قرار بر شناسایی معلمان توانمند و شاخص بود. قرار بود طرح رتبهبندی اجرا شود تا به کمک آن معلمان انگیزه بگیرند و خودشان را ارتقا دهند، اما این طرح از همان ابتدا در مسیر اشتباه قرار گرفت؛ موضوعی که رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش به صراحت آن را بیان کرده و گفته با موضوع رتبهبندی معلمان به صورت علمی برخورد نشد.
رتبهبندی معلمان به خودی خود نهتنها ایرادی ندارد بلکه میتواند بسیار مهم و کاربردی باشد، اما نه وقتی که به جای بررسی عملکرد معلمان و نحوه ارتباطگیری آنها با دانشآموزان و بازده کاریشان، یکسری موارد حاشیهای مدنظر قرار گیرد. بدتر اینکه شرایط به گونهای پیش رفت که برخی از معلمان برای بارگذاری مدارک به بدترین شکل ممکن از مسیر اصلی منحرف شدند.
خبر وزیر از صدور احکام جدید رتبهبندی برخی معلمان
رتبهبندی معلمان به منظور ارتقای شأن و مقام معلم و بهبود معیشت فرهنگیان طی ۱۰ سال گذشته بالاخره در ۱۶ اسفند ۱۴۰۰ به تصویب مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان رسید و ۲۳ اسفند برای اجرا به آموزشوپرورش ابلاغ و مقرر شد طبق قانون از مهر ۱۴۰۰ اجرایی شود. پس از کشوقوسهای فراوان در پاییز ۱۴۰۱ بود که رتبه یک برای همه معلمان صادر و رتبههای واقعی منوط به ارزیابی ارزیابان و هیئت ممیزه و بررسی مستندات معلمان شد. در نهایت اسفند ماه ۱۴۰۱ احکام قطعی برای معلمان صادر شد، اما نتوانست انتظارات معلمان را برآورده کند. پس از آن به معلمان فرصت اعتراض دادهشد تا آنها بتوانند مدارک جدیدی را در سامانه بارگذاری کنند. در این رابطه رضامراد صحرایی، وزیر آموزش و پرورش در کارگروههای سیوهفتمین اجلاس رؤسا و مدیران آموزش و پرورش سراسر کشور گفت: «صدور احکام رتبهبندی معلمانی که اعتراضشان وارد بودهاست، به زودی انجام میشود.»
او اظهار داشت: «باید دو سال بعد از اتمام رتبهبندی، آییننامه این موضوع بازبینی شود و به تصویب هیئت وزیران برسد. پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و شورای عالی آموزش و پرورش باید آییننامه رتبهبندی را بنویسند و همه باید به آنها کمک کنند.»
۵۰ هزار میلیارد تومان هزینه برای هیچ!
روز شنبه، علی محبی، رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در بخشی از گفتوگوی خود با فارس به ایرادات اجرای طرح رتبه بندی اشاره کرد و گفت: «اگر از بنده بپرسند چه شد که بهرغم این همه هزینهای که برای رتبهبندی شد (حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان)، اما یک دستاورد بسیار بزرگ برای دولت انقلابی تبدیل به ضد خودش در یک برههای شد و آنچنان که انتظار میرفت موجب ارتقای کیفیت عملکرد و رضایت معلمان نشد، در یک جمله میگویم به دلیل اینکه علمی با این قضیه برخورد نشد، پژوهشگاه مطالعات در کار دخالت داده نشد و هشدارهای آن جدی گرفته نشد و به همین دلیل قانونی که تدوین شد، نقص جدی دارد، چون واقعاً عمیق و علمی کار نشد و با عجله تهیه و تصویب شد.»
محبی اظهار داشت: «مثلاً خواستهشده آموزش و پرورش حدود یک میلیون معلم را در مدت سه ماه رتبهبندی کند؛ کاری که نظام دانشگاهی ما با داشتن ساختار و پشتوانه تجربی خود در طول حدود ۱۰۰ سال کل اعضای هیئت علمی که رتبهبندی کرده به ۱۰۰ هزار نفر نمیرسد، چراکه باید نظامهای ارزشیابی و رتبهبندی معلمان دنیا را بررسی میکردیم و نظام مطلوب را متناسب با زیستبوم خودمان طراحی میکردیم، کاری که در پژوهشگاه انجام گرفتهاست.»
او افزود: «بهرغم اینکه در زیرنظام پژوهش و ارزشیابی، رتبهبندی معلمان، مدارس و مدیران یک کار کاملاً علمی تلقی شده و در زیر نظام پژوهش و ارزشیابی (بند ۴ بخش اقدامات اساسی مدرسه پژوهنده) آمدهاست، اما آییننامه آن در سازمان استخدامی بدون مشارکت پژوهشگاه نوشته شد. بعد در تدوین شیوهنامه اجرایی آن هم به دلیل محدودیت قانون و آییننامه امکان کار علمی نبود.» رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش گفت: «در اجرا هم زمان محدود و حجم بسیار بالای کار و نیز عدم توجه به یافتههای علمی سبب شد نهتنها موجب رضایت و ارتقای کیفیت یادگیری نشود، بلکه بیش از ۵۰ درصد معلمان به رتبهبندی اعتراض کردند.»
هدایت معلمان به سمت مدرکگرایی
پس از سالها انتظار، «رتبهبندی معلمان» وارد فاز اجرا شد، قرار بود این طرح موجب ارتقای کیفیت در نظام تعلیم و تربیت شود، اما نحوه اجرای آن به گونهای پیش رفت که معلمان را درگیر کاغذبازی کرد و بدتر اینکه اعتراضات زیادی را رقم زد. به همین دلیل است که اگر این روزها پای درددل معلمان بنشینید، درباره موضوع رتبهبندی و اجحافی که در حقشان شده صحبت خواهند کرد. خانم برزگر یکی از معلمانی است که در طرح رتبهبندی شرکت کردهاست. او درباره ایرادات اجرایی شدن این طرح میگوید: «معلمان را نمیتوان براساس پژوهش و تحقیق محک زد، بلکه باید توانمندیهای آنها سنجیده شود. متأسفانه شاخصهای این طرح بهگونهای انتخاب شده که معلمان را به سمت مدرکگرایی سوق دادهاست و در این میان اگر معلمی از توانایی کافی برخوردار نباشد، اما موفق به بارگذاری مستنداتی به طور جعلی شدهباشد، امتیاز بالایی گرفتهاست.»
او ادامه میدهد: «متأسفانه سامانه رتبهبندی به گونهای معرفی شد که کمتر کسی درباره آن اطلاعات داشت. معلمان از آن اطلاعات کافی نداشتند و سامانه هم نواقص جدی داشت. در صورتی که باید درباره آن کامل توضیح میدادند. حتی هنگام اعتراض در این سامانه هم برای بسیاری از همکاران من مشکلاتی ایجاد شد.»
اسم رتبهبندی را بردارید!
آقای سنگیان هم معلم دیگری است که نسبت به بد اجرا شدن طرح رتبهبندی معلمان انتقاد میکند. او در این رابطه میگوید: «یک معلم در ۲۰ سال پیش نمیدانست که امروز باید مدارک تألیف کتابش را بارگذاری کند یا نمیدانست که باید ثبت اختراع انجام میدادهاست، در صورتی که حالا متوجه شده کارهای اینچنینی امتیاز داشته و براساس آن، رتبه بهتر یا بدتری میگیرد.» او به شاخص «سابقه خدمت» اشاره میکند و میگوید: «در حالی که امکان دارد یک معلم با سابقه دو سال، توانمند باشد و آموزش را با کیفیت بالایی ارائه کند، اما معلم دیگری که توجهی به ارتقای خودش نکرده به دلیل سابقه بالایی که داشته، امتیاز خوبی میگیرد.» سنگیان اظهار میدارد: «اصل قصه این است که اسم رتبهبندی اسم بزرگی است که باید به بهترین شکل ممکن اجرا میشد، اما شاهد آن بودیم که، چون این طرح در آییننامهها آمدهبود و باید اجرا میشد، سامانهای را برایش طراحی کردند، اما چگونه اجرا شدن آن مهم نبودهاست.» این معلم میگوید: «اصلاً نمیخواهد که وضعیت درآمد یک معلم را در ایران با معلمی در کشورهای جهان اول مقایسه کنید، فقط کافی است که درآمد یک معلم در کشور را که رتبه پنج گرفتهاست، با یک کارمند عادی دولت مقایسه کنید تا متوجه شوید این طرح رتبهبندی فقط یک نمایش بودهاست.»