معضلات بازیهای کامپیوتری برای کودکان و نوجوانان بر هیچ کس پوشیده نیست، اما با پیشرفت و فراگیری تکنولوژی و تغییر در سبک زندگی، نمیتوان این مسئله را به طور کلی پاک بلکه باید آن را حل کرد. طبق نظر کارشناسان، برای حل این مسئله لازم است زمان استفاده این دسته از بازیها را برای کودکان و نوجوانان محدود و برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی، بازیهای ساخت داخلی را انتخاب کنیم. از بازی در کوچه و خیابان تا اسارت در یک نمایشگر
قدیمترها تابستان که میشد، یک توپ پلاستیکی میخریدند و هر روز صبح از ذوق مسابقه فوتبال بدون اینکه کسی آنها را از خواب خوش تابستانی بیدار کند از جا میپریدند. دست و صورتشان را میشستند و با اشتهای زیاد صبحانه مفصلی میخوردند تا برای دنبال کردن توپ انرژی کم نیاورند و در آخر هم بازنده نشوند.
دروازه با چند تکه چوب و چند متر طناب درست میشد. یکی را این سر کوچه و دیگری را آن سر کوچه میگذاشتند، بعد در قالب دو تیم با غرور و گرفتن ژست بازیکنان مطرح دنیا دنبال توپ میدویدند تا بتوانند گلهای بیشتری بزنند. بازی که تمام میشد ساعتی سروکله هم میزدند و بعد از کلی کلکل و بگو بخند، به خانه برمیگشتند، سپس با صدایی پر از انرژی میگفتند: «مامان غذا چیه گشنمه!» التماس بچهها مادر را دستپاچه میکرد تا زودتر غذایی را که با عشق مادرانه پخته است، آماده کند. سفره که پهن میشد بچهها با اشتیاق پای سفره مینشستند و هنوز بشقاب غذا در قاب سفره جا نگرفته، قاشق به دست محتوای آن را با میل و اشتها میخوردند. آنقدر که در آخر میشنیدی «وای دارم میترکم!»
این صفا، صمیمیت و سلامت برای زمانی بود که نه از آپارتماننشینی خبری بود نه از بازیهای کامپیوتری، اما با گذشت زمان و رخنه تکنولوژی، ژست مدرن شدن و تغییرات در سبک زندگی، آن فضای صمیمی و نشاطآور را حذف و باعث تغییر در سبک رفتارها هم شد. به طور مثال توپ پلاستیکی و فضایی که محل دویدن بود، به قاب کوچکی به نام کامپیوتر و تلفن همراه تبدیل شد و آن صدای داد و فریادهای دوستانه هم جایش را به چند آدمکی داد که تنها با فشردن یک دگمه و حرکت وسیلهای شبیه موش در سکوتی محض دنبال میشود.
به گفته روانشناسان این الگوی رفتار نه تنها موجب بروز مشکلات جسمی و روحی از جمله چاقی، از بین رفتن خلاقیت و استعداد، انزواجویی و پرخاشگری در کودکان و درگیری
تن به تن، بالا بردن صدا با هدف ترساندن و تخریب اموال در نوجوانی و جوانی میشود، بلکه فاصله عاطفی بین اعضای خانواده ایجاد میکند. به طور مثال همان مادری که به فکر آماده کردن یک غذای سالم و پرانرژی برای فرزندش بود تا بعد از انجام بازیهای پرتحرک، قوای از دست رفته را جایگزین کند، حالا با دیدن فرزندش در گوشهای از اتاق که تنها تحرکش جابهجایی انگشتان دست و در نهایت از سر اتاق به آن سر اتاق رفتن است، اشتیاقی به گذر زمان در آشپزخانه ندارد و حتی گاهی با یک تماس تلفنی، غذای آمادهای را سفارش میدهد. چه بسا بعضی اوقات حتی خبری هم از سفره نیست و همان پکهای غذا روی زانو یا میز کامپیوتر بچهها جا خوش میکند و بعد از سرد شدن تازه فکر خوردن آن به سر میزند.
راهحل چیست؟
میگویند حل مسئله بهتر از پاک کردن صورتمسئله است، بنابراین در خصوص موارد یاد شده باید گفت، بعضی انتخابها به عهده خانوادهها نیست. مثلاً زندگی آپارتمانی دلخواه هیچ خانوادهای نیست چراکه تورم و افزایش جمعیت در کلانشهرها، حق انتخاب را برای گروهی از افراد جامعه که توان مالی متوسط و پایینی دارند، میگیرد و آنها را مجبور به شیوهای از زندگی میکند که بنا به سلیقه و انتخابشان نیست. از طرفی با سرعت تکنولوژی و فراگیری آن در نسل امروز، نمیتوان آنها را از خیلی چیزها محروم کرد. در چنین شرایطی کارشناسان به والدین توصیه میکنند با ایجاد رابطه صمیمی و مشورت با فرزندان، سرگرمیهایی انتخاب شود که آنها را بیشتر به سمت بازیهای دستهجمعی سوق دهد تا علاوه بر ایجاد صمیمیت، به اجتماعی شدن آنها هم کمک شود. در خصوص بازیهای کامپیوتری هم تأکید دارند زمان این نوع بازیها کوتاه باشد تا از آسیبهای روحی و جسمی جلوگیری شود و بچهها در بازیهای رایانهای حل نشوند. همچنین معتقدند در انتخاب نوع بازیها باید از بازیهای ساخت داخل که با فرهنگ و آداب ما همخوانی دارد انتخاب یا خریداری شود تا بتوان از تهاجمات فرهنگی پیشگیری کرد، چراکه طبق آمارها حدود ۸۰ درصد از کودکان و نوجوانانی که به بازیهای رایانهای مشغول هستند، گرایش بیشتری به بازیهای اکشن و خشونتآمیز دارند، پس میتوان دریافت، شرکتهای سازنده این قبیل بازیها در خارج از کشور، هدفشان پرکردن اوقات فراغت دانشآموزان نیست بلکه هدف آنها القای تفکرات فرهنگی و تربیتی خودشان است؛ موضوعی که اگر سالها قبل به آن توجه میشد، امروز شاهد این همه معضلات فرهنگی، تربیتی در نسل نوجوان و جوان نبودیم.