زیست جنسی جامعه ما هم در ساحت شناخت و هم در ساحت واقعیت مسئلهمند است؛ یعنی ما در این عرصه از یک سو دارای خلأهای تئوریک و نظری هستیم و از سوی دیگر در ابعاد مختلفی از واقعیت زیست جنسی دچار مشکلات و مسائل متعدد هستیم.
ما در ساحت شناختمان از مقوله زیست جنسی مسائلی از جنس معرفتی – گفتمانی داریم که ناظر به تبیین الگوهای مطلوب زیست جنسی، شناخت مبتنی بر واقع از سنت فرهنگی خود در مقوله زیست جنسی، بایستههای سیاستگذاری در امر جنسی و مقولاتی از این دست هستند. اساساً در سطح نظری و معرفتی تکلیف ما با مقولات جنسی نظیر همجنسگرایی، ازدواج موقت، تعدد زوجات، وفاداری و خیانت جنسی هنوز روشن نیست و جمعبندی و وفاق گفتمانی حول این مفاهیم شکل ندادهایم، بنابراین این خلأهای تئوریک و نظری ما منجر به اتخاذ شبهسیاستهای بسیار ناکارآمد در مواجهه با زیست جنسی جامعه شده که بالطبع چالشهای فراوانی را در سطح واقعیت رقم زدهاست.
به عنوان مثال یکی از چالشهای ما در عرصه شناخت ماهیت غریزه جنسی است که آبشخور خطاهای سیاستی و مدیریتی ما در این عرصه است. نگارنده این سطور همواره این چالش شناختی را با این گزاره توضیح میدهد که ما در ایران غریزه جنسی نداریم، بلکه غریزه ازدواج کردن داریم؛ یعنی اساساً ما غریزه جنسی به معنای ذوابعاد آن را به یک بعد آن یعنی ازدواج تقلیل دادهایم. در حالی که غریزه جنسی یکی از پیچیدهترین ابعاد وجودی انسان است که براساس ادبیات علمی و حتی دینی ما از دوران کودکی و ماقبل بلوغ تا دوران سالمندی نیازمند توجه و برنامهریزی است، اما شبهسیاستی که ما در کشور در مواجهه با غریزه جنسی اتخاذ کردهایم، محدود کردن آن به دوران بلوغ و ازدواج است. ما صرفاً زمانی به غریزه جنسی فرد توجه میکنیم که به سن بلوغ میرسد و به تربیت جنسی او به دید یک پروسهای که از کودکی آغاز میشود، اهمیتی نمیدهیم. این یعنی همان خلأ تئوریک ما درباره امر جنسی که ما حتی دانش بیولوژیک کافی نسبت به ماهیت غریزه جنسی نداریم.
یکی دیگر از چالشهای مهم ما در ساحت نظری این عرصه، فقدان دانش کاربردی و تفصیلی درباره سکسوالیته در اسلام است. غالب ادبیات این حوزه را کلیشهها و تصورات مبهم و کلی تشکیل میدهند که عملاً چیز خاصی را برای سیاستگذاری در این عرصه در اختیار ما نمیگذارند. از سوی دیگر فهم صحیح و منطبق با واقع از سکسوالیته در غرب نیز نزد ما دارای چنین وضعیتی است. ما شناخت کامل و فهم درستی از تاریخ امر جنسی در غرب و سیر تحولات آن و تطورات معرفتی پیرامون آن نداریم و بر این اساس قادر به تعیین نسبت صحیح میان خودمان و غرب به عنوان دیگری، نیستیم. ما همواره سکسوالیته در ایران را ذیل تاریخ غرب فهم کرده و چالشها و مسائل عینی این عرصه در جامعه امروز ایران را محصول وارد شده از فرهنگ جنسی غرب مدرن میدانیم. در حالی که واقعاً اینطور نیست و مطالعه تاریخ اجتماعی امر جنسی در ایران تصورات دیگری را برای ما ایجاد خواهد کرد.
با این توضیح باید عرض کنم که چالش و خلأ دانشی دیگری که ما در زمینه سکسوالیته با آن مواجه هستیم، همین موضوع تاریخ اجتماعی امر جنسی در ایران است. ما متأسفانه تصور کامل و درستی هم از سنت فرهنگی خود در این موضوع نداریم.
بنابراین ما در حوزه چالشهای تئوریک و نظری چهار مسئله مهم داریم که باید نسبت به آن تولید دانش صورت گیرد. چالش اول فهم صحیح از ماهیت غریزه جنسی است. دومین مسئله شناخت درست و واقعی از تاریخ اجتماعی امر جنسی در ایران است. سومین چالش ناظر به درک ما از سکسوالیته در اسلام بوده و چهارمین مسئله نیز درک واقعی و دقیق از سکسوالیته و تاریخ اجتماعی و معرفتی آن در غرب است.