سالهاست که باشگاههای فوتبال ایران پسوندی را کنار نام خودشان یدک میکشند با عنوان «فرهنگی» و سالهاست که مقوله فرهنگ در ورزشگاهها در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد. سالهاست که مثلاً عنوان میشود باشگاه فرهنگی و ورزشی، اما فقط در حد حرف است و نه چیز دیگر، تا حالا باور کنیم که این پسوند یک کلمه اضافه در کنار نام باشگاه است. سالهاست که عنوان میشود باشگاهها کانون هواداران دارند، ولی هرچه جلوتر رفتیم، بهوضوح دیدیم که این عنوان هم مانند همان پسوند فرهنگی فقط برای جولان دادن برخی به اسم لیدر است تا بتوانند امور خود را پیش ببرند.
آنچه در فوتبال دنیا دیده میشود، اما خلاف این است. ساماندهی هواداران تیمها از بزرگ گرفته تا کوچک و جلوگیری از رفتارهای خلاف عرف در ورزشگاهها وظیفه کانون هواداران است. در چنین شرایطی چنانچه تخلفی هم صورت گیرد بلافاصله با برخورد پلیس روبهرو میشود. متخلف شناسایی و در نهایت از ورود مجدد او به ورزشگاه جلوگیری میشود. حالا همین ماجرا را در فوتبال ایران دنبال کنید؛ صرفاً شعار داده شده، نه خبری از کار فرهنگی است و نه کاری از کانون هواداران دیده میشود. هزاران هوادار به ورزشگاهها میروند و در بین آنها هستند هنجارشکنانی که به راحتی فضای ورزشگاهها را با حرکات و رفتار خود خراب میکنند و خاطرشان هم راحت است که هیچ برخوردی با آنها نمیشود. اینجاست که در وهله اول باید از فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ پاسخ خواست. اینکه چرا در تمام این سالها از باشگاههایی که مثلاً فرهنگی- ورزشی هستند، هیچ پاسخی در خصوص این همه هنجارشکنی نخواستهاند و هیچ برنامهای برای آنها نداشتهاند. بعد از آن باید به سراغ باشگاهها رفت و از آنها پرسید که چرا هنوز نتوانستهاند به وضعیت کانون هوادارانشان سروسامان دهند!
حالا که بحث ورود بانوان به ورزشگاهها تقریباً حل شده و در هر بازی شاهد حضور تعدادی از بانوان در ورزشگاهها هستیم فدراسیون فوتبال، سازمان لیگ و باشگاهها باید با دقت بیشتری روی مسائل فرهنگی در ورزشگاهها متمرکز شوند. باید تماشاگران از سوی کانون هواداران باشگاهها ساماندهی و مشخص شود که جایگاه هر کس کجاست و این امر با توجه به فروش الکترونیکی بلیت مسابقات امروز راحتتر از هر زمان دیگری است. بنابراین باید به سمت فرهنگیتر شدن محیط ورزشگاهها حرکت کرد. هرچند که آقایان فوتبالی اینقدر درگیر پول هستند که فعلاً کاری به ساماندهی فرهنگی ورزشگاهها نداشته باشند.