مازیار آقازاده طی یادداشتی که کانال تلگرامی «عصر ایران» منتشر کرده است، به مغالطه «نفت در برابر غذا» که این روزها برای تحقیر موفقیتهای دیپلماسی دولت مطرح میشود، پرداخت. خلاصهای از یادداشت او در ادامه از نظر میگذرد: در روزهای گذشته و همزمان با اعلام توافق تبادل زندانیان بین ایران و امریکا، گروهی از ناظران و فعالان سیاسی داخلی و خارجی برای کوبیدن این توافق و اهمیت آن، عبارت «نفت در برابر غذا» را برجسته کردهاند... این اقدام ازآنجا نشئت میگیرد که مقامات امریکا پس از اعلام توافق با ایران، در برابر انتقادات تندوتیز شاهینهای جنگ طلب امریکا که تنها بمباران ایران دل آنها را شاد میکند، اعلام کردند پول آزاد شده ایران در کره جنوبی در حسابی در قطر خواهد بود و صرف مصارف و مخارج غیر تحریمی دولت ایران خواهد شد... مخالفان همچنین میخواهند نوعی قیاس بین عراق دوران صدام حسین و وضعیت کنونی ایران از نظر انزوای بینالمللی و موقعیت خطیر و وضعیت شکننده ایجاد کنند. پرواضح است که مقایسه موقعیت فعلی ایران با موقعیت صدام حسین، قیاسی معالفارق است؛ ازآنرو که:
۱) نفت در برابر غذا برای عراق دوران صدام با حمایت قطعنامه رسمی شورای امنیت ملل متحد و پس از جنگ آزادسازی کویت صورت گرفت و به لحاظ حقوقی همه کشورهای جهان ملزم به اجرا و اعمال آن بودند. در این چارچوب عراق روزانه تنها مجاز به فروش ۶۰۰ هزار بشکه نفت خام بود و پول ناشی از این صادرات در حسابی با نظارت شورای امنیت ملل متحد و تنها برای تأمین واردات غذا و دارو به عراق اختصاص مییافت و حتی یک سِنت از این پول در اختیار دولت عراق قرار نمیگرفت.
۲) تحریمهای اعمالشده از سوی امریکا علیه ایران، اما فاقد وجاهت و الزام حقوقی سازمان ملل متحد است و تنها به پشتوانه مجازاتهای امریکا علیه شرکتها برقرار است؛ و به همین میزان قابل دور زدن و خنثیسازی و کم اثرسازی است. این کجا و قطعنامه تحریمی شورای امنیت که همه دنیا ملزم به اجرای آن هستند، کجا!
۳) عراق صدام حسین پس از بیرون رانده شدن از کویت یک دولت بهشدت ضعیف با زیرساختهایی نابود شده در یک جنگ طولانی بود که حتی کنترلی بر شمال و جنوب کشور نداشت و امریکا پس از بیرون راندن ارتش بعث از کویت، در مناطق شمالی و جنوبی عراق منطقه پروازممنوع اعمال کرده بود و دولت صدام عملاً کنترلی بر بیش از نیمی از مساحت کشورش نداشت. از سوی دیگر عراق به لحاظ جغرافیایی فاقد سواحل و بنادر بزرگ در خلیجفارس است و دسترسی بسیار محدودی به آبهای آزاد دارد... بنابر این عراق چه آن روز و چه حتی امروز برای واردات کالاهای موردنیاز خود به مرزهای زمینی کشورهای همجوار خود نیاز دارد و عملاً جغرافیای این کشور عراق را در یک حصار انزوا درونخشکی قرار داده است.
۴) حال این وضعیت عراق را با موقعیت کنونی ایران مقایسه کنید که با وجود شرایط تحریمهای یکجانبه امریکا دارای یکی از بزرگترین ناوگان تجاری منطقه و حتی جهان است و دارای دهها بندر بزرگ و کوچک و هزاران کیلومتر خط ساحلی برای تجارت آزاد با دنیاست. از سوی دیگر ایران کنونی بهرغم تحریمهای امریکا تجارت سالیانهای بالای ۱۲۰ میلیارد دلار دارد، هر چه میخواهد وارد میکند و هر چه میخواهد میفروشد، دارای دو دریای بزرگ متصل به آبهای آزاد بینالمللی در جنوب و یک دریای بزرگ در سواحل شمالی است که میتواند از مسیرهای دریایی، هوایی و زمینی با تمامی کشورهای همجوار خود دادوستد کرده و تمامی اقلام تحریم شده از سوی امریکا را به نحوی خریداری کرده و وارد کشور کند. ایران بزرگ کنونی همچنین دارای قدرت نقشآفرینی مؤثر در دریای سرخ و باب المندب از سویی در اقیانوس هند و دریای عمان و خلیجفارس از سوی دیگر و بهواسطه سوریه و لبنان دارای دسترسی به دریای مدیترانه و از همه مهمتر کنترل بر شاهراه حیاتی «تنگه هرمز» است.
حال خود انصاف دهید ایران امروز با وجود همه مشکلاتی که تحریم برایش ایجاد کرده کجا و عراق دوران نفت در برابر غذا کجا؟!