معمولاً آن تصویری که از خانواده در سینمای ایران ترسیم شده، متزلزل و آسیبپذیر است که خیلی چیزها در جایگاه خودش قرار ندارد. جایگاه مرد و پدر در سینمای ایران هم قابل تأمل است و اوج نگاه تخریبی به مردان و ضدیت با این جایگاه را اخیراً در یک فیلم دیدهایم. این تصویر خیلی اگزجره (بزرگنمایی) و غیرمنصفانه است. تصاویر مشابه دیگری در فیلمهای دیگری از سینمای ایران دیدهایم؛ مردی که چه در جایگاه شوهر و چه در جایگاه پدر، نقش مفید و سازنده را ایفا نمیکند و حتی در یک فضاهایی به خانواده و همسرش ظلم یا خیانت میکند. متأسفانه تصویر غالب از مردان در سینمای ایران اینگونه است. در این سالها به یک دوگانه عجیب دامن زده شده است و گرفتار دوگانه زن مظلوم و مرد ظالم در فیلمها شدهایم. این دوگانهها و این صورتبندی تقابلی بین زن و مرد در این سالها در تعدادی از فیلمها دیده میشود. معمولاً فیلمی مثل «یک حبه قند» که یک خانواده گسترده را روایت میکند، یک اتفاق و استثناست. تصویر غالب، تصویر یک خانواده هستهای تکفرزند است. آن چیزی که سینمای ایران اصرار دارد روایت کند از یک خانواده ایرانی، یک خانواده هستهای است نه یک خانواده گستردهای که در آن کودک وجود دارد و پدربزرگ و مادربزرگ در آن هست. عشق در سینمای ایران، در یک فضای غالباً فراخانوادهای اتفاق میافتد و ما عشق زن و شوهری در سینمای ایران نداریم یا اگر داریم کم است. این در حالی است که عشق زن و شوهری قابلیت دراماتیک دارد و عشقهایی که در سینما میبینیم، عشق بیسر و سامانی است. عشقهایی که عموماً ما در سینما شاهدش هستیم، عشقهای قبل از ازدواج یا عشقهای دوستدختر و دوستپسری هستند. سینمای ایران به درستی و با انصاف، خانواده ایرانی را روایت نکرده وکارنامه قابل قبولی در این زمینه نداشته است. شما نمیتوانید خدمتی را که خانواده به اجتماع و فرهنگ کرده است، نایده بگیرید.
دبیر علمی جشنواره گوهرشاد