برای بررسی نتایج این دوره از بازیها باید به چند نکته توجه کنیم. اینکه بسکتبال ایران با چند تغییر راهی هانگژو شد؛ از یکسو حامد حدادی خداحافظی کرد و از سوی دیگر لژیونرهایی، چون بهنام یخچالی و محمد امینی به دلیل حضور در تیمهای خود (آلمان و فرانسه) شرایط حضور و همراهی تیم ملی را نداشتند. از سوی دیگر محمد جمشیدی هم با نظر سرمربی دعوت نشده بود و در مقابل شاهد حضور جوانانی بودیم که نیازمند میدانهای بیشتری برای کسب تجربه هستند و باید به آنها فرصت داد، به همین دلیل اگر واقعبین باشیم نتایج رقم خورده در هانگژو چندان هم دور از انتظار نبود، چراکه تیمهای آسیایی نیز طی این سالها سرمایه قابل توجهی در بسکتبال کرده و بازیکنان خارجی را با تغییر تابعیت به خدمت گرفتهاند که این کار تیم ملی بسکتبال ایران را برای کسب نتیجه دشوارتر میکند، بهطوریکه دیدیم تیم ملی ایران در این دوره از بازیها برابر تیمی حذف شد که در پایان با کسب عنوان قهرمانی به کار خود پایان داد. بسکتبال ما نیاز به پوستاندازی دارد و این کار در حال انجام است، اما باید برنامه بهتری داشته باشیم تا از بسکتبال روز دنیا عقب نمانیم. ولی مسئله این است که اگر دست روی مربی خارجی میگذاریم، باید یک سر و گردن از مربیان ایرانی بالاتر باشد، اما در این مدت چیز خاصی از هاکان دمیر ندیدیم. نباید با دخیل کردن مسائل شخصی در ورزش، مربیان ایرانی را نادیده گرفت. هاکان دمیر را در این مدت فردی عصبی دیدم. در چنین شرایطی مربی نمیتواند مطالب را به خوبی و با آرامش به تیم و بازیکنان انتقال دهد و باعث میشود بازیکن واکنش نشان دهد و در کل اطاعتپذیریش کم میشود. مهمترین مسئله، اما این بود که دمیر چیزی از مربیان ایرانی بیشتر نداشت که بگوییم برای ما مفید بوده است! ما مربیان بهتری از دمیر داریم که پیشتر توانمندیهای خود را به نمایش گذاشتهاند. ضمن اینکه با فرهنگ ایرانی آشنا هستند و از نظر مبلغ قرارداد هم به مراتب بهتر و پایینترند.