کد خبر: 1168578
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
زن خطاکار درخواست گذشت کرد زنی که از دو سال قبل به اتهام قتل مردی تنها در بازداشت به سر می‌برد، از دادگاه درخواست گذشت کرد.
جلال مهرگان

تیرماه سال ۱۴۰۰ بود که ساکنان ساختمان مسکونی در غرب تهران به پلیس خبر دادند احتمال می‌دهند برای همسایه‌شان اتفاق بدی رقم خورده‌باشد. با حضور تیمی از مأموران پلیس مردی که پلیس را از ماجرا با خبر کرده‌بود، ماجرا را شرح داد. او گفت: در همسایگی‌مان مردی حدوداً ۴۲ ساله به نام مهدی به تنهایی زندگی می‌کند. چند روزی است که از او خبری نداریم و متوجه رفت و آمدش هم نشده‌ایم. از روز گذشته از آپارتمانش بوی بدی هم به مشام می‌رسد و احتمال می‌دهیم که حادثه بدی برایش اتفاق افتاده‌باشد.
بعد از مطرح‌شدن این ماجرا، مأموران پلیس به درخواست قاضی با شکستن قفل قدم به داخل ساختمان گذاشتند تا اینکه در اتاق‌خواب با جسد مهدی مواجه شدند. بررسی‌های اولیه نشان داد که مهدی با اصابت قمه‌ای که کنار جسد رها شده‌است، به قتل رسیده و چند روزی از مرگ وی می‌گذرد. کارآگاهان پلیس در بررسی صحنه جرم متوجه شدند که وسایل خانه به هم نریخته و به احتمال زیاد مهدی از سوی فردی آشنا که به خانه او آمد و شد داشته‌است، به کام مرگ رفته‌است.
در شاخه دیگری از بررسی‌ها کارآگاهان با بررسی تماس‌های مهدی متوجه شدند که او آخرین‌بار با زنی به نام سمانه تماس داشته‌است، بنابراین زن جوان مورد تحقیق قرار گرفت.
او گفت که در جریان قتل نقش ندارد، اما در بازجویی‌های فنی به قتل اعتراف کرد. متهم گفت: من چند سال قبل از شوهرم جدا شدم و همراه دخترم زندگی می‌کردم تا اینکه با مهدی آشنا شدم. مدتی که از آشنایی ما گذشت به من ابراز علاقه کرد تا اینکه متوجه شدم به مصرف مواد اعتیاد دارد. او بعد از مصرف مواد رفتارش تغییر می‌کرد و دست به کار‌های خطرناکی می‌زد. آخرین‌بار که به خانه‌اش رفتم، مقداری مواد مصرف کرد. بعد به طرفم آمد و دست و پایم را با طناب بست و من را کتک زد. او به مدت سه شبانه‌روز من را در همان حالت اذیت کرد تا اینکه دست و پایم را باز کرد. من هم خواستم از خانه بیرون بروم که مانع شد. چشمم به قمه‌ای افتاد که زیر تختخوابش نگه می‌داشت. دست به قمه بردم و خواستم کنار برود و اجازه دهد که عبور کنم. برای اینکه او را بترسانم قمه را پرتاب کردم که به پشت و گردنش برخورد کرد. بعد هم از خانه فرار کردم.
بعد از اعتراف زن جوان بود که بازپرس او را به اتهام قتل مجرم شناخت و کیفرخواست علیه وی صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. بعد از اینکه قاضی رسمیت جلسه را اعلام کرد، اولیای‌دم به دادگاه گفتند که خواسته‌شان قصاص است. در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و درخواست گذشت کرد. او گفت بعد از جدایی از شوهرم با مهدی آشنا شدم. فکر می‌کردم که زندگی بهتری پیدا می‌کنم، اما او به مصرف مواد اعتیاد داشت و مدام من را اذیت می‌کرد. آخرین‌بار هم تحت‌تأثیر مصرف مواد من را شکنجه کرد تا اینکه حادثه اتفاق افتاد. بعد از حادثه گوشی تلفن همراهش را برداشتم. قصد سرقت نداشتم، اما او از من فیلم گرفته‌بود و گوشی را از بین بردم که فیلم‌ها به دست کسی نرسد. قبل از اینکه از خانه خارج شوم، با شوهر سابقم تماس گرفتم. وضعیت خوبی نداشتم. او به دنبالم آمد و من را به خانه‌ام رساند تا اینکه بازداشت شدم. هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم و وکیل او وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار