در حالیکه درست یکسال قبل مدیر کل اوقاف وامور خیریه استان اصفهان اعلام کرده بود «هتل عباسی در بیش از نیم قرن ما هانه تنها ۲۵۰ هزار تومان اجاره ملک اوقافی را پرداخت کرده است، اما ما برای تامین اعتبار ۱۰۰ میلیون تومانی دجار مشکل هستیم و امروز اجاره آن به ۶۰ میلیون تومان رسیده (که معادل قیمت یک دستگاه موتور سیکلت میباشد) اجاره یک باب مغازه در شاهین شهر اصفهان ماهانه ۴۷ میلیون تومان است» و پایینترین نرخ اطاق اجارهای در این هتل ۵ ستاره تاپ جهانی برای یک شب چند میلیون تومان است و از سویی یک موقوفه ۱۵۰ هکتاری همراه با دامداری هزارراسی در قزوین با اجاره مختصری واگذارمی گردد که اوقاف این استان در این باره اظهار نظر میکند «این معامله قبل ازانتصاب ریاست اوقاف در سال ۱۳۹۷ اتفاق افتاده است» همانگونه که مدیر کل اوقاف اصفهان سال گذشته در قسمتی از سخنرانی خوداعلام کرده بود «از سوی دیگر باید توجه داشت که بناهای تاریخی زیادی در سطح استان وجود دارد که موقوفه هستند و درآمد زا، اما در تصرف دیگر دستگاهها هستند ازجمله مسجد امام (ره). منارجنبان و... که اسناد آنها به نام اوقاف است، اما درآمد آن جای دیگری هزینه میشود» والبته بر اساس آخرین اظهارنظرها. معاملات شرکت روزبها با خانم چایچیان مستاجر موقوفه قزوین به سال ۱۳۹۵ وقبل از انتصاب حجت الاسلام خاموشی بر میگرددکه ابوالفضل امینیها فرزند و نماینده متولی موقوفه گفته است «تنها انتقال منافع برروی اراضی موقوفه صادر شده که آن نیز اخذ گردیده» و در این باره بازهم بر میگردیم به کلان شهر اصفهان و اردیبهشت سال ۱۴۰۱ که مدیر کل اوقاف با تاکید و بیان اینکه «امروز درآمد موقوفات در دست اوقاف نیست و ما اگر ۱۰ درصد درآمد موقوفات را دردست داشتیم میتوانستیم به همه امور رسیدگی کنیم. اوقاف دارای هزاران میلیارد تومان درآمد است، اما مابرای اعتبار ۱۰۰ میلیون تومانی دچار مشکل هستیم» در حالیکه همین نهاد ساختمان ارزشمند ونوستالژی خود در بافت سنتی ومرکزی کلان شهر اصفهان را تخلیه ودر اختیارمجریان امور لاکچری میگذاراند تا خودشان به بالای شهرهجرت نمایند!. آنچه ازاین گذار پیرامون مسائل وقف بخصوص در یک دهه اخیر به دست میآید. نوعی پراکندگی مدیریت وتغییرات پیاپی در آن است که بیشتر به تصمیم گیریهای فی البداهه شباهت دارد، زیرا با مکان هایی، چون هتل عباسی مدارا وتعامل میشود، اما تعلیم وتربیت که سرشاخه آموزش وپرورش جامعه است رابا چشم نا مادری نگاه میکنند تا آنچه به عنوان وقف در اختیار داشته و صرفا" در جهت ارتقاء فرهنگ و تمدن بکار رفته و همچنان میرود به بهانههای واهی بازستانی شودوااینگونه دست متولیان تعلیم وتربیت فرزندان کشوردر حنا بماند. اگرچه همگان میدانند دشمنان غربی در زیر سایه سازمانهای جهانی خود ساخته از جمله ملل متحد وزیر شاخه آن یونسکو چگونه دندان و چنگال خود را درقالب سند ۲۰۳۰ برای آموزش وپرورش جمهوری اسلامی تیز کرده اند وعلیرغم نهیب مقام معظم رهبری، اما بعضی از NGOهای به جا مانده با چراغ خاموش همچنان به کار خود در ترویج این سند ادامه میدهندو از این فضاهای خاکستری هم سوءاستفاده میکنند. باز پس گیری مدرسه دخترانه مریم بیگم درمحله چهارسوق مقصودحسن آباد میدان امام (ره) اصفهان یکی از اقدامات تعجب بر انگیز اوقاف است تا واحدی آموزشی با چند صد دانش آموز از زیر سیطره آموزش وپرورشی که این روزها را در بحران فرونشست مدارس خود در گوشه و کنار استان طی میکند با چالشی تازه روبه روسازد وسازمان اوقاف مکانی که پذیرای دانش آموزان دختر این منطقه سنتی طی بیش از نیم قرن گذشته بوده است را به مدرسهای علمیه با جمعیتی کمتر از انگشتان دودست تحویل دهد و وارثان اصلی آن یعنی دانش آموزان دختر محلی را سرگردان دیگر بافتهای شهر وبخصوص مدارس غیر انتفاعی وشهریههای کلان کند! اگرچه اولیاء این قشر متوسط جامعه توانایی تا مین هزینههای ثبت نام و سرویس ایاب وذهاب وکلاسهای فوق العاده پولساز را برای فرزندان خود ندارند و این گونه اتفاقات آیینه دق برای متولیان آموزش وپرورش استان است تا به معضلات مبتلابهی، چون کمبود مدرسه و معلم افزوده گردداما بنظر میرسدکه بهترباشد. مقامات استانی وبالا دستی به ریشه یابی این گونه تحرکات ومنشا آن در موقوفات هنرستان سروش بپردازندتا همچنان ادامه نیابد!