رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان و جمعی از کارکنان قوه قضائیه که در آستانه سالگرد حادثه هفتم تیر و شهادت آیتالله بهشتی و ۷۲ تن از اصحاب انقلاب اسلامی صورت گرفت، یک توصیه رسانهای خطاب به مسئولان این قوه داشتند و با تأکید بر مناسب نبودن تصویر رسانهای قوه قضائیه، گفتند: «از رسانه و تبلیغات برای نشان دادن و اطلاعرسانی کارهای فراوان انجام گرفته در این قوه بهدرستی استفاده نمیشود که بخشی از این ضعف ناشی از صداوسیما و دستگاههای رسانهای است، اما بخش دیگر آن مربوط به خود قوه قضائیه است». اهمیت و سطح این توصیه امام خامنهای را در پیوند با موارد زیر میتوان بسیار بالا و راهبردی دانست که وظیفه و تکلیفی سنگین برای مسئولان قوه قضائیه ایجاد میکند.
۱- قوه قضائیه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، متولی برپایی عدالت است که فلسفه اصلی تشکیل نظام به حساب میآید، بنابراین تصویر مناسب از آن در افکار عمومی، تصویر مناسب از برپایی عدالت توسط نظام و تصویر مخدوش از آن، مخدوش بودن عدالت در نظام را به جامعه منتقل مینماید.
۲- دشمنان و مخالفان نظام برای اعتبارزدایی از نظام، با تمام قوا از رسانه و تبلیغات علیه رویکرد و عملکرد دستگاههای حاکمیتی، از جمله قوه قضائیه استفاده برده و نهتنها کارهای انجام شده را کتمان و نفی میکنند، بلکه با قلب واقعیت آن را مغایر با مصالح و منافع مردم جلوه میدهند و امواج سیاهنمایی و منفیبافی علیه آن را مرتب دنبال میکنند.
۳- در پارهای موارد اقدامات و کارهایی که ماهیت حقوقی و قضایی دارد، در افکار عمومی خیلی شناخته شده نیست و موجب ابهاماتی میشود که رفع آن نیازمند توضیح کارشناسانه در بعد حقوقی است. غالب کارهای قوه قضائیه چنین ماهیتی دارد که مستلزم اطلاعرسانی حرفهای و فراتر از سطح اطلاعرسانی عمومی در رسانهها محسوب میشود.
۴- اقدامات و کارهای قوه قضائیه نهتنها با پیشبرد یا انسداد اهداف نظام پیوند خورده بلکه با رضایتمندی و عدم رضایتمندی مردم نیز ارتباط مستقیم دارد. بنابراین، اطلاعرسانی نسبت به آن یا مسکوت گذاشتن و عدم اطلاعرسانی میتواند نقش مهمی در جلب حمایت یا واگرایی مردم از نظام یا قضاوت نسبت به کارآمدی و ناکارآمدی در این دستگاه مهم داشته باشد؛ بنابراین مسئولان قوه قضائیه نباید از رسانه ملی و سایر رسانهها انتظار داشته باشند که با اقدامات تبلیغی خود، همه کارها و اقدامات مفید قضایی را به افکار عمومی منعکس کنند یا به عبارتی مدافع رسانهای دستگاه قضا باشند. بلکه در مواردی رسانهها ملزم به انعکاس نگاه انتقادی به عملکرد قوه قضائیه میشوند که پاسخ به آن برعهده مسئولان این قوه قرار دارد. گرچه انتظار میرود رسانهها، با رعایت انصاف و اصول حرفهای تمامی واقعیتها از جمله کارهای مثبت قوه قضائیه را به جامعه و افکار عمومی بازتاب دهند، اما این قوه قضائیه است که باید سازوکار اطلاعرسانی بهنگام و مؤثر را فراهم و خوراک مناسب خبری و تحلیلی را نیز تهیه کند و در اختیار اصحاب رسانه قرار دهد.
از این رو نشستهای خبری سخنگوی قوه قضائیه یا مصاحبههای رئیس محترم دستگاه قضا کفاف اصلاح تصویر رسانهای دستگاه قضا را نمیدهد و لازم است در ساختار سازمانی جایگاه ویژهای برای آن پیشبینی و اصلاً در سند تحول به این امر راهبردی توجه ویژه شود. به عبارتی عمل به این توصیه مستلزم تحولی اساسی در بخش روابطعمومی و اطلاعرسانی قوه قضائیه و توجه راهبردی به افکار عمومی و قضاوت ذهنی جامعه است که البته نتایج آن به زحمت و هزینهاش میارزد.
بهترین راهکار این است که این قوه استقلالش را به جامعه ثابت کند و نشان دهد که تحت فرمان نهادهای دیگر نیست