برای اینکه اندکی آگاهی بیابیم که به فراموشی سپردن موقعیت فطری و طبیعی هر یک از زن و مرد و تنها تکیه بر آزادی و تساوی کردن به کجا منتهی میشود، بهتر است ببینیم آنان که پیش از ما در این راه افتادهاند و به پایان راه رسیدهاند، چه میگویند و چه مینویسند.
در مجله خواندنیها شماره ۷۹ از سال ۳۴ مورخه چهارم تیرماه ۵۳ مقالهای از مهنامه شهربانی تحت عنوان «سرگذشتهایی از زنان کارگر در جامعه امریکا» نقل شده است. این مقاله ترجمهای است از مجله کورونت.
این مقاله مفصل و خواندنی است. ابتدا درددل خانمی را نقل میکند که چگونه به عنوان تساوی زن و مرد، رعایتهایی که سابقاً از زنان کارگر میشد که مثلاً وزنههای بیش از ۲۵ پوندی را بلند نکنند، در حالی که برای مردان چنین محدودیتی وجود نداشت، دیگر امروز وجود ندارد.
این مقاله سپس درددلها و تشویش و اضطرابهای خانم دیگری را بازگو میکند که شوهرش یک ملوان نیروی دریایی است و اخیراً دریاسالار تصمیم گرفته است تعدادی زن را در کشتی مردان به کار بگمارد. مینویسد: در این میان نیروی دریایی یک کشتی را با ۴۰ زن و ۴۸۰ ملوان مرد به مأموریت فرستاد، اما وقتی این کشتی پس از اولین سفر دریایی «مختلط» خود به بندر بازگشت، ترس و وحشت همسران ملوانها مورد تأیید قرار گرفت.
این مجله مینویسد: خانم مک دانیل میگوید: یکی از زنان به علت برداشتن وزنههای سنگین دچار خونریزی داخلی شده است. ما میخواهیم به وضع سابق برگردیم، دلمان میخواهد مردان با ما مثل زن رفتار کنند نه مثل یک کارگر. برای طرفداران آزادی زنان این موضوع خیلی ساده است که در اتاقهای مجلل خود بنشینند و بگویند زنان و مردان باهم برابرند، زیرا تاکنون گذارشان به کارخانهها نیفتاده است.
آنها خبر ندارند که بیشتر زنان مزدبگیر این کشور باید مثل من در کارخانهها کار کنند و جان بکنند. من این برابری را نمیخواهم، زیرا انجام کارهای مخصوص مردان از عهدهام برنمیآید. مردان از نظر جسمی از ما قویترند و اگر قرار باشد ما با آنها رقابت شغلی داشته باشیم و کارمان نسبت به کار آنها سنجیده شود، من به سهم خود ترجیح میدهم از کار برکنار شوم. امتیازاتی را که زنان کارگر ایالت اوهایو از دست دادهاند، به مراتب بیش از آن مزایایی است که توسط قانون حمایت کارگران کسب کردهاند. ما شخصیت زنبودن را از دست دادهایم. من نمیتوانم بفهمم از آن وقتی که آزاد شدهایم، چه چیزی عایدمان شده است، البته امکان دارد عده معدودی از زنان وضعشان بهتر شده باشد، ولی مسلماً ما جزو آنها نیستیم.
این بود خلاصهای از آن مقاله. از محتوای مقاله پیداست که این بانوان از ناراحتیهایی که به نام «آزادی» و «برابری» بر آنها تحمیل شده است، آنچنان به ستوه آمدهاند که دشمن این دو کلمه شدهاند، غافل از اینکه این دو کلمه گناهی ندارند. زن و مرد دو ستارهاند در دو مدار مختلف؛ هر کدام باید در مدار خود و فلک خود حرکت کند «لَا الشَّمْسُ ینْبَغی لَها انْ تُدْرِک الْقَمَرَ وَ لَا اللَّیلُ سابِقُ النَّهارِ وَ کلٌّ فی فَلَک یسْبَحونَ». شرط اصلی سعادت هر یک از زن و مرد و در حقیقت جامعه بشری این است که دو جنس هر یک در مدار خویش به حرکت خود ادامه دهند. آزادی و برابری آنگاه سود میبخشد که هیچ کدام از مدار و مسیر طبیعی و فطری خویش خارج نشوند. آنچه در آن جامعه ناراحتی آفریده است، قیام بر ضد فرمان فطرت و طبیعت است نه چیز دیگر. اینکه ما مدعی هستیم مسئله «نظام حقوقی زن در خانه و اجتماع» از مسائلی است که مجدداً باید مورد ارزیابی قرار گیرد و به ارزیابیهای گذشته بسنده نشود، به این معنی است که اولاً طبیعت را راهنمای خود قرار دهیم، ثانیاً از مجموع تجربیات تلخ و شیرین (چه در گذشته و چه در قرن حاضر) حداکثر بهرهبرداری را کنیم و تنها در این وقت است که نهضت حقوق زن به معنی واقعی تحقق مییابد.
قرآن کریم به اتفاق دوست و دشمن، احیاکننده حقوق زن است. مخالفان لااقل این اندازه اعتراف دارند که قرآن در عصر نزولش گامهای بلندی به سود زن و حقوق انسانی او برداشت، ولی قرآن هرگز به نام احیای زن به عنوان «انسان» و شریک مرد در انسانیت و حقوق انسانی، زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشی نسپرد. به عبارت دیگر، قرآن زن را همان گونه دید که در طبیعت است، از این رو هماهنگی کامل میان فرمانهای قرآن و فرمانهای طبیعت برقرار است. زن در قرآن همان زن در طبیعت است. این دو کتاب بزرگ الهی (یکی تکوینی و دیگری تدوینی) با یکدیگر منطبق هستند. در این سلسله مقالات اگر کار مفید و تازهای صورت گرفته باشد، توضیح این انطباق و هماهنگی است.
تلخیص از کتاب
«نظام حقوقی زن در اسلام»
استاد شهید مرتضی مطهری