انسانهای مهم زندگی ما، معمولاً از یک جهت بسیار تأثیرگذار باهم تفاوت دارند؛ بعضی از آنها را مثل مادر و پدرمان نمیتوانیم انتخاب کنیم و برخی را مثل دوستها یا همسرمان خودمان انتخاب میکنیم، اما رابطه ما با خواهر و برادرهایمان به نحوی هر دو عنصر را در خود دارد: آنها را خودمان انتخاب نمیکنیم، اما بعد از اینکه بزرگ شدیم و استقلال پیدا کردیم، میتوانیم انتخاب کنیم که چقدر و چطور با آنها در ارتباط باشیم. انسانهای مهم زندگی ما، معمولاً از یک جهت بسیار تأثیرگذار باهم تفاوت دارند؛ بعضی از آنها را مثل مادر و پدرمان نمیتوانیم انتخاب کنیم و برخی را مثل دوستها یا همسرمان خودمان انتخاب میکنیم، اما رابطه ما با خواهر و برادرهایمان به نحوی هر دو عنصر را در خود دارد: آنها را خودمان انتخاب نمیکنیم، اما بعد از اینکه بزرگ شدیم و استقلال پیدا کردیم، میتوانیم انتخاب کنیم که چقدر و چطور با آنها در ارتباط باشیم. روانشناسان اخیراً توجه بیشتری به این رابطه انسانی حیاتی کردهاند. آنجلا چن، روزنامهنگار و نویسنده در مطلبی که در وبسایت آتلانتیک منتشر کرده به این موضوع پرداخته است. وبسایت ترجمان نیز مطلب آنجلا چن را با ترجمه شراره توکلی به فارسی برگردانده و منتشر کرده است. جستارهایی از این مطلب را در ادامه میخوانید.
دو مرحله متمایز در روابط معمول خواهر و برادری وجود دارد. در مرحله اول، ارتباط فرزندان درون نظام خانواده نهادینه میشود که به وسیله والدین شکل میگیرد. در مرحله بعدی فرزندان به تدریج مستقل میشوند، سرانجام خانه را ترک میکنند و زندگی خود را میسازند. در این سالهای بعدی است که پیوند میان خواهر و برادرها ترکیب جالبی پیدا میکند، به این صورت که هم غیراختیاری است (کسی خواهر و برادرهای خود را انتخاب نمیکند) و هم اختیاری (دورشدن از خواهر وبرادرها معمولاً کمتر از طلاق از همسر یا جدایی از والدین نگرانکننده است.)
به عبارت دیگر، خواهر و برادرها زمانی به اجبار در کنار هم قرار میگیرند و بعد ناگهان این اجبار از میان میرود. استقلال بزرگسالی، زمانی که دیگر این نزدیکی ضروری نیست و تعهدات کاهش مییابند، فرصتهایی را فراهم میکند تا خواهر و برادرها روابط گذشته خود را بازسازی و ترمیم کنند یا کنارشان بگذارند، در نقشهای دوران کودکیشان گیر بیفتند یا از آنها رها شوند.
اگر فقط یک چیز باشد که بیشتر مردم فکر میکنند درباره روابط خواهر و برادری میدانند، همان تأثیر ترتیب تولد است. متخصصانی که برای نوشتن این مقاله با آنها صحبت کردم، میخواستند این باور غلط را اصلاح کنند: این موضوع افسانهای بیش نیست. فراموشش کنید. مهم نیست چند کودک در پستهای تیکتاک خود از «سندرم فرزند میانی» مینالند، ترتیب تولد آنقدرها هم بر شخصیت افراد تأثیر ندارد، اما حتی اگر ترتیب دقیق تولد فرزندان اهمیتی نداشته باشد، خواهر و برادرها تأثیر عمیقی بر زندگی یکدیگر دارند. بنابر اظهارات شان وایتمن، متخصص رشد دوره نوجوانی و استاد دانشگاه ایالتی یوتا، در سالهای نوجوانی، خواهر و برادرها به اندازه همسالان و خیلی بیشتر از والدین، در جهتدهی به تصمیمات مؤثرند. براساس یکی از مطالعات، آزمودنیهایی که قبل از ۲۰ سالگی در روابطشان با خواهر و برادرهایشان دچار کشمکش یا بیمهری شده بودند، در ۵۰ سالگی بیشتر در معرض افسردگی بودند. در هر حال، شایان ذکر است بیشتر پژوهشها روی خانوادههایی با دو فرزند با تفاوت سنی کمتر از پنج سال انجام شده و به فاصلههای سنی بیشتر و خانوادههای بزرگتر توجه کمی شده است.
متخصصان همچنین به عامل دیگری اشاره کردهاند که تأثیر زیادی بر روابط خواهروبرادرها دارد و امکان مسمومکردن این تعامل را در خود دارد: تبعیض والدین. کاترین جیوزبری کانگر، استاد مطالعات خانواده در دانشگاه کالیفرنیا در شهر دیویس، با جفتهای خواهر و برادر، از زمانی که کلاس نهم بودهاند، به صورت باهم و جدا از هم، مصاحبههایی داشته است، اکنون آنها بزرگسال هستند. طی این مصاحبهها، کانگر متوجه شد خواهروبرادرها به خاطر میآوردند که چه کسی علایق مشترک بیشتری با مادر داشت و چه کسی بیشتر با پدر توپبازی میکرد. رفتار متفاوت بر اساس سرگرمیهای خاص یا نیازهای قابلدرک، مثلاً نیاز یکی از فرزندان به کمک اضافی برای انجام تکالیف مشکلی نداشت، اما کانگر گفت: اگر فرزندان احساس میکردند که پدر یا مادر یا هر دوی آنها نسبت به یکی از خواهر یا برادرها تبعیض قائل میشوند، میتوانستید بروز کشمکش یا تنش را در ارتباط ببینید. احساس رنجش ناشی از تبعیض پیش از سنین نوجوانی به اوج خود میرسد. وقتی کودکان وارد دبیرستان میشوند، استقلال بیشتری به دست میآورند، وقت بیشتری را با دوستانشان میگذرانند و کمتر تحت نظارت والدینشان هستند. در این زمان، ماهیت اختیاری روابط خواهر و برادرها به تدریج خود را نشان میدهد. نیکول کمپیونه بار، روانشناس دانشگاه میسوری میگوید: «برای حفظ رابطه در واقع باید تلاش کنید». اتفاقات این دوره مبنای کیفیت روابط خواهر و برادرها در بزرگسالی است.
اینکه چه کسانی احتمالاً رابطهشان را برقرار یا بازسازی میکنند به عوامل بسیاری بستگی دارد. بر اساس مصاحبهها و نظرسنجیهای انجامشده، یکی از مهمترین عوامل پیشبینیکننده، محبت و صمیمیت میان اعضای خانواده است. ممکن است والدین از این موضوع شکایت داشته باشند که فرزندانشان زیاد با هم دعوا و مشاجره میکنند، اما دعوا و کشمکش نشانه تعلقخاطر فرزندان به هم است. اگر اعضای خانواده نسبت به هم بامحبت باشند، کشمکشهای شدید لزوماً نشانه وجود مشکل نیست؛ درواقع روابطی که بیتوجهی و بیاعتنایی بر آنها حاکم است بیشتر جای نگرانی دارند. باوجوداین، کانگر معتقد است اکثر خواهر و برادرها نوعی بازتعریف سازوکار رابطه را پشت سر میگذارند.
رویدادها و تحولات مهم زندگی، مانند ازدواج، بارداری، تولد و مرگ، همگی میتوانند موجب تغییرات اساسی در خانوادهها بشوند. اگرچه اکثر پژوهشها در خصوص بازتعریف سازوکار رابطه بر احتمالات مثبت تمرکز داشتهاند، این رویدادهای بزرگ و استرسهای مربوط به آنها میتوانند به دورشدن افراد از یکدیگر نیز منجر شوند. برای مثال، همانگونه که مگان گیلیگان، استاد مراحل رشد انسانی در دانشگاه ایالتی آیووا، بیان میکند هنگامی که خواهروبرادرها نیاز دارند گرد هم آیند و از یکدیگر مراقبت کنند، ممکن است رنجشهای مبتنی بر تبعیضی که متخصصان اشاره کردهاند دوباره خود را نشان دهند.
برای بسیاری از ما روابط خواهر و برادری طولانیترین رابطههای زندگیمان هستند. قبل از ملاقات با همسرمان (و پیش از بچهدارشدنمان) خواهران و برادرانمان را میشناسیم و پس از مرگ والدینمان هم این روابط ادامه دارد. ون ولکام، روانشناس دانشگاه مونموث در این مورد اظهار داشت: «همیشه به دانشجویانم میگویم تنها کسی که از ابتدا کنار من بوده خواهرم بوده است و نه دوستانم، همسرم یا هیچکس دیگری». خواهران و برادران بخشی از پیشینه زنده هر فرد و شکلی از خاطرات ما هستند که بیرون از ما زندگی میکنند. در روابط طولانی، سوءتفاهمات و تجربیات بدِ دههها ارتباط روی هم جمع میشوند که موجب دلسردی و سرخوردگی در رابطه میشوند، پیوند بین خواهر و برادرها هم مستثنی نیست و پیچیدگیهای خاص خودش را دارد. اما طول مدت و ماهیت متغیر رابطه حق انتخابی را به خواهر و برادرها میدهد: اجازه دهند این پیشینه شکل رابطهشان را تعریف کند یا اینکه گذشته را مبنایی برای ساختن شیوه جدیدی از ارتباطشان قرار دهند.