نشست تبیین دستورالعمل ناظر بر سقف بودجه باشگاهها در فدراسیون فوتبال چیزی نبود جز تکرار وعدههای تکراری مدیران این فدراسیون. با اینکه مهدی تاج و همکارانش مدعی هستند این قانون لازمالاجراست و همه باشگاهها طبق آن پیش میروند، اما اخبار منتشر شده عکس این ادعاها را نشان میدهند. درست از زمانی که گفته شد باشگاههای لیگ برتری از این فصل دیگر حق ریختوپاشهای بیحساب و کتاب را ندارند، رقم قراردادها نه تنها کاهش نیافت، بلکه رقمهای درخواستی مربیان و بازیکنان با شیب تندی نجومیتر از قبل شد. فدراسیون با همکاری سازمان لیگ دستورالعملی را تدوین کرده که براساس آن هر باشگاه حق دارد ۳۲۵ میلیارد تومان خرج خرید بازیکن و مربی کند و این رقم برای باشگاههای آسیایی اندکی بیشتر در نظر گرفته شده است. منتها شواهد و قرائن حاکی از آن است که همچون گذشته مدیران باشگاهها اهمیتی به قوانین نمیدهند و به موجب آن بازیکنان و مربیان با همکاری واسطههایشان درخواستهای نجومی مطرح میکنند. این درخواستها به علاوه آپشنهای مختلف اگرچه عجیب و غریب و بسیار فراتر از حق واقعیشان است، ولی به راحتی از سوی مدیران مورد قبول واقع میشوند و خرید فلان بازیکن یا مربی میشود عامل محبوبیت فلان مدیر نزد هواداران!
باشگاههای زیانده
رئیس فدراسیون که همین چند روز پیش گفته بود اگر قانون سقف بودجه اجرا نمیشد باشگاهها ورشکسته میشدند حالا در جلسه روز گذشته به زیانده بودن همان باشگاهها اعتراف کرده است: «فدراسیون به این جمعبندی رسید که بهترین کاری که در شرایط فعلی میتوانست انجام دهد، سقف قرارداد بود. با باشگاههای زیانده روبهرو هستیم و گرفتاریهایی در این زمینه نیز وجود دارد. دستگاههای اجرایی نظرشان این است که گرفتاریها ممکن است در آینده دستوپاگیر شوند.» همین زیانده بودن تیمهاست که فوتبال ایران را به ورطه نابودی کشانده است. در سالهایی که همه دم از حرفهایگری میزدند، پولهای بیتالمال به سمت حساب بازیکنان و واسطههای متعدد سرازیر میشد و هیچ اهرم قانونی نیز نتوانست جلوی این فاجعه را بگیرند. البته این را هم فراموش نکنیم که عزم جدی نیز برای مقابله با حیفومیل شدن بیتالمال وجود نداشت. حال فدراسیوننشینها ژست مبارزه با دستمزدهای نجومی را گرفتهاند و اینگونه وانمود میکنند که تدوین دستورالعمل سقف بودجه اقدامی تاریخی است در جهت نجات فوتبال.
آقایان بهتر از همه میدانند اوضاع فوتبال ایران چقدر اسفناک است و حتی قادر به گرفتن ابتداییترین لایسنسهای بینالمللی نیز نیستیم. منصور قنبرزاده، نایبرئیس دوم تاج در این جلسه به چند مورد آن سربسته اشاره کرده است: «یکسری الزامات داریم که همه مطلع هستند. باشگاههایی که در لیگ برتر هستند به لحاظ قوانین ایافسی باید مجوز حرفهای یا ملی بگیرند. از ۱۶ تیم لیگ برتری ما فقط شش تیم توانستند مجوز حرفهای بگیرند. ۱۰ تیم نه مجوز حرفهای گرفتند و نه مجوز ملی. چنانچه در سه دوره متوالی باشگاهی موفق به کسب مجوز حرفهای و ملی نشود طبق الزامات ایافسی حق حضور در لیگ برتر را هم ندارد. از این ۱۰ تیم تعداد قابل توجهی از آنها حتی مجوز ملی را هم ندارند؛ بنابراین ما اگر نتوانیم قانون تجارت و الزامات ایافسی را رعایت کنیم، ممکن است ۱۰ تیممان در معرض انحلال قرار بگیرند.» این موضوع جدیدی نیست و خودمان هم میدانیم فوتبال و باشگاههایمان آماتوری هستند، اما پول حرفهای خرج میکنند. استقلال از آسیا حذف شده و علتش هم طلب استراماچونی بود، ولی واقعیت این است که دیگر باشگاههایی که مجوز حرفهای گرفتند نیز هزار و یک عیب و ایراد حرفهای دارند. کافیست پرونده همان شش باشگاهی که قنبرزاده سنگشان را به سینه زده بررسی کنیم تا ببینیم چه تعداد پرونده شکایت خارجی و بدهی مالی دارند.
جلوگیری از ورشکستگی
نایبرئیس در بخش دیگری از حرفهایش بحث درآمدزایی را وسط کشیده است: «فلسفه وجودی کارگروه ما این بود که به سمتی برویم که باشگاههای ما به ورشکستگی نروند و مهمتر از همه باشگاهها باید درآمد داشته باشند که هزینه کنند.» جای شکر دارد نشست تبیین دستورالعمل ناظر بر سقف بودجه باشگاهها برگزار شد و آقایان مجبور شدند گوشهای از واقعیتها را به زبان بیاورند. وقتی کف قراردادها به ۳۰، ۴۰ میلیارد تومان افزایش یافته، باشگاهی که تا دیروز زیانده بوده چطور قرار است یک شبه درآمدزا شود؟! وقتی از منصور قنبرزاده در خصوص قرارداد دلاری و دریافت رمزارز پرسیدند، جواب مبهمی به آن داد: «برای این موضوع یک مکانیزم بسیار قوی در نظر گرفتیم که یکی از مکانیزمها خود آن شرکت است. در فرم بودجهای که به باشگاهها ابلاغ شده علاوه بر مدیرعامل باشگاه، مدیرمالی و مدیر خزانهداری و همینطور اعضای هیئت مدیره و رئیس مجمع آن باشگاه هم باید فرم را امضا کنند. همچنین هیچگاه بندی تحت عنوان ممنوعیت قراردادهای دلاری و یوری برای باشگاههایی که بازیکن خارجی میگیرند نداشتیم، اما ظاهراً معاون اول رئیسجمهوری بخشنامهای را داده که برای همه ورزشهاست. باشگاهها میتوانند از ارزهای دیگر منطقه استفاده کنند.» اینکه باشگاه متخلفی که به بازیکنش رمزارز میدهد چطور قرار است در مقابل تخلفات مالی پاسخگو باشد خودش یک ابهام بزرگ است. از طرفی اگر قرار باشد بازیکن ایرانی هم به جای دلار و یورو از درهم استفاده شود باید فاتحه فوتبال را خواند.
دولت کمک کند
تجهیز ورزشگاهها به VAR موضوع دیگری بود که در جلسه روز گذشته مطرح شد. پس از وعدههای فراوان برای ورود کمکداور ویدئویی به فوتبال ایران، فدراسیون همچنان توپ را به زمین این و آن میاندازد. مهدی تاج دوباره دست به دامن دولت شده و تقاضای کمک مالی کرده است: «به دنبال وارد کردن VAR هستم. امیدوارم دولت هم نگاه خاصی به فوتبال داشته باشد، خصوصاً امسال که مسابقات زیادی داریم. دولت عراق ۶۰ میلیون دلار به فدراسیون فوتبال عراق کمک کرده تا برای توسعه فوتبال هزینه کنند. اگر میتوانستیم پولمان را از فیفا و ایافسی بگیریم، میتوانستیم از طریق فوتبال هزینههایمان را بدهیم.» آسمان و ریسمان بافتنهای تاج تمامی ندارد و او به جای آنکه بگوید وعده الکی داده و در این مدت همه سرکار بودهایم، دوباره تقاضای استفاده از کمکهای دولتی را مطرح کرده و یک مثال هم از کشور عراق زده است. واقعاً اگر بهانه تحریمها وجود نداشت، رئیس فدراسیون چطور میتوانست خلأ VAR را توجیه کند!