سردرگم و کلافه بود. گاهی تلویزیون تماشا میکرد، گاهی هم مشغول بازی با لپتاپ یا تلفن همراه میشد. عصرها هم با پدرش به پارک میرفت یا در کوچه دوچرخهسواری میکرد. سردرگم و کلافه بود. گاهی تلویزیون تماشا میکرد، گاهی هم مشغول بازی با لپتاپ یا تلفن همراه میشد. عصرها هم با پدرش به پارک میرفت یا در کوچه دوچرخهسواری میکرد. این برنامه اوقات فراغت پسرمان به اسم علی بود که کلاس اول را پشت سر گذاشته و اولین تابستانی بود که آن را تجربه میکرد. من و پدرش هم برای او برنامهریزی دقیق و مناسبی نداشتیم، به همین خاطر زمان میگذشت و علی بلاتکلیف روز را شب و شب را روز میکرد. فکر کردم اگر همین روال ادامه پیدا کند، اوقاتش به بطالت میگذرد و نمیتواند شروع تحصیلی خوب و با نشاطی داشته باشد. فردای آن روز پیگیر شدیم و تصمیم گرفتیم با مشورت خودش برنامهریزی دقیقی داشته باشیم تا این سه ماه را هدفمند و سودمند پیش برود. این دغدغه خیلی از پدر و مادرهاست که با فرارسیدن تابستان و اوقات فراغت فرزندانشان جدی میشود؛ ایامی که به گفته بسیاری از کارشناسان فرصتی مغتنم است چراکه در آن میتوان بسیاری از استعدادها و خلاقیتها را کشف کرد. یک دانشآموز از شروع اولین سال تحصیلی تا اخذ دیپلم حدود چهار سال از عمرش را در فراغت تابستان به سر میبرد، اگر پر کردن این ساعات به روش منظم و هدفمند انجام نشود باعث بروز بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی و فردی میشود. طبق تحقیقات انجام گرفته، چه بسیار دانشآموزانی که با یک برنامهریزی دقیق و مناسب، مسیر زندگیشان تغییر کرد و با رسیدن به سلامت و بهداشت روانی این فرصت برای آنها سرآغاز رسیدن به آیندهای روشن شد.
ایامی که نباید بیهوده تلف شود
محمدباقر راستی، روانشناس و مشاور خانواده درباره نقش پدران و مادران در برنامهریزی اوقات فراغت فرزندانشان میگوید: «پدرها و مادرها دو دستهاند، عدهای سعی میکنند برنامهریزی خوبی داشته باشند تا این فرصت هدفمند پیش برود، عدهای هم بر این نظر هستند که تابستان است و بچهها باید آزاد باشند و فقط استراحت کنند و خوش بگذرانند! با رد نظر دسته دوم تأکید میکنم این ایام نباید بیهوده تلف شود و بچهها به حال خودشان رها شوند. باید برای آنها برنامهریزی دقیقی داشت، اما با نظر و اعتقاد خودشان تا طبق علاقه آنها برنامهها پیش برود و نتیجه مطلوبی حاصل شود.»
اوقات فراغت متناسب با گروه سنی باشد
راستی معتقد است برنامهریزی برای هر گروه سنی باید متفاوت باشد چراکه روحیه و شرایط دانشآموزان در هر مقطع سنی متفاوت است. او در توضیح بیشتر میگوید: «برنامهریزی برای دانشآموزان ابتدایی با توجه به شرایط سن و روحیه آنها باید تفریحی- آموزشی باشد تا لذت ببرند. از آنجا که دانشآموزان مقطع راهنمایی دنبال هیجان هستند، باید برنامهها به گونهای باشد که انرژی آنها تخلیه شود. در مقطع دبیرستان هم برنامهریزیها باید آموزشی و هدفمند باشد، چراکه شخصیت این گروه سنی در حال شکلگیری است، بنابراین دانشآموز باید احساس بزرگی کند و از انجام کار لذت ببرد. فضای تفریح آنها باید با انجام یک کار و شغل نه برای امرار معاش بلکه برای یادگیری و فهمیدن شغلی که به آن علاقه دارند، توأم باشد. از طرفی او سختی امرار معاش را درک و برای زندگی آیندهاش آمادگی بیشتری پیدا میکند. به این ترتیب حس مسئولیتپذیری در آنها شکل میگیرد.»
استعدادیابی قبل از هر تصمیمی
وی با اشاره به اینکه هر خانوادهای بنا به توان مالی و اقتصادی خود باید برای اوقات فراغت فرزند یا فرزندانش برنامهریزی داشته باشد، اظهار میدارد: «قرار نیست کاری که میخواهیم برای فرزندمان انجام دهیم، تحت تأثیر تصمیم خانواده دیگری قرار بگیرد و با نگاه چشم و همچشمی توأم باشد. چه بسا والدینی که برای ثبتنام فرزندانشان در کلاسهای مختلف هزینههای زیادی میکنند، اما نتیجه خوبی نمیگیرند، چراکه فقط به شرط پرداخت هزینه بالا یا پیشنهاد خانوادهای دیگر آن را انتخاب کردهاند، در حالی که فرزندشان هیچ علاقه و استعدادی در یادگیری مطالب آن کلاس ندارد، پس لازم است قبل از هر تصمیمی ابتدا استعدادیابی سپس با توجه به توان مالی ثبت نام فرزندمان را انجام دهیم.»
این روانشناس اصرار والدین به شرکت در کلاسهایی را که فرزندان علاقهای به آنها ندارند رد میکند و درباره تبعات آن میگوید: «حاضر شدن دانشآموزان در این دسته از کلاسها نه تنها بینتیجه است بلکه لجبازی، اضطراب و استرس و عدماعتمادبهنفس را در آنها بیشتر میکند. ما میخواهیم فرزندانمان از سه ماه تابستان لذت ببرند تا روحیه با نشاطی داشته باشند. حضور در کلاسی که نه استعداد هست نه علاقه این روحیه نشاط را میگیرد و فقط سلب مسئولیت از طرف خانواده است. همچنین باعث میشود فرزند با روحیهای خسته سال تحصیلی جدید را شروع کند، در حالی که دیگر همکلاسیهایش از ایام فراغتشان با نشاط و سرحال صحبت میکنند که از آن بسیار راضی بوده و مدام از خاطرات خوش آن تعریف میکنند. در چنین شرایطی نمیتوان از او انتظار خوب درس خواندن و نمرات خوب را داشت.»
با خواستههای نامعقول فرزندان مخالفت کنیم
راستی ادامه میدهد: «اگر فرزندی خواسته نامعقولی داشت با آن مخالفت کنیم. به طور مثال میدانیم استفاده طولانیمدت از تبلت یا تلفن همراه چه تبعاتی دارد ولی در این ایام فرزندان مایل هستند زمان بیشتری با آن سرگرم باشند. والدین باید مخالفت کنند چراکه ممکن است عادت شود و این وابستگی را نتوانند در روزهای تحصیل مدیریت کنند، بنابراین والدین برای حفظ جسم، روح و فکر فرزندانشان هر برنامهای که از طرف آنها پیشنهاد و گاه اصرار میشود آن را بررسی کنند و چشم و گوش بسته قبول نکنند. اگر تبعاتی برای او نداشت، موافقت کنند، در غیر این صورت در محیطی صمیمی با او صحبت و فرزند یا فرزندانشان را از خطرات آن آگاه و منصرف کنند. این موضوع برای خانوادههایی که هم پدر و هم مادر شاغل هستند، بیشتر صدق میکند چراکه آنها زمان زیادی برای باهم بودن ندارند، بنابراین متقاعد میشوند به درخواست فرزندشان جواب مثبت بدهند. آنها فکر میکنند خلأ نبودنشان پر میشود، اما اشتباه است و اگر تبعاتی به همراه داشته باشد، جبرانناپذیر است.»
«اوقات فراغت» فرصتی برای باهم بودن است
این روانشناس تعطیلات تابستان را فرصت مغتنمی برای همافزایی و صمیمیت والدین با فرزندان برمیشمرد و میگوید: «یکی از فرصتهایی که والدین در این ایام میتوانند استفاده کنند، ایجاد رابطه صمیمی بیشتر با فرزندان است. حالا که تکلیف درس و مدرسه بر دوش فرزندان نیست و تنها چند کلاس آموزشی آنها را سرگرم کرده است، والدین در صورت امکان تلاش کنند اوقات و لحظات بیشتری را با فرزندانشان باشند. این ایام فرصت مغتنمی برای شناخت فرزندان، سلایق و خواستههای آنهاست. پیشنهاد میشود با توجه به روحیات دختران و پسران، دختران لحظات بیشتری را با مادر و پسران هم این لحظات را با پدرانشان سپری کنند. به طور مثال اگر شرایط کاری پدر به گونهای است که میتواند پسرش را به محل کار ببرد، حتماً این کار را انجام دهد. سرگرم شدن فرزندان با والدین از هر سرگرمیای برای آنها لذتبخشتر و درس آموزتر است، طوری که فرزند یا فرزندان حاضر نیستند کار دیگری را جایگزین آن کنند.»
اوقات فراغت در جغرافیای مختلف
وی با اعتقاد به اینکه در ایام تابستان باید فرصتی ایجاد شود تا دانشآموزان شهر و روستا بتوانند در موقعیت یکدیگر قرار بگیرند و آن را تجربه کنند، اظهار میدارد: «میدانیم محیط روستا و شهرهای کوچک به مراتب آسیبهای کمتری نسبت به شهرهای بزرگ دارد. در آنجا لذتها واقعی است و تأثیر آن در نشاط روحیه فرزندان بیشتر است. در آنجا تفریح و آموزش رنگ و لعاب متنوع و جذابی دارد. مثلاً یکی از تفریحات در روستا چیدن میوه از درختان است. این کار میتواند در جسم و روح او تأثیرگذار باشد. اگر بتوانیم این شرایط را برای فرزندان ساکن در شهرهای بزرگ ایجاد کنیم تا آنها هم در فضای روستا قرار بگیرند، بسیار مفید خواهد بود. بچههای روستا هم نیاز است به دلیل برخوردار بودن شهرهای بزرگ از امکاناتی مثل آموزشهای حرفهای، تنوع در آموزش، انواع تفریحات ماشینی و ... در این موقعیت قرار بگیرند و آن را تجربه کنند. آنها باید خطراتی را که در شهرهای بزرگ وجود دارد، بدانند و نسبت به آن آگاهی پیدا کنند تا در آینده که به هر دلیلی از جمله شغل و تحصیل مجبور شدند به شهرهای بزرگ بیایند، این تجربه را از قبل داشته و نسبت به معضلات آن هوشیار باشند. این اتفاق میتواند یا از سوی خانوادهها برنامهریزی شود یا سازمانهای مربوط مثلاً در قالب فرهنگسراها با برگزاری اردویی یکروزه یا چندروزه این زمینه را در اوقات فراغت دانشآموزان ایجاد کنند.»