انگیزه قیام امام حسین (ع) چه بود یا شاید دقیق این باشد که بپرسم مهمترین و بزرگترین انگیزه امام چه بود؟
یزید با رفتارش آشکارا به امام حسین (ع) اهانت میکرد، به نماز اهمیت نمیداد و میخواست دین اسلام را ریشهکن کند.
امام حسین (ع) برای چه قیام کرد؟ برای نماز، برای برچیدن حکومت ظلم و جور، رهایی مردم از جهالت، نجات مسلمانان از بیخبری نسبت به احکام دین و وظایفشان در برابر پروردگار، رهایی بندگان خدا از گمراهی، آگاه کردن مردم به لزوم پیروی از رهبران واقعی دین، احیای سنت پیامبر (ص)، آشکار شدن بىوفایى کوفیان، مبارزه با بدعت، مبارزه با باطل و...
اینها پاسخهایی است که از مردمی که هر ساله با شور پای دستگاه امام حسین ایستادند میشنویم که تقریباً همه صحیح است، اما کامل نیست و بهتر بگوییم مهمترین و بزرگترین محسوب نمیشود. کمتر کسی میگوید و میداند امام حسین (ع) با صراحت به جمله مشخص امام در وصیت به برادرش اشاره میکند.
نکته قابل توجه در وصیتنامه سیدالشهدا (ع)
سیدالشهدا (ع) در وصیت به برادرش محمد بن حنفیه اعلام فرمود: «من از سر مستى و طغیان و فساد انگیزى و ستمکارى قیام نکردم، تنها براى اصلاح در امت جدم به پا خاستم. مىخواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به روش جدم و پدرم على بن ابىطالب (ع) رفتار نمایم. هر کس سخن حق مرا پذیرفت، پس خداوند به پذیرش (و پاداش) آن سزاوارتر است و هر کس دعوت مرا نپذیرفت، صبر مىکنم تا خداوند میان من و این مردم به حق داورى کند که او بهترین داوران است.»
سیدالشهدا (ع) در این عبارات کوتاه و گویا در همان آغاز راه، هدف حرکت خود را بیان مىکنند. قصد امام (ع) کشورگشایى و به چنگ آوردن مال و مقام دنیا نبود، بلکه هدفشان اصلاح جامعه اسلامى و احیاى امر به معروف و نهى از منکر و سنت و سیره پیامبراکرم (ص) و امیرمؤمنان علی (ع) بود.
از نگاه پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع)
از پیامبر اکرم (ص) نقل است که میفرمایند: اگر شما سوار کشتی بشوید و دیوانهای سوار کشتی باشد و کشتی به وسط دریا برسد و دیوانه شروع به سوراخ کردن کشتی کند، شما در این زمان چه میکنید؟ آیا جلوی او را میگیرید یا اینکه میگذارید او کارش را انجام دهد؟ اگر جلوی او را گرفتید و اگر او گفت که من یک نفرم و شما هم یک نفر، من میخواهم به اندازه سهم خودم سوراخ کنم و اگر شما جلویش را نگیرید و کشتی غرق شد شما نمیتوانید بگویید که من سوراخ نکردم پس نباید غرق شوم، مسلماً این کشتی که غرق شود شما هم غرق میشوید، بنابراین برای اینکه این وضع ایجاد نشود شما مانع میشوید و بهخاطر اینکه این مسئله در سرنوشت شماست... و پیامبر (ص) فرمود که گناه گناهکار مثل سوراخ کردن کشتی است، گناه گناهکار نکبتی است که سرنوشت شما را هم میگیرد.
میگویند هر گناهی که در جامعه صورت میگیرد از هر شخصی که باشد، این گناه در سرنوشت سایرین تأثیر دارد، بنابراین یک نظارت ملی در قانون اسلام داریم بهنام امر به معروف و نهی از منکر که گناهکار نتواند سرنوشت دیگران را مخدوش کند.
امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه و منظر امام علی (ع) جلوهای دیگر و جایگاهی ویژه دارد. در میان کلمات، نامهها و سخنان به جای مانده از آن حضرت، اشارات و توجهات خاصی به این موضوع وجود دارد.
امام علی (ع) میفرمایند: «تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا، در مقابل امر به معروف و نهی از منکر به اندازه آب دهانی در مقابل دریایی پهناور بیش نیست!»
مگر نمىبینید که به حق عمل نمىشود؟
امام حسین (ع) نه تنها با سخنانش به افشاى جنایات بنىامیه پرداخت بلکه تا پاى جان ایستادگى کرد و این حرکت خویش را «امر به معروف و نهى از منکر و اصلاح امور جامعه» نامید و در بیان و سخنان خویش به طور مکرر از این فریضه بزرگ یاد کرد و با صراحت، یکى از انگیزههاى حرکتش را احیاى همین امر مهم برشمرد. در واقع بنىامیه این دو رکن بزرگ و مـهم اسلامـى را متزلزل ساخته بود که نه تنها امر به معروف و نهى از منکر متروک شده بود بلکه معروف، منکر و منکر، معروف تلقى مى شد و امام (ع) در این مسیر مکرر به این حقیقت اشاره فـرمـود: «مگر نمىبینید که به حق عمل نمىشود و از باطل جلوگیرى نمىشود. مؤمن باید براى اجرای این مهم مشتاق دیدار پروردگارش باشد.»
رکن اصلی عاشورا در کلام شهید مطهری
شهید آیتاللّه مطهری ضمن اینکه امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان اصلی مهم در واقعه عاشورا میداند میگوید: «حسین (ع) یک فرد معترض و منتقد است، مردی است انقلابی و قیام کننده، یک مرد مثبت است، دیگر انگیزه دیگری (جز امر به معروف و نهی از منکر) لازم نیست. همه جا را فساد گرفته، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شده است. بیتالمال مسلمین در اختیار افراد ناشایست قرار گرفته است و در غیر راه رضای خدا مصرف میشود و پیغمبر اکرم (ص) فرمود: هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند، درصدد دگرگونی آن نباشد و در مقام اعتراض بر نیاید، شایسته است (ثابت است در قانون الهی) که خدا چنین کسی را به آن جا ببرد که ظالمان، جابران، ستمگران و تغییردهندگان دین خدا میروند و سرنوشت مشترک با آنها دارند!... به گفته جدش استناد میکند که در چنین شرایطی کسی که میداند و میفهمد و اعتراض نمیکند با جامعه گناهکار خود سرنوشت مشترک دارد...»
شهادت خاص در زیارتنامه امام حسین (ع)
در زیارت امام حسین شهادت میدهیم که او احکام الهی و سنت پیامبر و امیرالمؤمنین را بر پا کرده است:
«شهادت میدهم که تو حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام کردی و نماز را به پا داشتی و زکات دادی و امر به معروف و نهی از منکر کردی و (مسلمانان را) با پند و اندرز نیکو، به راه و روش خود فراخواندی.»
آن حضرت دو سال قبل از هلاکت معاویه، در میان جمع زیادى از مهاجران و انصار در سرزمین مقدس «منا»، طى یک خطابه بسیار مهم، سرشناسان جامعه اسلامى آن روز را به سبب مسامحه و سهل انگارى نسبت به فریضه امر به معروف و نهى از منکر در اصلاح امور جامعه، مورد ملامت و سرزنش قرار داد و فرمود: چرا از نکوهشى که خداوند نسبت به علماى یهود فرموده است پند نمى گیرید؟ آنجا که فرمود: لَوْلاَ ینْهَاهُمُ الرَّبَّانِیونَ وَالاَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الاِثْمَ وَأَکلِهِمْ السُّحْتَ (چرا علماى یهود، مردم را از سخنان گناه آلود و خوردن حرام نهى نمىکردند.)
سپس در مورد اهمیت و عظمت این دو فریضه فرمود: «اِذا اُدِّیتْ وَ اُقِیمَتْ، إِسْتَقامَتِ الْفَرائِضُ کلُّها هَینُها وَ صَعِبُها»: هرگاه فریضه امر به معروف و نهى از منکر به درستى انجام شود و اقامه گردد، فرایض دیگر اعم از آسان و دشوار انجام خواهد شد.
بعد از هلاکت معاویه، زمانى که امام حسین (ع) از سوى والى مدینه به بیعت با یزید فراخوانده شد، امام (ع) به شدت بر آشفت و آن را مردود شمرد و شبانگاه به سوى روضه شریف نبوى رفته به راز و نیاز پرداخت و در آن نیایش خالصانه به درگاه الهى چنین عرضه داشت: خداوندا! من معروف را دوست داشته و از منکر بیزارم!
با این همه باید نوشت در حالت کلی امر به معروف و نهى از منکر در کنار اصلاح امت اسلامى از تباهىها و بر پا داشتن سیره و روش پیامبر (ص) و على (ع) و نیز حاکمیت امام راستین از ارکان اصلى نهضت عاشوراست، اما بدون شک شاخصه نهضت حسینى عامل امر به معروف و نهى از منکر محسوب میشود.
آموزندگى بیشتر امر به معروف و نهى از منکر در نهضت سیدالشهدا آنجاست که نه متکى به دعوت و نه متکى به تقاضاى بیعت بود. بدین معنا که اگر دعوتى از امام نمىشد و تقاضاى بیعت از او نمىکردند باز هم حسین بن على (ع) به موجب قانون امر به معروف و نهى از منکر قیام مىکرد، چراکه فساد دستگاه خلافت و خروج آن از نظام اسلام بر همگان آشکار شده بود. پس میتوان گفت تمام واقعه کربلا برای حاکمیت پیشوایان حق (امر به معروف) و حذف حاکمیت امامان باطل (نهی از منکر) رخ داد که در نهایت پایان آن حاکمیت همیشگی حق بر زمین و ظهور منجی موعود و بر حق همه ادیان خواهد شد. باشد که دفاع از حق و ایستادگی در برابر ظلم و ناحق را در مکتب حضرتش بیاموزیم.