دکتر محمد جوادی یگانه در کانال تلگرامی خود بخشی از سفرنامه آنا داویتاشویلی در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۹ را به اشتراک گذاشت. یگانه نوشته است: دکتر آنا داویتاشویلی
(Ana Davitashvili)، اسلامشناس گرجی- آلمانی، محقق پستدکترای دانشگاه توبینگن و مدرس دانشگاه هایدلبرگ آلمان است، او در سفرنامهاش، درباره زندگی خود چنین توضیح میدهد: متولد تفلیس است و در سال ۲۰۰۹ برای ادامه تحصیل به آلمان رفته و تاکنون در آنجا زندگی میکند. لیسانس عربشناسی را در دانشگاه گرجستان گرفته، فوقلیسانس اسلام شناسی در رشته اسلام شناسی در دانشگاه هایدلبرگ، و تز دکترایش «حوری بهشتی در تفاسیر قرآن تا قرن دهم میلادی» است. زبانهای گرجی، روسی، انگلیسی، آلمانی، فرانسه، عربی، ترکی، فارسی و سریانی میداند. (ص ۵)
خانم داویتاشویلی به هجده کشور خاورمیانه و آفریقا و اروپا سفر کرده و سه بار نیز به ایران آمده است. بار اول، سه ماه فوریه تا می۲۰۱۶ در ایران بود و در مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی دانشگاه اصفهان به یادگیری زبان فارسی مشغول بود. بار دوم، اکتبر ۲۰۱۶ به عنوان توریست از کرمان و هرمز و قشم بازدید کرد و در بار سوم، در ژانویه تا آوریل ۲۰۱۹ دوباره به اصفهان برای زبانآموزی آمد و به قم، شمال، تبریز، ارومیه، زنجان و خوزستان هم رفت. (ص ۶)
او در سفرنامه ۱۳۴ صفحهای که به فارسی از سه سفرش به ایران در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۹ نوشته، شرح سفرش به شهرهای مختلف ایران را میدهد. دلیل فارسی نوشتن سفرنامه را هم چنین توضیح میدهد: «ایرانیان بدانند خارجیان در ایران از چه چیزهایی خوششان میآید و چه چیزهایی نظرشان را جلب میکند. در ایران چه چیزهایی وجود دارد که متفاوت با کشورهای دیگر است و در کجا میتوان احساس نزدیکی با دیگر کشورها کرد.» و البته در سفرنامهاش تنها در باره مردم و فرهنگ ایران نوشته و نه درباره سیاست؛ و البته «در مورد ایرانیان بعضی اوقات کمی حرف تند» هم زده است، چون «هیچ ملتی در هیچ کجای دنیا نیست که تماماً ویژگیهای خوب داشته باشد.» (ص ۷)
در این سفرنامه، از برخی نکات مهم در ایران مانند محبت ایرانیان به غریبهها، تعارف و پیچیدگیهای آن، چای، و نوروز یاد میکند و تقریباً از همه شهرها و مکانهایی که بازدید کرده به نیکی یاد میکند، اما در باره مواردی که میتواند موجب سوءتفاهم برای توریستها در ایران بشود هم در دو فصل توضیح میدهد. برخی از آنها عبارت است از: احوالپرسی بیش از حد؛ روبوسی مردان؛ و سوءتعبیر مردم از لبخند زدن دیگران به آنها.
رفتارهایی که او نقد کرده اینهاست: استفاده زیاد از پلاستیک و ظروف یکبار مصرف؛ اسراف در مصرف انرژی؛ بیتوجهی به میراث فرهنگی و حسرت از اینکه سنگنگارههای نزدیک ایذه در حال خراب شدن است؛ برخی ایرانیها نمیخواهند جلوی خارجیها از ایران بد بگویند؛ و نقد رفتار ایرانیانی که در گرجستان زندگی میکنند و خانه خریدهاند ولی نیازی به یادگیری زبان گرجی حس نکردهاند و همه چیز را با انگلیسی یا روسی حل میکنند.
دو سه نکته جالب در سفرنامه او، یکی نقد رفتار رانندگان ایرانی است: «ایرانیان زیادی ماشین دارند و مقررات رانندگی را هم اصلاً رعایت نمیکنند. راننده ایرانی باید شجاع باشد و به حق رانندگان دیگر اهمیت ندهد. راننده ماشین قدرت دارد و راننده هم بر این تأکید میکند. پس به جای اینکه راننده ماشین بایستد جلوی کسانی که پیاده میروند تا آنها به راحتی رد شوند، برعکس سرعتش را افزایش میدهد و بوق میزند تا خدای نکرده مجبور نشود حق عابران پیاده را رعایت کند.» (ص ۱۹)
یکی دیگر هم اینکه در بدو ورود در سفر اول (۲۰۱۶)، مأمور بازرسی گذرنامه فرودگاه، رفتار مهربانانهای نداشته به گونهای که «اصلاً احساس نمیکنید به کشوری با مردمی مهماننواز رفتهاید». (ص ۱۵).
چون در حال آموزش زبان فارسی هم بوده، یک مسئله زبانشناسی اجتماعی هم توجهش را جلب کرده: جمله «شما بشین اینجا» از نظر دستوری غلط است، یا باید گفت «شما بنشینید اینجا» یا «تو بشین اینجا»؛ و برایش توضیح دادند که «وقتی خواهش میکنند از این جمله استفاده میکنند تا به نظر نرسد که دستور میدهند.» (ص ۱۹)
متن سفرنامه را در صفحه آکادمیای خانم داویتاشویلی هم میتوانید مشاهده کنید. همچنین مقاله او در مجله بخارا با عنوان «ایرانشناسی در آلمان در ۱۶ سال اخیر، بعد از درگذشت آنهماری شیمل» هم در صفحه آکادمیای او در دسترس است.