مأموران پلیس تهران پس از چهار سال تحقیق، زن جوانی را که به طرز مرموزی ناپدید شدهبود، در خانهای روستایی پیدا کردند که با مرد جوانی زندگی مخفیانهای داشت. اوایل تابستان سال ۹۸ زنی در تهران به اداره پلیس رفت و از گمشدن خواهر جوانش به نام فتانه شکایت کرد.
وی در توضیح ماجرا گفت: «خواهرم متأهل است و یک دختر و یک پسر نوجوان دارد. او زندگی خوبی داشت و همراه شوهر و فرزندانش زندگی میکرد، اما از مدتی قبل با شوهرش اختلاف پیدا کرد. اختلاف آنها روز به روز بیشتر میشد، به طوری که هر روز با هم مشاجره و درگیری داشتند. ما خیلی تلاش کردیم زندگی آنها را آرام کنیم، اما هر دوی آنها بهانههای زیادی میآوردند و هر کدام تقصیر را به گردن دیگری میانداخت. یک ماه قبل خواهرم مثل همیشه با شوهرش درگیر شد و این بار قهر کرد و به خانه ما آمد. چند روزی ماند و ما میخواستیم او را آشتی دهیم، اما موفق نشدیم و خواهرم قبول نکرد و گفت شوهرش او را کتک میزند. بههرحال او یک ماه مهمان ما بود تا اینکه یک روز صبح برای انجام کاری از خانه ما بیرون رفت و دیگر برنگشت. ابتدا فکر کردم پیش بچههایش رفتهاست، اما فرزندانش هم از او خبری نداشتند. پس از این به پزشکی قانونی و بیمارستانها و خانه دوستان و بستگان سر زدیم، اما ردی از خواهرم پیدا نکردیم و الان احتمال میدهیم شوهرش به خاطر اختلافی که با خواهرم دارد، بلایی سرش آوردهاست.»
طلاق میخواست
با شکایت این زن مأموران پلیس در نخستین گام از شوهر وی تحقیق کردند.
وی گفت: «از مدتی قبل اخلاق و رفتار همسرم تغییر کرد. او بهانهگیری میکرد و با من درگیر میشد. من او را دوست داشتم و سعی میکردم نیازهایش را تأمین کنم، اما فایدهای نداشت و بهانهها و درگیریهای او کم نمیشد. به هر حال هر روز اختلاف ما بیشتر میشد تا اینکه پیشنهاد جدایی داد. من به خاطر فرزندانم قبول نکردم و به او گفتم طلاقت نمیدهم. هر چقدر اصرار کرد او را طلاق دهم، قبول نکردم و به همین خاطر از خانه قهر کرد و به خانه خواهرش رفت. یک ماه آنجا بود و من از او خبری نداشتم و روز حادثه هم که ناپدید شد، من برای کاری به شهرستان رفتهبودم و الان هم خبر ندارم کجا رفتهاست.»
۴ سال بعد
بررسیهای مأموران نشان داد شوهر زن گمشده بیگناه است و بدین ترتیب وی را آزاد کردند و تحقیقات را برای یافتن ردی از زن گمشده ادامه دادند.
در حالی که تلاش مأموران برای پیدا کردن زن گمشده هیچ نتیجهای ندادهبود، کارآگاهان پلیس آگاهی دریافتند فتانه مدتی قبل از گمشدن با مرد جوانی به نام شهباز ارتباط تلفنی و پیامکی داشتهاست. با به دست آمدن این اطلاعات شهباز تحت تعقیب قرار گرفت، اما مأموران هیچ ردی از او پیدا نکردند تا اینکه چند روز قبل پس از چهار سال موفق شدند مخفیگاه او را در یکی از روستاهای منطقه کن سولقان پیدا کنند، بنابراین مأموران به دستور بازپرس جنایی برای بازداشت وی راهی آن روستا شدند که در خانه وی زن گمشده را هم پیدا کردند که با او زندگی میکرد. مأموران زن گمشده و مرد جوان را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند.
آشنایی اینستاگرامی
صبح دیروز دو متهم برای بازجویی به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شدند.
شهباز در ادعایی گفت: «بهار سال ۹۸ در اینستاگرام با فتانه آشنا شدم. فکر میکردم او مجرد است و به همین خاطر به او دل بستم، اما بعد متوجه شدم او متأهل است. فتانه گفت با شوهرش اختلاف دارد و به زودی از او جدا میشود و با من ازدواج میکند. من عاشق او شده بودم و قبول کردم، اما چند ماهی گذشت و او طلاق نگرفت. فتانه گفت شوهرش طلاقش نمیدهد و هر چقدر هم با او درگیر میشود، فایدهای ندارد. به همین خاطر قرار شد او از خانه فرار کند و با هم زندگی مخفیانهای شروع کنیم. ما مدتی در محلههای تهران زندگی کردیم تا اینکه محل زندگیمان را به روستا بردیم تا شناسایی نشویم، اما در نهایت به دام افتادیم.»
فریبم داد
فتانه هم در بازجوییها در ادعایی گفت: «با شوهرم اختلاف داشتم و وقتی با شهباز در اینستاگرام آشنا شدم، به او علاقه پیدا کردم. او مرا فریب داد و گفت از شوهرم طلاق بگیرم و من هم با شوهرم درگیر میشدم تا طلاقم دهد، اما او طلاقم نداد. پس از این، از خانه فرار کردم و در دام شهباز گرفتار شدم. او مرا تهدید کرد اگر با او زندگی نکنم بلایی سر فرزندانم میآورد و من هم از ترس قبول کردم.»
دو متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پلیس قرار گرفتند.