سابقه تحریف حضرت امام (ره) متأسفانه به سالها پیش باز میگردد که در اشکال و انواع مختلفی انجام میشد.
برخی شخصیت، بعضی تفکر و عدهای نیز خط امام را مورد هدف قرار داده بودند که با حذف جنبههای انقلابی امام (ره)، ساختن تصویری خلاف واقع از شخصیت و تفکر امام (ره)، ارائه تصویری تک بعدی از امام (ره)، نادیده گرفتن شاخصههای اصلی شخصیت ایشان، موقتی معرفی کردن روحیه سازش ناپذیری ایشان، تبدیل ایشان به عنوان یک شخصیت صرفاً تاریخی محترم، معرفی ایشان بر اساس یکی از مواضع مقطعی و مخدوشسازی اصالت خانوادگی امام منجر میگردید.
از همین رو، تحریف امام (ره) به یکی از دغدغههای رهبر معظم انقلاب اسلامی تبدیل شده و معمولاً معظمله در سالگرد آن قائد عظیمالشأن (ره) نسبت به پیامدهای آن هشدار میدادند. چنانکه فرمودند: «اگر شخصیت امام تحریف شد، بد معرفی شد، غلط معرفی شد، همه این خطرات بزرگ متوجه ملت ایران خواهد شد؛ اینجا است که خطر تحریف امام به عنوان یک هشدار باید در گوش و چشم مسئولان کشور، صاحبنظران فکری انقلاب، شاگردان قدیمی امام، کسانی که علاقه به این راه دارند و عموم جوانان، فرزانگان، دانشگاهیان، حوزویان تلقی بشود.»
جای تأسف بیشتر اینجاست که خط تحریف امام (ره) نه فقط با این هشدارها متوقف نشد، بلکه با روش جدیدتری از جمله علنیسازی نظرات و آرای مخفی امام (ره) آن هم از سوی مراکز رسمی که وظیفه جلوگیری از تحریف را بر عهده دارند، آغاز شد. در علنیسازی آرای مخفی ایشان توسط مرکز نشر آثار امام دو اتفاق نامیمون در مسیر تحریف ایشان رخ داد که یکی افزودن بر روشهای تحریف متمرکز شده و دومی قرار گرفتن مراکز رسمی و مدافع ایشان به صف تحریفگران است. صرف نظر از نیت و انگیزه منتشرکنندگان آرای مخفی امام راحل (ره) که بعید است با هدف و مقصودی در راستای تحریف آن عزیز سفر کرده صورت گرفته باشد، پیامدهای این اقدام میتواند شبهاتی را در اذهان عمومی بهویژه جوانان ایجاد کند که ناخواسته به تحریف شخصیت و خط امام (ره) منجر میشود.
اولین پرسشی که پیش میآید، این است که آیا میان مواضع علنی و دیدگاههای آشکار ایشان با نظرات شخصی و خصوصیشان تفاوتهایی وجود داشته است؟ دومین سؤالی که پیش میآید این است که آیا امام (ره) انقلابیگری و موضعگیریهای قاطع را صرفاً یک تاکتیک میدانستند که مصرف مقطعی داشته است؟ شبهه سوم به خط امام و اصول اندیشهای ایشان در قبال ملیگرایان و نهضت آزادی بازمیگردد که آیا میشود هم آنها را طرد کرد و هم به آنها رأی داد؟ آیا اساساً ساختن تصویری لیبرالستیز و ضد استکباری اقدامی از سوی افراطیون سیاسی بوده است؟
اینها سؤالات و شبهاتی است که باید منتشرکنندگان آرای ایشان پاسخ دهند و توضیح دهند که اگر آرای شخصی آن حضرت مخفی و محرمانه بوده با چه دلیل و مجوزی علنی شده است؟ چرا عنصر زمان در فعل ایشان نادیده گرفته شده، در حالی که معتقد بودند ملاک برای قضاوت اشخاص حال فعلی افراد است. چگونه افکار عمومی از تغییر مواضع برخی از افرادی که روزی در کنار امام بوده، اما بعد از مدتی در مقابل ایشان قرار گرفتند مطلع گردد؟ آیا لازم نیست به جای شبههآفرینی، علل چرخش برخی از سیاسیون، گروهها و جریانها تبیین گردد؟ آیا شایسته است، جرم انحراف و گناه خروج عدهای از جاده انقلاب به پای امام (ره) نوشته شود؟ آیا کم بودند کسانی که تا قائم مقامی امام جلو رفتند و دل ایشان را خون کردند؟ آیا نبودند کسانی که درباره کتمان دیدگاههای ضد انقلابی خویش اعلام داشتند که با امام رودربایستی داشتند؟
آیا این ظلم به امام عزیز نیست که نمیگویید چه کسانی با امام به ایران بازگشتند و رودرروی امام قرار گرفتند؟ چه تعداد از نزدیکان و افراد به ظاهر انقلابی در کودتای ترور نافرجام امام از امریکا نقش گرفتند؟ مگر نه این است افرادی که مورد وثوق امام بودند و ایشان به آنها حکم مسئولیت میداد، به آنها رأی میداد، اما آنها بودند که به صف دشمن پیوسته و حتی نصایح ایشان را گوش نکردند. منصفانه این است که حداقل درباره افرادی که روزی از امام رأی گرفته و مورد وثوق ایشان بودند و شما این رأی را علنی کرده اید، بیایید و دلایل چرخش مواضع، چگونگی خروج شان از خط امام، خیانتها و جنایاتشان سخن بگویید که اگر نگویید هم به امام عزیزمان ظلم کردهاید و هم به خودتان. آنچه ظلم مضاعف به حساب میآید سکوت در برابر این ظلمی است که به امام میرود. سکوتی که همچنان ادامه دارد.