محمد شجاعی، استاد حوزه و اخلاق جمله عجیبی درباره شب قدر دارد. وی میگوید: «با مشت خدا آرزو کن! شبیه کودکی که ترجیح میدهد با مشت پدرش از ظرفی شکلات بردارد تا مشت خودش. در شبهای قدر با مشت خدا و مشت اهل بیت (ع) سهم تقدیرات خود را از خدا طلب کنید. آنچه در دعاهای مخصوص شب قدر آمده بهترین تقدیرات انتخابی خدا برای بندگانش است.»
در آستانه شبهای پرفیض قدر هستیم. قلب و دل ما در تمام ماه رمضان با صدای جوشن کبیر و مجیر عجین شده است. تمام مزه کودکی به نشستن در گوشه مسجد و الغوث الغوث گفتن بود. شاید آن زمان کمتر درکی از این حقیقت داشتیم که صدها بار به خدا بگوییم مرا از آتش جهنم دور کن، اما هر چه جلوتر رفتیم با میزان خطا و اشتباهات خود و البته شرمساری از لطف مکرر خداوند که در تمام ثانیههای زندگیمان جاری است، این نیاز را بیشتر حس کردیم. شاید قدر هم بهانه باشد؛ بهانهای برای نزدیکی به خدایی که در تمام ثانیههای ما جاری است و از رگ گردن به ما نزدیکتر است. حس و حال شما در شبهای قدر چگونه است؟ به دنبال چه چیزی هستید و از خدا چه میخواهید؟
***
زینب (۴۱ ساله): شب قدر منو یاد یه تکه نخ میندازه و مادربزرگم. مادربزرگ من خیلی سال بود که روزه نمیگرفت، اما شبای قدر ساعت١١ با صدای جوشن کبیر رادیو یه تکه نخ میگرفت دستش و هر الغوث یه گره میزد و فوت میکرد به نخ. همیشه هم سفارش میکرد این نخها رو جمع کنیم و بزاریم تو خونه آخرتش. من هر سال از اول تا آخر شب قدر یاد اونم و توی حس اینکه این شب تمام سرنوشت سال و حالم حتی تا توی خونه آخرت رو رقم میزنه.
حجت (۵۰ ساله): شب قدر از خدا فقط خودش را میخواهم.
زهرا (۵۰ ساله): واژه شب قدر برای من رقم خوردن سرنوشت یک سال رو تداعی میکنه. دائم به این فکر میکنم چی مینویسه برام و روز آخر شب قدر تا آخرین لحظه دارم فکر میکنم که چیزی از قلم نیفته و همه را از خدا بخوام. حس من در شبهای قدر اضطراب انجام همه اعمال هست. وقتی شبهای قدر تمام میشه و اونجور که دلم میخواد عبادت میکنم، به خودم میبالم.
محمد (۴۳ ساله): عاشق خواندن دعای جوشن کبیر هستم. انگار خدا رو با هزاران اسم در رودربایستی قرار میدهی و از او طلب عفو داری.
معصومه (۴۶ ساله): شب قدر برای من شب خوف و رجاست. بیم و حسرت دارم برای عمر گذشته و امید به روزهای احتمالی پیش رو و اینکه آیا جای جبرانی هست؟ هم میترسم از اینکه عملکردم حجابی برای اجابت درخواستم باشه و هم امید که درهای آسمان بازه و شاید فردا روز گشایش باشه. صبحی که شبش برام حکم احتضار داشته آیا سرنوشتم تغییر میکنه و آیا من هم مانند بندگان خاص حاجت روا خواهم بود؟
الهام (۳۷ ساله): از حس خودم بخوام بگم، بیشترش به سبکی بعد از اون شب بیداری مربوط میشه. حس درددل کردن با خالق.
حمیده (۳۴ ساله): من از وقتی یاد دارم همیشه با وارد شدن به شبهای قدر یه حال غم و اضطراب و پریشونی بهم دست میداد که دلیلی هم نمیتونستم براش پیدا کنم تا اینکه سالها پیش شب نوزدهم پدرم به رحمت خدا رفت و هنوز هم برام همون حال ماندگار هست و واژه شب قدر با مفهوم واقعی یتیمی برای من معنا شده و حسش میکنم با تمام وجودم.
علی (۳۸ ساله): خدا را به تکتک اسامیاش قسم میدهم تا گناهان گذشته را بر من ببخشد و یک سال دیگر فرصت جبران به من بدهد.
مرضیه (۳۴ ساله): شب قدر یاد ما میاندازد که قدر لحظهها را بدانیم و فاصله خود را با خدا برداریم و تلنگری است برای برداشتن این فاصله و گویا به ما میگوید که یک سال گذشت و شما فرصت دارید به کارهای خوب تمرکز کنید و از رخدادهای تلخی که رقم خورد و مسبب آن بودیم ابراز پشیمانی کنیم.
پویان (۲۶ ساله): سعی میکنم خودم را بیشتر از سال قبل بشناسم و از خدا هم میخواهم برای این شناخت معرفت بدهد تا از نو خودم را شروع کنم.
علیرضا (۳۹ ساله): شب قدر شبیه عاشوراست. شب انتخاب است. همان خیمه و همان امتحان و همان چراغ خاموش و این ما هستیم که باید انتخاب کنیم با امام زمان خود باشیم یا نباشیم!
هدی (۲۸ ساله): تمام ۳۶۵ روز سال را در شب بیست و سوم میبینم. از خدا میخواهم دست مرا از دست خود رها نکند. جماعتی آمدند و دست یاری از علی (ع) کوتاه کردند. همان کسی که شب تا سحر برای آنها دعا میکرد. از خدا میخواهم من از آن جنس جماعت نشوم.
مینو (۲۴ ساله): به کارهایی که انجام دادم فکر میکنم. به اشتباهاتی که مرتکب شدم. به مسیرهای غلطی که رفتم. به مسیری که درست است فکر میکنم و در یک سررسید مسیر ترسیمی درست را مینویسم تا در طول یک سال بر اساس آن حرکت کنم.
شیوا (۳۵ ساله): هر سال بسیاری منتظر شبهای قدر هستند تا دلی سبک کنند و قدری از گناهانشان را کاهش دهند. برای من شبهای قدر در مقایسه با شبهای دیگر حس و حال دیگری دارد، حسی وصفناپذیر، آرامبخش و تأثیرگذار. دعا کردن و خواندن جوشن کبیر همیشه به من آرامش میدهد و این آرامش تا مدتها در من تأثیر میگذارد. معمولاً بعد از شبهای قدر احساس سبکی و راحتی میکنم و تلاش میکنم بیشتر از قبل حواسم به رفتار و کردارم باشد.
فرشته (۳۷ ساله): شب قدر برای من شب آرزوهاست.
رسول (۳۶ ساله): سالهاست در نگاه من شب قدر یعنی شروع سال جدید و همواره معتقدم هر سال با شبهای قدر شروع میشود. وقتی مقدرات یک سال ما در شبهای قدر نوشته و امضا میشود، پس جز این نخواهد بود، حتی اگر شب قدر آخرین روز سال تقویم هجری شمسی باشد.
علی (۳۳ ساله): از ابتدای ماه رمضان به خواستههای شب قدر فکر و به صورت منظم درخواستهای خودم را همان شب مطرح میکنم.