کد خبر: 1178011
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۴۰۲ - ۲۲:۳۵
به بهانه روز دریای خزر مطرح شد
شاعران نتوانستند دریای خزر را نماد کنند شاعر مازندرانی با اشاره به غربت دریاچه خزر در شعر و ادبیات شاعران و نویسندگان مازندرانی می‌گوید: نتوانستیم برای دریای خزر نماد ایجاد کنیم.

۲۱ مرداد روز دریای خزر است. ابراهیم باقری‌حمیدآبادی شاعر، نویسنده و پژوهشگر مازندرانی درباره وضعیت دریای خزر در شعر شاعران و منظومه‌های مازندرانی به ایبنا گفت: شعر طالب آملی را که بررسی می‌کنیم به واسطه اینکه طالب سفری به هند دارد و از سرزمین مازندران دور است، مؤلفه‌های اقلیمی که برآیند فضای مازندران و بوم استان باشد در اشعارش کمرنگ است. اگرچه «طالب» طبیعت‌گراست و باید این مسئله برجسته باشد، اما تحت تأثیر شاعران سبک هندی و استحاله ادبیات در متن، فضای مازندران در شعر «طالب» نیست.
به گفته او، شعر او فضای طبیعت به واسطه سبک هندی و الزاماتش را دارد، اما این طبیعت مازندران نیست. دریای خزر یا هر عنوانی که در زمان زیست طالب درباره این دریا نام می‌بردند در شعر طالب نمی‌بینیم که جلوه نمادین داشته باشد و در ذهن طالب تبدیل به یک استعاره شده باشد و کارکرد استعاری و نمادین در شعر او پیدا کرده باشد، این را نداریم، اما برای مثال در شعر سهراب رنگ طبیعت را می‌بینیم، ولی آن فضای طبیعت کویر و موضوعی مشهود است.
در شعر امیر پازواری فضا‌های بومی کاملاً مشهود است. نماد‌های بومی در شعر امیر داریم، اما پژوهشی که در شعر امیر پازواری داشتم، اشعارش گرایش به مؤلفه‌های ادبیات در حوزه ملی بیشتر است تا بومی. در بسیاری از رباعیات که منسوب به امیر است و مطمئناً مربوط به امیر نیست، آن‌ها که گردش و کارکرد بومی دارند فضای تربیتی اخلاقی است تا طبیعت‌گرایانه با مؤلفه‌های بومی مازندران.
دریای خزر در اشعار نیما و سلمان هراتی
این شاعر در ادامه عنوان کرد: واژه دریای خزر یا با هر نام دیگری (چون بومی‌ها و ساحل‌نشینان آن را به عنوان دریای خزر نمی‌شناسند) در شعر شاعران مازندرانی را باید به مثابه دریای خزر بدانیم. ممکن است عنوان خزر در اشعار شاعران مازندران وجود نداشته باشد، اما واژه دریا به همین دریای خزر ارجاع می‌دهد. در شعر نیما هم فضای دریا را بیشتر می‌بینیم آنجا که می‌گوید:
آی آدم‌ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان
حمید آبادی توضیح می‌دهد: نیما در تاریخ ادبیات ما فضای دریا، بوم و اقلیم را به صورت نمادین و استعاری زیاد دارد. شعر «ماخ اولا»، «چوک»، «آیش» و بسیاری از شعر‌های نیما را می‌توان مثال زد که هم فضا‌های بومی دارد و هم دریا نماد خوبی در اشعارش دارد. در شعر سلمان هراتی هم دریا کارکرد نمادین دارد، ولی شعر سلمان به فضای زبان و مؤلفه‌های ادبیات ملی نزدیک‌تر است. اگرچه ترسیم تصاویر بومی هم دیده می‌شود آنجا که در شعری خورشید را به میوه نارنجی تشبیه می‌کند که در میان درخت تلألو دارد، تصویرگر فضای بومی است. فضا‌های بومی به صورت تصویر در شعر سلمان حضور بیشتری دارند، ولی کارکرد دریا آنچنان که باید باشد نیست. با اینکه سلمان فرزند ساحل و دریاست، اما دریا به شکل مستقیم در اشعارش جلوه پیدا نمی‌کند.
از وی سؤال می‌شود به نظر می‌رسد آنگونه که شاعران و نویسندگان جنوبی به خلیج‌فارس پرداخته‌اند، شاعران کرانه خزر توجه خاصی به بزرگ‌ترین دریاچه جهان نداشته‌اند، پاسخ این شاعر اینگونه است: در شاعران امروز کمتر شاهد بروز و ظهور دریا در اشعارشان هستیم. یکی از مشکلاتی که در شعر امروز شاعران مازندران می‌بینم خیلی به زبان پایتخت نزدیک هستند، به جای اینکه زبان و فضای بومی داشته باشند. نه اینکه دریا هیچ کارکرد و حضوری در شاعران امروز مازندران نداشته باشد، اما وقتی در کنار فضای وسیع و پهناور مواج مثل دریا زندگی می‌کنیم، صبح و تلألو خورشید و طلوع طلایی خورشید از پشت امواج باید برای ما نماد باشد، غروب آفتاب هم همین‌طور. دریا در شعر شاعران ۲۰ سال اخیر مازندران لمس نمی‌شود. آن خروشندگی و توفندگی دریا را در شعر نمی‌بینیم. دماوند بیشتر دیده می‌شود، چون نماد صلابت و استقامت است.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۵۹ - ۱۴۰۲/۰۵/۲۲
0
0
دریا نیست دریاچه است خزر نیست کاسپین یا مازندران است
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار