جوان آنلاین: به صراحت و در همین اول کار بگوییم که صرفنظر از سنت و اساطیر و آن وعدهوعید دراز و صرفنظر از اینکه چه شد تا حکومت اسرائیل در آن ولایت مستقر شد که کار تاریخنویسان است، حکومت اسرائیل با وضعی که فعلاً دارد از نظر من شرقی، از طرفی سرپل مطمئنی است برای سرمایهگذاری غرب که پس از جنگ دوم به صورتی دیگر و به لباسی دیگر در شرق نمودار شد و من با این قسمت اسرائیل بگومگوی فراوان دارم، بعد هم تجسم خشن کفاره گناهانی است که هم در آن سالهای جنگ، فاشیستها در «داخو» و «بوخن والد» و دیگر داغگاهها مرتکب شدند. درست توجه کنید که گناهی است و غربی مرتکب شده است و من شرقی کفاره میدهم. سرمایهای است که غربی صادر میکند و من شرقی پایگاه میدهم. در این مورد نیز حرف و سخن دارم. در این همه اگر راستش را بخواهیم مسیحیت حجابی از اسرائیل میان خود و عالم اسلام کشیده است تا من خطر اصلی را نبینم. سر اعراب اینچنین است که گرم شده. با اعراب هم حرف و سخنها دارم. درست است که آوارگان فلسطین همچون گویی دم چوگان سیاستمداران عرب سالهاست که به طفیلیگری خو کردهاند، اما درست توجه کنید که همین آواره فلسطینی اکنون بیش از ۱۰ سالی است که دارد کفاره گناهی را میدهد که دیگری در آن بلخ جهنمی کرده است. از استخوانپارههای ولایت عثمانی این تکه آخر- این فلسطین- که به عنوان «لقمه خوشبهحال دهنم» کناری نهاده شده بود، اکنون همچون گرزی بر سر سفره میان خلیجفارس و رود نیل نشسته است.