جمهوری اسلامی در قامت یک دولت، به صورت پیوسته استرس امنیت دارد. این احساس خطر و تمهید مکرر امنیت اگر چه گاهی بلاوجه بودهاست، اما تا حد زیادی هم ریشه در واقعیتهای تاریخی و محیطی آن دارد. همین امر هم باعث شده مصادیق امنیتی در دستور کار تصمیمگیری این نظام سیاسی اولویت نسبی پیدا کند. سیاستهای مرتبط با امنیت جدیتر و سریعتر برآورد و اجرایی میشوند؛ مثلاً به سرعت رشد ایران در امنیت سایبر بعد از حمله استاکسنت به زیرساختهای اتمی دقت کنید، تحسین برانگیز است.
روشنفکری و دنبالههای استعمار در ایران به خوبی از این استرس امنیتی آگاهند. در این مدت یکساله بخشی از تلاشآنها این بوده تا بیحجابی را نیز از همین مسیر برای تصمیمگیرندگان جا بیندازند. آنها با سناریوخوانی از تعاقبهای امنیتی ایستادگی حکومت بر احکام اسلامی و ایجاد هراس به انحای گوناگون، اقتدارزدایی از حکومت و سکولاریته را در پوسته «مصلحتنظام» به تصمیمگیران تعارف میکنند. حتی موسی غنینژاد نیز در همین رابطه صحبت از «مصلحت و اولویت حفظ نظام نسبت احکام شرعی» گفت. این سخنان و این مفاهیم اسلامی و حوزوی از دهان کسانی بیرون میپرد که سطح معرفت حوزه علمیه را در حد دیالوگ هم نمیدانند و همیشه و طی سالیان بیشتر از هجو و طنز با آن مواجهه نداشتهاند.
بدنه تصمیمسازی کشور در بخشی از خود مانند برخی رسانهها، سلبریتیهای علوم انسانی، اندیشکدهها و مشاوران که اساساً ریختار دینی نظام سیاسی مطلوب نظر آنها نیست. با بهرهگیری از واژگان مصلحت و امنیت یک بازی زبانی آشنا و کمتر حساسیتبرانگیز برای ساختارها ساختهاند تا آنچه را که از دروازه تو نمیرفت، از سوراخ سوزن رد کنند؛ آنها میگویند که «وَ قاسَمَهُما إِنِّی لَکما لَمِنَ النّاصِحین»
جمهوری اسلامی بدون مبنا قراردادن ضوابط دینی و شرعی به شکل واقعی نه دیگر حکومت خواهدبود و نه دینی. البته یک گفتار طنزآمیز هم اینجا اعلام موجودیت میکند. این گفتار میگوید: «هنوز جبهه مقاومت هست، هنوز تشیع هست، هنوز مبارزه با اسرائیل هست» و سعی میکند مستمسکهایی برای وجدان جمعی بیابد و جمهوری اسلامی را حتی بدون حجاب به عنوان یک حکومت دینی بفروشد. این گفتار به مطایبه و البته یک مطایبه بیمزه شبیهتر است. نیرویی که با تجاوزپیشگی خیابان را گرفته، میایستد تا شما در مرزهای جولان ماجراجویی کنید، عقب میکشدتان! این وسط نیازمند گذر زمانیم.
بیحجابی فرصت آزادی و بسط قدرت به گروهکهایی است که اساساً در روندهای مثبت ملی هیچگاه به هیچ مقدار صاحب نقش نبودهاند. ستیزندگان با استانداردهای اسلامی دست خالی خود را با مستمسک مبارزه با جمهوری اسلامی و دین پنهان میکنند و الا در تمام روندهای ۱- توسعهآفرین و آبادگر ۲- استقلالزا ۳- امنیتزا ۴- سرمایه اجتماعی آفرین هیچ نقش مثبتی نداشتهاند که هیچ، نوک پیکان دولتهای متخاصم در تخریب این ملزومات دولت و ملت بودهاند.
خیابان ظرفیت مشخصی دارد. بسط یافتن آزادی سوژههای ویرانکننده، در طرف مقابل محدودیت خلاقیت، کاهش بروز و آزادی سوژههای دیندار، وطندوست و آبادگر یعنی همان تأمینکنندگان اصلی کالای امنیت برای نظام را به دنبال خواهد داشت.
بیحجابی زیرساخت آشوب است. بی حجابی با معنای نمادین خود یعنی نوعی «حالت نیمه آماده باش برای شورش». این یعنی هوا و خیال طغیان و ویرانگری به صورت پیوسته در خیابان وجود خواهد داشت. زیرساخت مناسب که در آن اعضای بدنه شورش میتوانند همواره خود را در خیابان ببینند و نسبت به وجود خود اطلاع و اطمینان کسب کنند. این همان زیرساخت سختافزاریای است که بیحجابی مهیا میکند.
زیرساخت نرمافزاری که بی حجابی تولید خواهد کرد، همان درسی عمومی است که به همه آحاد جامعه داده خواهد شد که «تنها توحش است که تکریم میشود و شهروندان مادامی که تابع قانونند اصلاً ارزشی برای امنیتهراسان ندارند.» این درس که سیستمی که هر چیزی حتی دین را قربانی بقا و امنیت میکند، تنها با به خطر انداختن امنیت میتوان وادار به تعظیم کرد.
برآیند این تعاقبها همان است که بدون رعایت ضوابط دینی و شرعی، جمهوری اسلامی به معنای «واقعی» نه حکومت است و نه اسلامی. باید شوخی و رودربایستی را کنار نهاد.
پژوهشگر سیاستگذاری عمومی
اینکه اسلامی بودن جامعه را به حجاب تقلیل بدین خودش حرفی است کاش به جای این حرفهای بی مبنا مقداری به فرمایشات ائمه معصومین در مورد شاخص های جامعه اسلامی توجه میکردید