باور صرفاً فکری است که شما آن را «درست» میدانید یا بهتر است، بگوییم با این فرض که حقیقت است، به آن اعتقاد دارید. واقعیت فعلی شما اساساً انباشتهای از تمام باورهای شماست. سؤال این است که آیا محتوای «نظام نگرشی» شما واقعاًَ منعکسکننده آن چیزی است که شما میخواهید ذهن فیزیکی ما تحت تأثیر محیطی که در آن متولد شدهایم، والدین، دوستان، رسانهها، فرهنگ و جامعه ما قرار گیرد. ذهن انسان در مراحل رشد خود به پایگاه دادهای از نظامهای نگرشی تبدیل میشود و با این فرض که این باورها «حقیقت» دارند، به نوعی آنها را میپذیرد. این نظامهای نگرشی واقعیتی را در بیرون جذب میکنند که با ذاتشان مطابقت دارد. ما واقعیت خود را به صورت پیش فرض یا ناخودآگاه ایجاد میکنیم. این واقعیت بسته به نظام فکری شما ممکن است خیرخواهانه یا خشن باشد. قدرت واقعی زمانی است که ما قادر باشیم واقعیت خود را از طریق تدبیر و نه به صورت پیشفرض ایجاد کنیم. برای این کار ضروری است که توانایی تغییر نظامهای فکری خود را به دلخواه داشته باشید. اگر نظام فکری خود را تغییر دهید، به طور خودکار واقعیت فیزیکی در بیرون خود را تغییر خواهید داد، بنابراین سؤال بزرگ این است که چگونه یک فرد نظام نگرشی و فکری خود را تغییر دهد؟
به هر چیزی که میخواهید فکر کنید
وضعیتی که ما در آن زندگی میکنیم، مبتنی بر واقعیتی است که وجود دارد و ما آن را جذب کردهایم، نه واقعیتی که مدعی آن هستیم. ما این آزادی را داریم هر واقعیتی را که میخواهیم، صرفاً با جذب آن از طریق باورهای خود ایجاد کنیم. یک باور صرفاً فکری است که از سوی توجه دائم شما به آن به وجود آمده است. تنها دلیلی که باعث میشود شما به یک فکر توجه کنید این است که تصور کنید درست است. در این واقعیت مبتنی بر جاذبه، چیزی به نام فکر واقعی وجود ندارد. شما این انتخاب را دارید که به هر چیزی که میخواهید «فکر کنید.» میتوانید هر فکری را که میخواهید بپرورانید و آن در واقعیت به ظهور برسانید. به عنوان مثال، اگر یکی از باورهای شما این باشد که «من هرگز نمیتوانم یک ماشین لوکس داشته باشم»، این ذهنیت در واقعیت هم محقق میشود، اما فراموش نکنید که هیچ حقیقت مطلقی در این باور وجود ندارد، زیرا براساس واقعیت مبتنی بر جاذبه شما میتوانید هر چیزی را در زندگی خود متجلی کنید. هنگامی که به نتیجه رسیدید باورهای شما فقط افکار هستند که آنها را حقیقی فرض کردهاید، این توانایی را خواهید داشت که این افکار را تغییر دهید. شما میتوانید این باور را داشته باشید که «من میتوانم یک ماشین لوکس داشته باشم» و به آرامی زندگیتان شواهدی برای حمایت از این باور را بروز خواهد داد و با قویتر شدن اعتقاد شما به این باور، واقعیت جدید خود آشکار خواهد شد و متوجه خواهید شد که یک ماشین لوکس دارید.
باوری که تقویت نشود، میمیرد
هیچ فکری بدون توجه مداوم نمیتواند در فضای فکری شما زنده بماند. یک فکر زمانی قوی میشود که آن را با تمرکز، توجه یا علاقه خود تغذیه کنید. اگر میخواهید از یک نظام فکری نادرست رها شوید، باید افکاری را که در ذهن شما به چنین سیستمی دامن میزنند، کمرنگ کنید. افکاری را که میخواهید از شرشان خلاص شوید، کنار نزنید، زیرا مقاومت در برابر هرچیزی در وجودتان فقط باعث تداوم آن خواهد شد. توجه نکردن به یک فکر زمانی محقق میشود که وقتی وجود آن را در خود احساس کردید، فقط تمرکزی روی آن نداشته باشید. تمرکز خود را باز نگه دارید و اجازه دهید فکرهای مزاحم بدون هیچ مقاومتی در آسمان ذهن شما مانند ابرهایی زودگذر عبور کنند. با گذشت زمان فکرهای مزاحم قدرت و کشش خود را از دست میدهند. در این صورت راحتتر میتوانید از آنها گذر کنید تا در نهایت زمانی فرا برسد که آن فکرها از فضای ذهنی شما ناپدید شوند.
با اعتقادات خود مبارزه نکنید
اگر تلاش کنید که با روشی سلبی و اعتراضی نظام نگرشی فعلی خود را تغییر دهید، فقط به تقویت بیشتر آن کمک خواهید کرد. برای ایجاد تغییر، ابتدا باید نظام فکری قدیمی را رها کنید. اینجا جمله کلیدی «رها کن» است و سعی نکنید نظام فکری قدیمی را با زور «تغییر دهید.»
وقتی نظام نگرشی و فکری قدیمی قدرت خود را بر شما از دست داد، در این صورت جایگزینی آن با یک نظام جدید خیلی آسانتر انجام خواهد گرفت و در واقع باید گفت که این تغییر به طور خودکار اتفاق میافتد. فقط به خود اجازه دهید زمانی که نظام فکری قدیمی حضور خود را در ذهن شما احساس میکند، در حد یک آگاهی بماند. آن را قضاوت وتحلیل نکنید و مهمتر از همه در برابر آن مقاومت نکنید. فقط بگذارید باشد، روی آن تمرکز نکنید.
این یعنی اینکه ذهن خود را باز نگه دارید و آن را در برابر هیچ فکری نبندید. وقتی این کار را انجام میدهید، نگرش قدیمی به آرامی تسلط خود را بر «آگاهی» شما از دست میدهد و از این رو دیگر نقشی در ایجاد واقعیت شما نخواهد داشت و این روند باعث میشود که تغییری در موقعیت زندگی شما حادث شود.
برای تغییر یک نظام فکری، باید «آگاهانه» توجه به آن را متوقف کرد. یک فکر اگر توجه شما را جلب نکند تسلطی بر شما نخواهد داشت.