یکی از غرفههای موجود درسیوچهارمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران غرفهای به نام فاطمیون بود؛ غرفهای که به معرفی شهدای لشکر فاطمیون میپرداخت و توجه بسیاری از بازدیدکنندگان این نمایشگاه را به همراه داشت یکی از غرفههای موجود درسیوچهارمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران غرفهای به نام فاطمیون بود؛ غرفهای که به معرفی شهدای لشکر فاطمیون میپرداخت و توجه بسیاری از بازدیدکنندگان این نمایشگاه را به همراه داشت. این غرفه که به همت برخی از خانوادههای شهدا و دانشجویان افغانستانی و تعدادی از خانوادههای شهدای کشورمان اداره میشد، فرصت مغتنمی بود که فاطمیون را در حوزه نشر و آثار مکتوب به مخاطبان عرضه کند. برای آشنایی با چند و، چون این غرفه با اسماعیل علیزاده از اعضای اتحادیه دانشجویان فاطمیون و از مسئولان این غرفه همکلام شدیم. متن پیشرو ماحصل این همکلامی است.
غرفهای به نام فاطمیون
همان ابتدای ورود به راهروی منتهی به غرفه فاطمیون تصاویر شهدای فاطمیون خودنمایی میکند؛ تصاویری از شهیدان ابو حامد، فاتح، ابوزینب، مهدی صابری و مصطفی کریمی.
شاید به جرئت بتوان گفت که این غرفه همه زیباییاش را مرهون همان تصاویر شهدا و ماکتهایی از شهیدان فاطمیون و حاج قاسم سلیمانی است که گاهی دوربینهای بازدیدکنندگان روی آنها زوم میشود؛ ماکتهایی به قد و قامت بازدیدکنندگان از نمایشگاه که برای لحظاتی میهمان غرفه شدهاند.
اسماعیل علیزاده یکی از دانشجویان افغانستانی است که فعالیت زیادی در غرفه فاطمیون دارد. او از چرایی برگزاری این غرفه در نمایشگاه میگوید: «ما جمعی از دانشجویان افغانستانی هستیم که دغدغه فرهنگی و انقلابی داشتیم و به صورت خودجوش تصمیم گرفتیم جهت معرفی و زنده کردن یاد و نام شهدای افغانستانی و شهدای لشکر فاطمیون و جبهه مقاومت دست به کار شویم. همچنین از اهداف دیگر ما برای برگزاری این غرفه، معرفی برخی از آداب و رسوم افغانستان بود، برای همین منظور با همراهی دوستانم تصمیم گرفتیم غرفهای را تدارک ببینیم تا ابتدا مجموعه کتابهای شهدای فاطمیون و شهدای افغانستانی هشت سال دفاع مقدس را در آن معرفی کنیم و برخی از کتابهای شعر و رمان نویسندگان افغانستانی در موضوعات مختلف را به نمایش دربیاوریم. نتیجه این دغدغه، پیگیری و همکاری مسئولان شد غرفهای به نام «فاطمیون» در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران.
شهید مصطفی صدرزاده در جایی گفته است: «برای کار فرهنگی باید منیت را کنار گذاشت.» به نظر ما هم باید در کارهای فرهنگی منیت را کنار گذاشت و فقط برای رضای خدا کار کرد و انشاءالله با توکل بر خدا به اهداف خود رسید.»
حضور پرشور مردمی
علیزاده در ادامه از حضور بازدیدکنندگان و علاقهمندان هم برایمان میگوید: «شکر خدا این کار ما نتیجه و بازخورد خیلی خوبی داشت. بسیاری از بازدیدکنندگان ما از اقشار مختلف جامعه بودند از پیر و جوان با نگاههای مختلف سیاسی و عقیدتی، حتی از کشورهای دیگر. خدا را شکر بازخورد خیلی خوبی نسبت به غرفه ما داشتند و از آن استقبال کردند. ما هم توانستیم تا حدودی به سؤالات و مباحثی که در مورد فاطمیون و افغانستان داشتند، پاسخ دهیم. ما در روزهای برپایی نمایشگاه شاهد حضور پرشور مردم در غرفه فاطمیون بودیم. الحمدلله دوستان عزیزمان ما را در این مسیر همراهی کردند. تعدادی از دانشجویان که خودشان هم جزو خانواده شهدا بودند در برپایی و معرفی کتابها در این غرفه خیلی به ما کمک کردند.
تعدادی از همسران شهدا و خانواده شهدا از جمله همسر شهید علیرضا توسلی (ابوحامد) فرمانده و بنیانگذار لشکر فاطمیون و خانم امالبنین حسینی که راوی کتاب خاتون و قوماندان بودند و به تازگی تقریظ رهبر معظم انقلاب بر این کتاب هم رونمایی شده است، در غرفه ما حضور پیدا کردند و چند جلد از کتابهای خاتون و قوماندان را امضا کردند و به ما هدیه دادند که خاطره شیرینی برای ما بود. خانواده شهید محمدجعفر حسینی (ابوزینب) هم از غرفه ما بازدید کردند.»
از خاتون و قوماندان تا ناهمزاد
وی درباره کتابهای موجود در غرفه فاطمیون میگوید: «کتابهای ما در چند بخش بود، بخش اول کتابهای مربوط به فاطمیون و شهدای افغانستانی مدافع حرم، بخش دوم مربوط به آثاری درباره رزمندگان افغانستانی هشت سال دفاع مقدس و حضورشان در جنگ تحمیلی، بخش سوم کتابهای شعر و رمان از شاعران و نویسندگان افغانستانی و بخش چهارم مجموعه کتابهایی درباره شرایط فرهنگی و اجتماعی افغانستان. در غرفه ما حدود ۵۰جلد کتاب در موضوعات ذکر شده جهت نمایش و معرفی وجود داشت. همچنین کتابهای شاخصی مثل کتاب خاتون و قوماندان، کتاب ابوباران، کتاب از دشت لیلی تا جزیره مجنون و کتاب ناهمزاد از جمله کتابهای شاخص ما جهت معرفی شهدا بود.»
جهاد تبیین به سبک شهدا
اسماعیل علیزاده از اعضای اتحادیه دانشجویان فاطمیون در پایان به خاطراتی که در غرفه فاطمیون برایشان رقم خورده است، اشاره میکند و میگوید: «یک خاطره دیگر در غرفه هم این بود که یک بار یک خانم بدحجاب به غرفه ما آمد و در مورد شهدای فاطمیون سؤال کرد و گفت که خیلی به این شهدا علاقه دارد. وقتی ما کمی در مورد شهدا صحبت کردیم و برای نمونه در فرصتی که داشتیم نحوه شهادت شهید رضا اسماعیلی (شهید بیسر فاطمیون) را برای ایشان تعریف کردیم، اشک در چشمانش حلقه زد و بسیار ناراحت شد. همچنین در مورد شهدای دیگر فاطمیون مانند شهید ابراهیم صدرزاده و شهید عطایی برایش صحبت کردیم. ایشان از ما تشکر کرد و گفت همه تلاش خود را برای معرفی شهدای فاطمیون در میان دوستانش انجام خواهد داد. این برای ما بسیار خوشایند بود.»