به موازات شکلگیری گروههای جدید مقاومت در کرانه باختری رود اردن که با الهام از خط مبارزه و مقاومت در باریکه غزه صورت گرفته، بهتدریج تجمعات اعتراضی جوانان این منطقه و انتفاضه سنگ و شعار، جای خود را به حملات مسلحانه علیه اشغالگران فلسطین و صهیونیستها داده است. این حملات به صورت متوالی و مداوم انجام و به شکلگیری موازنه جدیدی علیه صهیونیستهای اشغالگر منتهی شده است.
از آنجا که شهر بیتالمقدس در این منطقه قرار گرفته و غالب شهرکسازیها توسط صهیونیستها هم در این منطقه قرار داشته و تصور میشده با گذشت حدود ۷۰ سال از اشغال فلسطین و ایجاد درهمتنیدگیهای اقتصادی و اجتماعی در این مناطق بین صهیونیستها و فلسطینیها از یکسو و جداسازی فلسطینیها از یکدیگر، هویت فلسطینیها بهتدریج رنگ باخته و آنان همزیستی اجباری را پذیرا باشند، احیای مبارزه و پیوستن کرانه باختری به جبهه مبارزه و مقاومت علیه صهیونیستها، نشاندهنده گسترش جغرافیای مقاومت و عمقیابی آن برخلاف انتظار صهیونیستها و حامیان آنان است.
درواقع احیای مبارزه و مقاومت فلسطینی در کرانه باختری و آن هم به شکل مسلحانه و جهادی را باید تحقق عملی ایده رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی دانست که در سال ۹۳ و پس از پیروزی مقاومت در جنگ ۵۱ روزه غزه، خطاب به ملت مظلوم فلسطین اعلام داشتند: «کرانه باختری هم مثل غزه باید مسلح شود... آنجا هم باید مردم را مسلح کنند. تنها چیزی که ممکن است از محنت فلسطینیها بکاهد، عبارت است از همین که دست قدرت داشته باشند، بتوانند قدرتنمایی بکنند و الا با برخورد رام و مطیع و سازشکارانه هیچ کاری به نفع فلسطین انجام نخواهد گرفت» (۱/۵/۹۳).
چنین ایدهای در پیوند با واقعیتهای زمینهای و میدانی موجب تحقق و پیادهسازی آن شده و تهدیدی جدی برای موجودیت رژیم صهیونیستی به حساب میآید.
عوامل زمینهای و بسترساز گسترش مقاومت و مبارزه مسلحانه به کرانه باختری و تقویت جبهه مقاومت در فلسطین را میتوان در موارد زیر جستوجو کرد:
۱- وجود احساس تبعیض و فشار در بین فلسطینیها، بهویژه جوانان که متأثر از نگاه و رفتار نژادپرستانه و تبعیضآمیز صهیونیستهاست و محرومیت از تحصیل، شغل و حتی دسترسی به حداقل امکانات زیستی را بر مردم مظلوم کرانه باختری تحمیل و با تصور غلط تغییر هویتی، آنان را از نماز و زیارت در مسجدالاقصی و برگزاری مناسک دینی هم منع میکنند.
بازتاب این رفتار غیرانسانی و نژادپرستانه تقویت هویت فلسطینی و انگیزه مقاومت و پذیرش حفظ مبارزه مسلحانه برای احقاق حقوق از دست رفته در جوانان فلسطینی است.
۲- بینتیجه و خسارتبار بودن نتایج مذاکره و صلح با صهیونیستها که نهتنها هیچگونه امتیاز و گشایشی برای فلسطینیها نداشته، حتی با سلب استقلال از اقتصاد فلسطینی و پیوند دادن تجارت و اقتصاد در مناطق اشغالی کرانه غربی به اقتصاد صهیونیستها، سلطه آنان بر کار و درآمد و حتی انتقال کالا و تجارت را به ضرر فلسطینیها تشدید کرده و امکان تشدید فشار را به نفع صهیونیستها فراهم آورده است.
از این رو، جوانان فلسطینی تنها راه خروج از این بنبست کشنده و آزاردهنده را دست بردن به سلاح و مبارزه مسلحانه یافته اند.
۳- تقویت ایده مبارزه مسلحانه و اعتماد به نفس برای مقاومت و مبارزه با پیروزیهای مداوم مقاومت در غزه و مشاهده شکستها و خفتهای متوالی صهیونیستهای مغرور که تنها در برابر قدرت مقاومت حاضر به دادن امتیاز بودهاند؛ بنابراین هم ایده مسلح شدن کرانه باختری بعد از جنگ ۵۱ روزه و شکست صهیونیستها در برابر مقاومت جانانه فلسطینیها در غزه ارائه شده و هم تحقق آن در شرایط تداوم و پیروزیهای مقاومت صورت گرفته است.
۴- شکلگیری آگاهی و وجدان جمعی نسبت به حقوق انسانی در بین جوانان فلسطینی و درک ضرورت دفاع از این حق در برابر متجاوزان و اشغالگران صهیونیستی که زبانی جز مقاومت و قدرت را نمیفهمند و همواره تنها در برابر قدرت حاضر به گفتگو و امتیازدهی بودهاند. علاوهبر این احساس سرنوشت مشترک یعنی فلسطینی بودن و تحت ظلم و سیطره قرار گرفتن هم به انگیزه وحدت و اقدام مشترک برای نیل به هدف مشترک، یعنی آزادسازی فلسطین و قدس شریف از اشغال صهیونیستها کمک کرده است.
چنین عوامل و زمینههایی موجب شده شعله مقاومت به صورت مسلحانه در کرانه باختری برافروخته شده، با گسترش جبهه مقاومت و بردن مبارزه به عمق راهبردی صهیونیستها، موازنه جدیدی برای مقاومت اسلامی فلسطین شکل بگیرد. موازنهای که موجودیت و بقای رژیم صهیونیستی را به چالش کشیده و امید به آزادی قدس شریف و پایان دادن به سیطره و ظلم صهیونیستها را در دلهای جوانان فلسطینی ساکن غزه و کرانه باختری تقویت کرده است.