این روزها درباره اینکه یک فیلم کمدی در حال تصاحب رکورد فیلم کانیمانگا در سینمای ایران به لحاظ تعداد تماشاگر است، زیاد میشنویم، اما مقایسه شرایط اکران این دو فیلم میتواند در نوع خود جالب و البته راهگشا باشد. این روزها عنوان میشود که فیلم کمدی فسیل از حیث تعداد مخاطب کمتر از ۵۰۰هزار نفر تا رسیدن به جایگاه دوم پرمخاطبترین فیلم پس از انقلاب اسلامی فاصله دارد، اما بد نیست ببینیم این دو فیلم با چه تفاوتهایی در اکران، گیشهها را تصاحب کردهاند.
دادههای منتشرشده از سوی سامانه سمفا نشان میدهد از زمان آغاز اکران فیلم فسیل (تا پایان روز ۲۶ مرداد ماه سال جاری) در بازه زمانی ۱۵۴ روز این فیلم با رسیدن به ۵ میلیونو ۴۹۰ هزارو ۷۲۸ مخاطب در یک قدمی تصاحب جایگاه دوم پرمخاطبترین فیلم پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.
اکنون آنطور که اعداد نشان میدهد دو فیلم دفاع مقدسی با نامهای عقابها و کانیمانگا به ترتیب با ۸میلیونو ۶۰۰هزار مخاطب و ۵میلیونو ۹۷۴هزار نفر جایگاه اول و دوم را در اختیار دارند و پس از آنها فسیل با ۵میلیونو ۴۹۰هزارو ۷۲۸ جایگاه سوم را به نام خود ثبت کرده است! بررسی ظاهری عملکرد این فیلم بیانگر این نکته است که فسیل از آغاز دوره اکران تا روز ۲۶ مرداد ماه سال جاری با ۵میلیونو ۴۹۰هزارو ۷۲۸ مخاطب مجموعاً ۲۳۷ میلیاردو ۷۲۶ میلیونو ۶۶۹ هزارو ۲۹۰ تومان فروش داشته است. این اعداد و ارقام باعث شده است مقایسهای اشتباه و غیردقیق بین فیلم فسیل با آثاری مانند «عقابها» و کانیمانگا صورت بگیرد.
تفاوت تعداد سالنها و جمعیت
برای دقیقتر نشان دادن چنین مقایسههایی نکات متعددی قابل توجه است. اولین و مهمترین شاخصه در این زمینه تعداد سالنهای سینما و جمعیت کشور است. روشن است که در دوران اکران آثاری مثل عقابها و کانیمانگا کشور درگیر جنگ تحمیلی بوده و تعداد قابل اعتنایی از جمعیت فعال کشور درگیر دفاع از کشور بودند. نکته قابل توجه و تأثیرگذار، اما مغفولمانده در این زمینه بحث کیفیت سینماها و سطح درآمدی افراد جامعه است. به واقع اگر قرار است به سمت احصا و کسب آمار علمی و دقیق یک موضوع برویم، باید همه وجوه دخیل در شکلگیری آن را مورد توجه قرار دهیم.
به طور مثال سالنهای سینمای کشور در سال ۱۳۶۷، ۲۶۴ سالن بوده که مجموعاً ۱۶۳ هزارو ۹۵۱ صندلی را به خود اختصاص داده است. نکته دیگر بحث تناسب جمعیتی کشور است و همچنین شرایط و اوضاع جنگی آن دوران که اکران این دو فیلم همزمان با اوجگیری جنگ شهرها توسط رژیم بعثی و بالا رفتن تعداد دفعات حملات موشکی و هوایی به کشورمان انجام گرفته است. وقتی این موضوعات در کنار هم قرار میگیرد نشان میدهد مقایسه آماری فروش یا تعداد مخاطب یک فیلم بدون در نظر گرفتن چنین مؤلفههای تأثیرگذاری صرفاً بازی با اعداد و آمار است.
جمعیت ایران در دهه ۶۰ تقریباً نصف جمعیت حال حاضر بوده است. بخش قابل توجهی از جمعیت آن دوران هنوز در روستاها بودند و شهرنشین نشده بودند. بسیاری از سینماها به دلیل انقلاب از چرخه اکران کنار گذاشته شده بودند و هنوز برای بخش قابل توجهی از خانوادههای ایرانی سینما رفتن یک تابو محسوب میشده یا دستکم سینما رفتن به یک رسم خانوادگی تبدیل نشده بود. واقعیت این است که فیلم فسیل در یک شرایط کاملاً غیرقابل مقایسه با دوران دهه ۶۰ به آمار فروش ۵ میلیون مخاطب دست پیدا کرده است؛ دورانی که شاهد اکران فیلمها در پردیسهای مجهزی هستیم که بعضاً ۱۰ سالن را در خود جای میدهند و برای حضور خانواده کاملاً مجهز و مهیا هستند.
دلیل نمیشه که در دهه شصت بلیط سینما خیلی ارزون تر بود بعدشم اون دو تا فیلم هر کدوم بالای ده سال در سینما اکران شدند