کد خبر: 1179715
تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۴۰۲ - ۲۲:۰۰
ابوالفضل اقبالی

«مضمون» و «فرم» دو عنصر مهم سازنده یک «فیلم» هستند، بنابراین اگر چالش‌های دراماتیک روایت و تکنیک‌های خلق تصویر را از یک فیلم بگیریم، آنگاه فقط با یک «متن» طرف هستیم که درصدد است بدون تکلف، جهان را برای ما روایت کند. از این منظر می‌توان گفت تفاوتی میان فیلم و «فلسفه» وجود ندارد. تلقی «سینما به‌مثابه فلسفه» ناظر به شکست هژمونی فرم و تکنیک و هویت بخشیدن به «ایده» فیلم است. ایده‌ای که اگر چه روایت آن بدون لکنت فرمی به منطق سینما نزدیک‌تر است، اما به خودی خود اصالت دارد.
تصاویر رسوب‌یافته در ذهن افراد تبیین‌کننده منطق کنش آنان در جامعه است. فهم بین‌الاذهانی، تبیین و تداوم الگو‌های کنش، پیش‌بینی و بازتولید انواع کنش در پیوندی وثیق با این تصاویر ذهنی قرار دارند. همچنین مناقشات گفتمانی، تطورات اجتماعی، تضاد و وفاق در جامعه و گسست فرهنگی به نوعی متأثر از تصاویر هستند. به‌عبارتی همچنان که تداوم فرهنگ و الگو‌های زیست و کنش افراد در یک جامعه معلول موفقیت در انتقال تصاویر است، شکاف میان‌فرهنگی نیز متأثر از جایگزینی تصاویر متناقض و مخالف در اذهان جامعه است. اهمیت غیرقابل انکار «تصویر» که به تعبیر نورمن دنزین، تکوین و بازتولید جامعه جدید از خلال تصاویر صورت می‌گیرد، تلازم میان «سیاست‌گذاری کنش» (Behavior Policy) و «سیاست‌گذاری بازنمایی» (Representation Policy) را بیش از پیش برای ما آشکار می‌کند.
رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی مهم‌ترین منابع سازنده تصاویر ذهنی نزد افراد هستند، بنابراین نهاد‌های اجتماعی برای تداوم و بازتولید خویش نیاز به خلق تصاویر مؤید و سازگار به خود در رسانه هستند. در این میان، اما «سینما» جایگاه ویژه‌ای دارد. اگر «فیلم» را در نسبت با سایر تولیدات تصویری، غنی‌ترین و تأثیرگذارترین منبع خلق تصویر در ذهن مخاطب بدانیم، می‌توان گفت سینما اولین و مؤثرترین رسانه در زمینه ایجاد تصاویر ذهنی نزد افراد جامعه است. از سوی دیگر سینما تنها رسانه جمعی رسمی در ایران است که نهاد‌های نظارتی تضمین‌کننده نرم‌ها و استاندارد‌های سیاست‌گذاری بازنمایی در آن ناکارآمد عمل و در سال‌های اخیر نسبت به رسانه‌های رسمی دیگر کمتر در مسیر بازنمایی تصاویر سازگار با الگو‌های نهادینه‌شده کنش در جامعه ایرانی – اسلامی ما حرکت کرده‌است.
با نگاهی به جریان تولید فیلم در سینمای ایران و بررسی آثار چهار دهه اخیر از منظر مضامین و رویکردها، در می‌یابیم که خانواده سنتی ایرانی غالباً در جایگاه دیگر سینما بوده و تصاویر خلق‌شده از خانواده و مناسبات آن در سینمای ایران اغلب در راستای سرکوب نشانه‌شناختی آن بوده‌است. در روند غالب این آثار، خانواده سنتی به‌سان اهریمنی فاقد عقلانیـت و اخـلاق به تصویر در می‌آید. اساساً مسئله این نیست که خوانش مرجح این آثار در مقابل این نـوع زیسـت خانوادگی موضعی مقابله‌آمیز و نقادانه دارند، بلکه مسـئله اهـریمن‌سازی از خـانواده سـنتی ایرانی از یکسو و عدم امکان به سخن درآمدن آن از سوی دیگر است. اگر چه آثار بسیار خوبی نیز خارج از روند مذکور در سینمای ایران خلق شده‌اند، اما آن چیزی که تصویر غالب از خانواده در سینمای ایران محسوب می‌شود، نوعی غیریت‌سازی از خانواده سنتی ایرانی است که سالیان متمادی در جامعه ایران محمل بازآفرینی‌های فرهنگی بوده‌است.
منابع در دفتر روزنامه موجود است

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار