا حدي تأييد ميكند كه عادت نبايد باعث ايجاد انس شود و بدون سرچشمه گرفتن از عقل و اراده انسان از او سر بزند و تنها بر اثر حس انس خواهي باشد، اما تأكيد ميكند كه بر خلاف نگاه غرب همه عادتها اينگونه نيستند و تنها عادتهاي انفعالي كه تحت عوامل بيرونياند، اينگونهاند و در واقع اينها عادتهايياند كه امام صادق هم آنها را در اين حديث نكوهش كردهاست:
لاَ تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكُوعِ اَلرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ شَيْءٌ اِعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكَهُ اِسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَ لَكِنِ اُنْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِيثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِهِ.
به طول دادن ركوع و سجود مرد ننگريد، زيرا به آن عادت کرده و اگر ترك كند، وحشتش گيرد، ولى به راستى گفتار و ادای امانتش بنگريد.
در واقع شهید مطهری در مقابل عادت فعلي (يا ميتوان گفت فعال) را كه مطلوب است، عادت انفعالي را نامطلوب ميدانند و اينطور از صحبتهايشان ميتوان برداشت كرد كه حالت انفعالي ممكن است بر اثر نيروی خارجي و بدون اراده فرد در او به وجود بيايد.
شايد بتوان گفت تمامي رفتاري كه از عقل انسان اثر نميگيرد و بر اثر يك اعمال قدرت بيروني و يك جبر براي انسان به صورت عادت در آمده بيارزش و ضد عقل و اراده انسان است. اگر چيزي با جوهره اصلي انسان يعني عقل و اراده در تضاد باشد ديگر رشد انسانيت نيست، حتي اگر آن رفتار، رفتاري ارزشي باشد.
از بيانات حضرت آقا در كتاب طرح كلي انديشه اسلامي در فصل ايمان اين مضمون فهميده ميشود كه عملي ارزش دارد كه از روي آگاهي باشد. ايشان در نقد مؤمنان سنتي كه تنها به مناسك ديني عادت كردهاند، دانشجوياني را كه سؤال ميكنند و در صدد فهميدن هستند، تأييد ميكنند.
از همه اينها ميتوان اينطور نتيجه گرفت كه فعلي كه از آگاهي و عقل انسان نجوشد، نميتواند وارد آن چرخه رشد انساني شود. بايد تصميم براي عادت كردن به چيزي از روي اراده فردي باشد و لازمه اين امر، اين است كه به فرد آگاهي اوليه دادهشود تا با تصميم خود بتواند اراده به فعلي كند.
حجاب اگر تنها يك رفتاري باشد كه بدون پشتوانه اراده به انسانها تحميل شود، باعث حركت رو به عقب او ميشود.
طلبه و پژوهشگر مطالعات اسلامي