رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی، سهشنبه در مراسم مشترک دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری نیروهای مسلح، اقدام شجاعانه فلسطینیها را در حمله به صهیونیستها در اطراف غزه پاسخ به جنایات دشمن غاصب توصیف کردند و اعلام داشتند: «این بلا را عملکرد خود صهیونیستها به سرشان آورد. وقتی ظلم و جنایت از حد گذشت، وقتی درندهخویی به نهایت رسید، باید منتظر طوفان بود.»
همچنین ایشان با اشاره به روند طولانی جنایتهای صهیونیستهای غاصب علیه مردم مظلوم فلسطین، افزایش جنایتها در ماههای اخیر و شدت آن را تقبیح کردند و فرمودند: «مقصر هم دولت کنونی حاکم بر رژیم غاصب فلسطینی است.»
چنین واقعیتی را پیش از این آقای ابوعبیده، سخنگوی گردانهای القسام، با اعلام خبر حمله به مواضع صهیونیستها و کشتار و اسارت آنها در نفوذ به شهرکهای اطراف غزه، این گونه بیان کرده بود «ما تصمیم گرفتهایم که به جای هر روز مردن، یک بار بمیریم. صادقانه و شجاعانه میجنگیم». درواقع او این جنگ را واکنش به جنایاتی معرفی میکند که برای فلسطینیها به معنای مردن چندباره در هر روز است و این جنگ فوران خشم و نفرتی است که عملکرد جنایتکارانه، ستمگرانه و آمیخته با توحش صهیونیستها پدید آورده است. جنگ متهورانه مقاومت فلسطینی را باید واکنش طبیعی یک ملت بزرگ و برخوردار از سابقه تاریخی و قدرتمند و عزتمند در برابر هفت دهه ترور، کشتار، تخریب، محاصره، اسارت، شکنجه، هتک حرمت و اضطرابی دانست که صهیونیستهای غاصب، اشغالگر و بیرحم به آنها تحمیل کردهاند. اصلاً جنایت اساس و پایه رژیم صهیونیستی و ابزاری برای ادامه حیات نامشروع و غاصبانه آن است که نمونههای روشن و بدیهی آن را میتوان در موارد زیر فهرست کرد.
۱. تشکیل رژیم صهیونیستی با توطئه وحشتناک غربیها با سردمداری انگلیس در دهه ۴۰ قرن میلادی گذشته با تکیه بر فریب، غصب، کشتار و ترور و آوارگی مردم فلسطین و ساکن ساختن یهودیان مهاجرت داده شده از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۰ به قیمت تخریب حدود ۶۰۰ شهر و روستای فلسطینی، شهادت هزاران نفر و آوارگی بیش از ۷۰۰ هزار نفر، یعنی نیمی از جمعیت آن روز فلسطین بوده است.
۲. استفاده از ماشین ترور و جنایت برای تثبیت رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی که با حمایت انگلیسیها پدید آمد و گروههای تروریستی و فشار مثل هاگانا، اشترن و پالماخ معروفترین دستههای جنایت و تروری بودند که چهرههایی مثل بنگوریون، شیمون پرز و آریل شارون از اعضای آنها در زمره مسئولان و رهبران بلندپایه رژیم اشغالگر بوده و هاگانا هسته اصلی ارتش جنایتکار صهیونیستی را تشکیل داد.
۳. گسترش سرزمینهای اشغالی با تکیه بر تشدید خشونت، توحش و جنایت و تکیه بر این شیوهها برای تداوم حیات ننگین رژیم صهیونیستی که حمله جنایتکارانه به اردوگاههای صبرا و شتیلا، دیر یاسین و روستاهای فلسطینی نشین و کشتار زنان و کودکان، مثله کردن و آتش زدن اجساد، دستگیری و شکنجه وقایع جاری رفتار ثبت شده صهیونیستهای اشغالگر بوده است.
۴. بیاعتنایی به تمامی حقوق انسانی مظلومان فلسطینی که نهتنها خانه و کاشانه آنها را غصب کرده بودند، بلکه برای کوچاندن آنها به خارج از فلسطین از هیچ ظلم و فشاری فروگذاری نمیکردند. ممانعت از دریافت کمکهای دیگران و سختگیری بر آنان تا قتل و تحمیل آوارگی از جمله رویههای معمول صهیونیستها علیه فلسطینیها به حساب میآید.
۵. محاصره، محدودسازی و در تنگنا قرار دادن فلسطینیها برای درهم شکستن هرگونه مقاومت و کشاندن آنها به ذلت و تندادن به هرگونه همکاری و بیگاری که نمونه روشن آن باریکه غزه است که از آن به عنوان بزرگترین زندان بدون سقف جهان یاد میشود.
همین وضعیت بر ساکنان فلسطینی کرانه غربی و حتی قدس شرقی نیز تحمیل شده، بهگونهای که چندسال قبل، سازمان ملل اقدامات صهیونیستها را برای وا داشتن فلسطینیهای ساکن قدس شرقی به رهاسازی خانهها و مصادره آن از سوی صهیونیستها برای توسعه شهرکسازی و اسکان شهرکنشینان جنایت جنگی نامید.
مظلومان فلسطینی برای اقامه نماز و عبادت در مسجدالاقصی باید از چندین لایه امنیتی و ایست بازرسی صهیونیستها عبور کنند و گاه حتی برای کار و خرید روزانه چندین بار بازرسی بدنی میشوند.
۶. تحقیر و بیاعتنایی به شخصیت انسانی مردم فلسطین برای واداشتن به ذلت و سازش یا ایجاد فشار روانی برای کوچاندن و مجبورسازی به ترک خانه و کاشانه، از روشهای معمول صهیونیستها است. مثلاً لخت کردن افراد دستگیرشده و اسرا و خواباندن آنان بر روی زمین در برابر انظار عمومی و حتی مقابل دوربین رسانهها یا رفتار تحقیرآمیز هنگام بازرسیهای بدنی و مقابل چشم همراهان و ورود به اماکن مذهبی و مقدس مسلمانان با کفش و پوتین برای تحقیر و تخفیف انجام میشود که پیامد آن انباشت خشم و نفرت میباشد.
اینک در جبران شکست فضاحتبار و غیرقابل جبران صهیونیستها، متأسفانه امپراتوری رسانهای حامی صهیونیسم جنایتکار و پادوهای داخلی آنان با دستاویز قراردادن چندتصویر از حوادثی که در میدان جنگ غزه رخ داد، سعی دارند برای صهیونیستها موجی از مظلومنمایی به راه اندازند و جای جلاد و مقتول را عوض کنند.
حال آنکه چنین صحنههایی در هرجنگ و درگیری نیز محتمل است، ولی صحنههایی تکراری و حتی روزمره برای مردم مظلوم فلسطین بهحساب میآید که در زندگی روزانه بهعنوان یک رویه ازسوی صهیونیستها دنبال میشود و آنچه قاطعیت و اصرار مقاومت فلسطینی را در عرصه جنگ علیه صهیونیستها رقم زده، همان نفرت و خشم انباشت شده و برآمده از عملکرد غیرانسانی و وحشیانهای است که متأسفانه ریشه در آموزههای ایدئولوژیک صهیونیستهای جنایتکار هم دارد.
صهیونیستها نهتنها خود را قوم برگزیده و برتر میدانند بلکه سایر اقوام را، چون حیوانی فقط لایق خدمت و بهرهبرداری برای خود بهحساب آورده و از این رو در رفتار با آنان هیچ خط قرمز و محدودهای قائل نیستند.
از سوی دیگر سالهاست که این رفتار خشن و درندهخویی صهیونیستها علیه مردم مظلوم فلسطین با سکوت و بعضاً حمایت محافل بینالمللی مدعی حقوق بشر مواجه بوده و با پشتگرمی به همراهی و حمایت از سوی قدرتهای غربی بهویژه امریکای جنایتکار به رویهای معمول برای صهیونیستها تبدیل شده که بعضاً به آن اعتیاد پیدا کردهاند. اما غفلت از اینکه این رویه علیه ملتی دارای پیشینه تمدنی، هویت عزتمند و برخوردار از روحیه جهادی و شهادتطلبانه نتیجه معکوس داده و، چون بلایی بزرگ به خودشان برمیگردد.
بنابر علتیابی برخوردهای شجاعانه و قاطعانه مقاومت فلسطینی علیه صهیونیستها، کار سخت و پیچیدهای نیست، تنها نگاهی ساده به تاریخ سیاه و پر از تباهی، جنایت، خشونت و توحش آنان علیه مردم مظلوم فلسطین نشان میدهد که رفتار وحشیانه صهیونیستها برای شکلدهی و تداوم اشغال، پیامدی جز انباشت خشم و نفرت نداشته و آنچه امروز به شکل طوفان درآمده، نتیجه همین عقاید و رفتار وحشیانه و ضدانسانی است که به مثابه یک بلا بر عاملان آن نازل شده است.