کد خبر: 1177724
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۴۰۲ - ۰۵:۲۰

حامد قدوسی در پستی تلگرامی نوشت: دنیای واقع پر است از مثال‌هایی که با اینکه موقعیت جمع- صفر است، ولی بازیگران در «تعادل» وارد آن می‌شوند: رقابت تسلیحاتی بین کشورها، رقابت بازاریابی یا جنگ قیمت بین شرکت‌ها، رقابت استخدام وکیل طلاق بین زوج‌ها، دینامیک بلندتر صحبت‌کردن در میهمانی‌های شلوغ، رقابت هزینه کمپین انتخاباتی بین سیاستمداران، رقابت تحقیق و توسعه برای برنده شدن در یک مناقصه با صرفاً یک برنده و الخ.
اولین درس نظریه بازی، یعنی بازی زندانی - که این روز‌ها روایتی از آن در هر کتاب عامه پسندی پیدا می‌شود - همین موضوع مهم را توضیح می‌دهد: چرا مردم وارد بازی‌های جمع- صفر یا جمع- منفی می‌شوند؟ چون هر بازیگر به صورت انفرادی تمایل دارد که از استراتژی «عدم ورود» تخطی کند! در نتیجه در بازی‌های جمع- صفر، ممکن است سطح بالایی از رقابت یا فعالیت دیده شود، با اینکه به صورت پیش- از- وقوع، همه طرفین می‌دانند که دست آخر خروجی بازی امر مطلوبی برای کل جمع نیست. به زبان اقتصادی، در موقعیت‌های استراتژیک، خروجی کارا و خروجی تعادلی لزوماً روی هم نمی‌افتد. مثلاً در رقابت تسلیحاتی، یکی از کشور‌ها تمایل دارد برتری تسلیحاتی نسبت به همسایه پیدا کند. چون این کشور این کار را می‌کند، کشور دوّم هم روی تسلیحات سرمایه‌گذاری می‌کند و رقابت بالا می‌گیرد. آخر سر هم طرفین هزینه هنگفتی خرج رقابت تسلیحاتی کرده‌اند و دوباره سر جای اول خود (به لحاظ برتری نسبت به رقیب) هستند. پول دادن به مدیران دارایی یا خرید فناوری برتر برای معامله‌گری در بازار سهام هم همین است: همه خودشان را به فناوری برتر مجهز می‌کنند ولی دست آخر بازده متوسط همه بازیگران، همان بازده منفعل بازار است منهای هزینه اضافه‌ای که به مدیر دارایی پرداخت کرده‌اند!
تئوری اقتصادی هم به ما می‌گوید که چرا مسئله جمع- صفر است و هم به خوبی می‌فهمیم چرا مردم وارد این بازی جمع می‌شوند و به مدیران دارایی دستمزد می‌دهند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار