استاد محمد شجاعی کارشناس، پژوهشگر و نویسنده مسائل دینی معتقد است برای پایداری در دین و جلوگیری از ریزشها، نباید فرزندان را صرفاً با ظواهر دین آشنا و پذیرفتن واجبات دین را برای آنها تکلیف و اجبار کرد، بلکه آنها باید خودشناسی را یاد بگیرند تا تربیت اسلامی را درک کنند و انسان کاملی شوند. او همچنین بر این باور است ما در گرایش به انسان کامل موفق بودهایم و این را میتوان در محرم و اربعین مشاهده کرد، اما زمانی که این ایام تمام میشود و میخواهیم همان انسانها از حسین (ع) پیروی کنند میگویند نه ما فقط او را دوست داریم! این نشان از ضعف آموزشهاست و اینکه در خودشناسی انسانها کار نشده است. وی دو چیز را مشکل اساسی در خانوادهها میداند؛ یکی تنبلی و دیگری بیحوصلگی. او توصیه میکند خانوادهها باید این دو رفتار را کنار بگذارند تا در تربیت اسلامی فرزندانشان موفق شوند. مصاحبه با این مبلغ بینالمللی را در ادامه بخوانید.
استاد از وقت مصاحبهای که در اختیار ما گذاشتید تشکر میکنم. در شروع مصاحبه تعریفی جامع از تربیت اسلامی داشته باشید؟
تربیت، یعنی پرورش و شکوفاکردن استعدادهای ذاتی یک موجود و تربیت اسلامی نگاه ویژه اسلام به انسان است که در هیچ دینی یافت نمیشود. انسان شامل بخشهای مختلفی است. از جمله بخش جمالی یعنی گرایش به اشیای مختلفی مثل خانه، اتومبیل و غیره. بخش گیاهی مثل تربیت بدنی، رشد، تغذیه، زیبایی. بخش جنسی و حیوانی انسان مثل گرایش به جنس مخالف، تشکیل کانون خانواده، ارتباطات. بخش فرشتهای و عقلانی انسان مانند دانشگاه رفتن، مهندس شدن، اختراعات، اکتشافات، اما در اسلام بخش دیگری معرفی میشود به نام بخش فوق عقلی و انسانی که در این بخش انسانها قابلیت تربیت نامحدود دارند. خداوند در قرآن میفرماید: «من از روح خودم در شما دمیدهام.» خاصیت این روح آن است که انسان قابلیت رشد و تربیت نامحدود پیدا میکند و، چون روح از خداست خود به خود بینهایت میشود. در این بخش از تربیت، انسان عاشق کمال مطلق، یعنی وجود مطلق میشود که به عربی به آن «الله» گفته میشود و این الله با بخشهای دیگر فرق میکند. در تربیت اسلامی، گزاره انسانی لا اله الا الله است، یعنی هیچ معشوقی برای انسان و هیچ غایتی برای انسان غیر از الله وجود ندارد. خداوند در قرآن ۸۰ بار تذکر میدهد انسانها جاودانه هستند، بنابراین در تربیت اسلامی انسانها باید جاودانه تربیت شوند.
با توجه به تعریفی که از تربیت اسلامی داشتید، وظیفه پدران و مادران در این زمینه چیست؟
پدرها و مادرها، مربیان و مراکز فرهنگی تکلیف شرعی شان این است که مخاطبانشان را ابدی و جاودانه تربیت کنند. جنایتها، قتلها و ظلمها در دنیا نشاندهنده این است که بخش انسانی آدمها تربیت نشده است؛ بنابراین در تربیت اسلامی میخواهیم با احترام به چهار بخش تربیتی، انسان را زیر سایه بخش پنجم تربیت کنیم. اگر به این بخش دقت نشود انسان حیوانی وحشی و جنایتکار خواهد شد که از دانشش برای ساخت بمب و ویروس کشنده استفاده میکند.
تربیت اسلامی از چه سنی شروع شود؟
در اسلام سن تربیت به قبل از انعقاد نطفه برمیگردد. پدر و مادرها باید در پنج بخش ژنهای خود را تقویت کنند از جمله سلامتی، زیبایی، هوش عقل، اخلاق، معنویت و خودشناسی. این ژنها باید تقویت شوند تا پایداری بیشتری داشته باشند. به قول دانشمندان بزرگ تربیت فرزند به ۲۰ سال قبل از تولدش برمیگردد، بنابراین این باور غلطی است که فکر کنیم فرزند باید متولد و بعد تربیت شود. بعد از تولد نیز به سه دوره تربیتی هفت سال اول هفت سال دوم و هفت سال سوم هم باید توجه شود.
به سه دوره تربیتی اشاره کردید، اینجا لازم است به نگرانی خانوادهها اشاره کنم که طبق فرموده شما از شروع هفت سال دوم زمانی که فرزندشان میخواهد راهی اولین نهاد اجتماعی یعنی مدرسه شود. در سؤال قبلی برای پایداری این نوع از تربیت اشارهای داشتید، اما توصیه بیشتر برای اینکه فرزندان تحت تأثیر آموزههای غلط در مدارس قرار نگیرند، چیست؟
اگر پدر و مادری وظیفه خود را درست انجام دهد، یعنی در آن سه دوره هفت سال رفتار مناسبی داشته باشد قطعاً با آسیبپذیری کمتری مواجه خواهند شد و اگر تخصصی و درست عمل کنند فرزندشان در هرجای دنیا و در هر مکانی قرار بگیرد نتیجه درست میگیرند. مانند قانون علیت و معلول، هرجا تربیت درست باشد نتیجه درست گرفته میشود. به همین دلیل حتی در کشورهای غیراسلامی در صورت تربیت درست و پایدار شاهد آدمهایی کامل و خدایی هستیم.
بیشتر والدین برای رهایی از این دغدغه، مدارس اسلامی را انتخاب میکنند، وجه تمایز این مدارس با دیگر مدارس چیست؟
در آموزش وپرورش، مسئله اصلی تعریفی است که از انسان وجود دارد و این برای معلمان درست جا نیفتاده است. در مدارس اسلامی و دولتی کتابها یکی است و خلاف آن کتب تدریس نمیشود. تنها اختلاف روی تعریف مهندسی شده از انسان است.
امروزه در علوم انسانی، انسان را سکولار تعریف میکنند و انسان را موجودی میدانند از روح و زندگی دنیایی. علوم دانشگاهی تنها این بخش از انسان را میبیند و برای این بخش برنامهریزی میکند مانند علوم تربیتی، اقتصاد، هنر، روابط زن و مرد. مفاسد و گرفتاریهای امروز هم به این دلیل است که فرزندان زیرنظر همین دانشگاه و اساتید تربیت میشوند، چراکه نگاه به انسان حقیقی نیست. خدا میگوید انسان روح از خودم دارد، بنابراین باید به او احترام گذاشت. این روح همه هویت انسان است تا جاودانه تربیت شود. امروزه میلیونها ساعت و میلیاردها بودجه هزینه میشود، اما بیاثر، چون نگاه به انسان غلط است و دین منتقل نمیشود. اگر هم منتقل شود، غلط دریافت میشود. اینکه گفته میشود تو مرد و زن هستی، دکتر و مهندس هستی و همه اینها اوج موفقیت توست، اشتباه است. خداوند میفرماید اینها ابزاری است برای حیات طیبه و جاودانه، اما هدف نهایی نیست.
با تأکید بر بعد عقلی، انسانی تربیت، چه کنیم تا در تربیت اسلامی موفق شویم و این نوع تربیت پایدار بماند؟
تربیت اسلامی به این معنا نیست که ظواهر اسلامی رعایت شود، ولی سبک زندگی غربی باشد. انسان بینهایت معشوق الله و خلیفه الله است، بنابراین خصوصیات اخلاقی خودش را با معشوق تنظیم میکند. این دنیا برای او عالم واسطه است و امتحان آن نهایی نیست، بلکه برای او حالت رحمی دارد که برای تولد به دنیای دیگر آماده میشود. برای موفقیت در این نوع تربیت روش دقیق آن است که بینش، بصیرت و خودشناسی را به فرزندانمان و دیگر مخاطبانمان آموزش دهیم که متأسفانه در این زمینه بسیار ضعیف کار میشود.
ما فرزندانمان را تنها با ظواهر دین آشنا میکنیم به همین دلیل پایدار نمیمانند و هرچه را رشتهایم پنبه میشود. اگر خودشناسی را یاد بگیرند آن وقت با عشقی که به خودشان پیدا میکنند، تربیت اسلامی هم درک میشود. پس انسان اگر بخواهد هر چیزی را بشناسد باید خودش را بشناسد این در تربیت اسلامی ما ضروری است. گستره شخصیتی انسانها شامل سه مرحله است؛ از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود. فرزندان ما باید این سه مرحله را باور کنند آنگاه عشق ایجاد شده پایدار میماند. به همین دلیل وقتی در دانشگاه، سربازی یا در بخشهای مختلف اجتماع قرار میگیرد در او تغییری رخ نمیدهد. در کشورهای مختلف وقتی معرفت نفس آموزش داده میشود، افراد هم مسلمان میشوند، هم شیعه و مهمتر آنکه بر آن پایدار میمانند. به طور مثال در ایام کرونا توانستیم در مهار آن موفق شویم، چراکه فقیرترین و بیسوادترین افراد را با ایجاد مراکز بهداشتی آموزش دادیم. همچنین برای شروع یک زندگی مشترک، زوجین را به کلاسهایی معرفی میکنیم تا زندگی موفقی داشته باشند، بنابراین برای یک تربیت اسلامی موفق، لازم است خانوادهها را به کسب دانش آن مسلح کنیم. به فرموده حضرت آقا برای رسیدن به یک تمدن نوین اسلامی، باید تربیت اسلامی در آموزش و پرورش و حوزههای علمیه بومی شود.
ایامی مثل محرم و ماه رمضان مساجد و هیئتها مکانی برای حضور پررنگ کودکان، نوجوانان و جوانان است. برای جذب حداکثری و تربیت درست دینی این دسته از مخاطبان چه کاری باید انجام شود تا همسو با کار تربیتی خانوادهها، تربیت اسلامی درست نهادینه شود؟
قرآن میگوید دین اسلام دین فطری است. مساجد و حسینیهها باید در شکوفایی این فطرت کار کنند. بچهها باید از کودکی با اصل خودشان آشنا شوند. چه بسیار کودکانی که شعر مذهبی یاد گرفتند و نماز را آموزش دیدند، اما امروز در مراکز مشاوره شاهدیم بسیاری از والدین آنها گله دارند فرزندانشان در اغتشاشات و دیگر امتحانات نابود شدهاند، بنابراین آموزش نماز، اصول دین و حفظ قرآن اگر بدون خودشناسی باشد، همه ظاهر است. همانهایی که این دورهها را گذراندهاند دچار لغزش میشوند، چون زیرساختهای تربیتی مساجد، مهدها و مراکز فرهنگی مهندسی شده و قرآنی نیست و مخاطبان تا خودشان را نشناسند این ریزشها ادامه دارد. یکی از اساتید میگفت هزاران شبهه مطرح شده که ما در حال پاسخگویی به این شبهات هستیم. باید گفت دشمن ما را سر کار گذاشته است، چراکه دشمن بعد از پاسخ به این شبهات هزاران شبهه دیگر ایجاد میکند تا ما را سرگرم کنند، اما اگر برای مخاطبانمان خوب مشخص کنیم تو کیستی هیچ سؤالی ایجاد نمیشود و شبههای مطرح نمیشود. آنطور که در بخش ازدواج شبهه ایجاد نمیشود، چون ازدواج امری فطری است که انسانها آن را باور و پذیرفتهاند.
زنی در امریکا حجاب را پذیرفته بود و میگفت نمیدانم چرا زنان در ایران نسبت به پوشش تردید دارند. این نشان میدهد او دین را درست یاد گرفته است. خجالت در نماز خواندن و حجاب داشتن نشان میدهد بخش فطری را در انسانها فعال نکردهایم و گفتهایم این وظیفه تو است. تا وقتی تکلیف و اجبار به کار گرفته شود و انسان نداند که نیازش است همه واجبات را روزی کنار میگذارد و به قول دختر امریکایی به انتخاب خودش افتخار نمیکند.
با توجه به اینکه در ماه محرم هستیم، شاهد حضوری پرشور از همه اقشار و ردههای سنی هستیم که با عقاید و دینهای مختلف حول پرچم سیدالشهدا و زیر خیمه امام حسین (ع) جمع میشوند و عزاداری میکنند. علت این حضور که هر ساله پررنگتر هم میشود چیست؟
امام حسین (ع) یک قهرمان انسانیت است. فطرت همه انسانها به انسان کامل کشش دارد. در اربعین بسیاری از مردمان کشورهای مختلف با دینهای مختلف حضور پیدا میکنند که نشان از عاشق بودن به یک انسان کامل است. ما در گرایش به انسان کامل موفق بودهایم. این را میتوان در محرم و اربعین مشاهده کرد، اما زمانی که این ایام تمام میشود و میخواهیم همان انسانها از حسین (ع) پیروی کنند، میگویند نه ما فقط او را دوست داریم. همین نشان از ضعف آموزشهاست که ما در خودشناسی انسانها کاری نکردهایم. از حسین حسین گفتنها باید به دعایی در زیارت عاشورا برسیم که همان مقام محمود است؛ «میخواهم به مقام تو برسم...» او باید به حسین درون خودش ایمان بیاورد. هیئتها، مساجد و همه مکانهایی که در این ایام این فرصت در اختیار آنها قرار دارد باید این مهم را منتقل کنند، آنگاه موفق خواهیم بود؛
و صحبت پایانی جنابعالی؟
در تربیت اسلامی قانون عوض نمیشود، باید راه را تشخیص داد که همان خودشناسی است. باید به آموزههای امامان و معصومین (ع) ایمان بیاوریم، در غیر این صورت افراد با روشهای امروزی ارزشهایی که میآموزند را کنار میگذارند و آسیب میبینند. باید درباره آموزههای دینی تعریف علمی و تخصصی داشته باشیم. اگر خودشناسی نهادینه شود و انسان عاشق خودش شود این عشق ابدی خواهد شد.
طبق فرمایش پیامبر (ص) یک جامعه اسلامی باید سه شاخصه رحمانیت، آرامش و شادی را لحاظ کند. متأسفانه این شاخصهها در مراکز و سازمانهای دولتی لحاظ نمیشود، بنابراین طبق فرمایش مقام معظم رهبری خانوادهها باید آتش به اختیار دنبال یادگیری آن باشند.
باید گفت اتفاق بدی در حال رقم خوردن است. وقتی سند ۲۰۳۰ تأیید و در مدارس هنوز قوانین آن اجرا میشود و در بعضی غرفههای نمایشگاه کتاب هنوز کتابهای این سند توزیع میشود چه انتظاری میتوان داشت تربیت اسلامی شکل بگیرد! خانوادهها نباید معطل بمانند و آتش به اختیار با مؤسسات و مراکز قابل اعتماد آشنا و با ثبتنام در آن کلاسها آموزشهای لازم را ببینند و در آخر دو چیز مشکل اساسی در خانوادههاست؛ تنبلی و بیحوصلگی. توصیه میشود برای یادگیری وظایفمان تنبلی را کنار بگذاریم و برای تربیت فرزندانمان حوصله کنیم. مشغلههای دولتی، اجتماعی، اقتصادی و ... خانوادهها را از این وظیفه مهم دور کرده است و این یک هشدار است.