غالباً شئون مختلف تجارت از تریبونهای مختلف مورد واکاوی قرار میگیرد، اما کمتر به ساحت «امنیت تجارت» توجه میشود؛ بستر مهمی که اگر نباشد تجارت تقریباً معنایی نخواهد داشت. بارها شنیدهایم بیش از ۹۰درصد تجارت ایران از طریق دریا انجام میشود، اما آیا بدون وجود امنیت پایدار چنین تجارتی ممکن است؟ با نیمنگاهی به تاریخ منازعات بینالمللی متوجه میشویم همواره دریاها دارای اهمیت راهبردی بودهاند و همین مسئله آنها را به یک فرصت بزرگ برای دولتها تبدیل میکند. با توجه به اینکه ۷۱درصد کره زمین را آب فرا گرفته، اساسیترین محور اتصال فراسرزمینی کشورها از طریق دریاها و مسیرهای آبی است، البته اساس توسعه حملونقل هم اختراع کشتیهای بخار بوده است تا حملونقل دریایی تسهیل شود. تمامی تمدنهای عظیم در پی حکمرانی به دریاها بودهاند، از حکومت باستانی مصر، ایران و یونان تا حتی حکومت مغولها هم اقدام به ایجاد مسیرهای دریایی و کشتیسازی کردهاند تا توسعه فراسرزمینی خود را تسریع کنند. دقیقاً مشخص نیست اولین کشتی تجاری در چه زمانی حرکت کرد، ولی بسیاری از منابع امپراتوری اسپانیا در سال۱۴۹۲ را مبدع حملونقل منظم دریایی با مفهوم امروزی آن میدانند که شروع عصر استعمار دریایی اسپانیا هم مقارن با همین زمان است. به واسطه ناوگان دریایی تجاری و نظامی امپراتوریهای اسپانیا، پرتغال و انگلیس حملونقل دریایی رشد انقلابی را تجربه کرد و ساختار دولتی منظم به خود گرفت و با افزایش منازعات بین این امپراتوریها نبرد از میادین زمینی فاصله گرفت و به دریاها کشیده شد. «جوان» در گفتگو با سیدنویدرضا موسوی، کارشناس حوزه دفاعی فرازوفرود ۷۰ سال دزدی دریایی از ایران و نقش مدافعان امنیت تجارت در دوران جمهوری اسلامی را واکاوی کرده است که ماحصل آن را میخوانید. تصاویر از آرشیو موسوی، کارشناس دفاعی در اختیار «جوان» قرار گرفته است.
دوران طلایی دزدی دریایی
با پیچیدهتر شدن نبرد بین امپراتوریهای استعماری، جنگ حتی از کشتیهای نظامی هم فراتر رفت و دولتها برای ایجاد اخلال در ساختار اقتصادی و پشتیبانی طرف مقابل، اقدام به حمله و غرق یا غارت محمولههای تجاری کشور دشمن میکردند، البته ارزش محمولههای کشتیها صرفاً برای دولت دشمن مورد توجه نبود و از همان زمان پای دزدان دریایی به دریاها باز شد و با غارت محمولههای بازرگانی کشتیها ارتزاق میکردند، البته شروع پدیده دزدی دریایی از این تاریخ نبوده است و شواهد تاریخی نشان میدهد از زمانی که اولین کشتیهای تجاری در دنیا روانه آبها شدند، دزدی دریایی هم به دنبال آن شکل گرفت. دوران طلایی دزدان دریایی هم مربوط به همان زمان است و از سال۱۶۵۰ تا سال۱۷۳۰ به دوران طلایی دزدان دریایی معروف است. به واسطه آسیبی که دولتها متحمل میشدند، اقدام به تشکیل یگانهای مشخص و سازمانیافته به منظور مقابله و تعقیب دزدان دریایی کردند.
مأموریت تأمین امنیت تجارت
با گسترده شدن تجارت دریایی، دولتها از دو منظر در معرض تهدیدات هستند؛ نخست اقدام دولت متخاصم در ضربه زدن و خرابکاری در مسیر تجارت دریایی و دوم احتمال حمله دزدان دریایی با توجه به حجم بالای تجارت و ارزش محمولهها. بر همین اساس یکی از مأموریتهای محوله به نیروهای دریایی بحث تأمین امنیت کشتیهای تجاری است و از دیرباز به دنبال یک خط امن عاری از تهدید برای ناوگان تجاری خود بودهاند.
پیشینه قدرت دریایی ایران
اهمیت راهبردی دریاها و مسیرهای آبی محدود به دوران گذشته نیست و امروزه هم دریاها نقش محوری در تجارت جهانی ایفا میکنند، به طوری که در سال۲۰۲۱ تقریباً ۱۰۰هزار کشتی تجاری با نقشهای مختلف، اتصال تجاری نظامی در دنیا را ممکن میکردند. حملونقل دریایی عامل تثبیت تجارت جهانی است و صادرات و واردات عمده دولتهای جهان از طریق دریاها انجام میگیرد. در زمینه انرژی که یکی از ارکان قدرت ملی هر کشوری محسوب میشود، تردد نفتکشها که حامل اصلی انرژی در دنیا هستند هم از مسیرهای اقیانوسی انجام میگیرد. کشور ما دارای سابقهای دیرینه در کشتیسازی و تجارت دریایی است و همواره از قدرتهای دریایی در دنیا بودهایم و شواهد تاریخی هم اولین نیروی دریایی منظم تاریخ را منتسب به تمدن هخامنشیان ایران باستان میداند. امروزه نیز از قدرتهای دریایی به حساب میآییم و بیش از ۲۵۰فروند کشتی تجاری اعم از کانتینرها، نفتکشها و فلهبر روند صادرات و واردات در کشور را هموار میکنند و بازوهای بازرگانی کشور به حساب میآیند.
جایگاه ۲۲ قدرت دریایی غیرنظامی
در حوزه تجارت بینالمللی زیرساختهای خوبی در کشور داریم و با ۱۳بندر تجاری فعال و پذیرش سالانه بیش از ۳۵هزار کشتی در کشور در جایگاه۲۲ قدرت دریایی غیرنظامی در جهان ایستادهایم. روشن است که رکن اساسی تجارت دریایی «امنیت» آن بوده و از اولویتهای ردهبالای هر دولت امکان توسعه تجارت دریایی ذیل امنیت مسیرهای دریایی است، به طوری که سالانه میلیونها دلار خرج توسعه و تأمین تجارت دریایی میشود تا پایههای اقتصادی کشورها مستحکم شود.
اولین متخاصم دریایی ایران
نیروهای دریایی هر کشوری وظیفه تأمین امنیت خطوط کشتیرانی کشور مذکور را دارد. اولین تجربه برخورد دریایی متخاصمانه با ناوگان تجاری ایران به سال۱۳۳۱ برمیگردد. پس از ملی شدن صنعت نفت در سال۱۳۲۹، دولت انگلیس ضمن تحریم تمامی خطوط کشتیرانی ایران اقدام به ایجاد اخلال روی تردد این کشتیها در سطح بینالمللی کرد، به طوری که ناوگان دریایی انگلیس تمامی کشتیها را در منطقه شمال اقیانوس هند و خلیج فارس و بابالمندب رصد میکرد. شرکتهای همکار با دولت دکتر مصدق هم از ترس تحریمها و تنبیه اقتصادی- سیاسی توسط انگلیسیها اقدام به قطع همکاری با ایران کردند. متأسفانه در آن زمان به دلیل وابستگی شدید کشور به طرفهای خارجی در صنعت حملونقل، تهدیدات و تحریمهای دولت انگلیس مؤثر واقع و کشور دچار ضربه جدی اقتصادی شد، به طوری که بخش قابل توجهی از خریداران نفت کشور اقدام به قطع همکاری کردند و تأمین نفت شرکتها و دولتهای دیگر هم به دلیل نبود ناوگان مناسب حملونقل و نبود امنیت دریایی ناشی از تهدیدات انگلیس عملاً متوقف شده بود.
شروط نفتی ایتالیا
در آن برهه دولت انگلیس به طور کلی دست به اعمال نفوذ روی واردات و صادرات کالاهای تجاری زد و به واسطه عوامل داخلی و خارجی در این کار موفق بود. راهکار دولت مصدق برای برونرفت از این مشکلات اعطای امتیازات خاص به خریداران و شرکتهای حملونقل دریایی بود تا برای آنها در انتقال نفت ایران بدون توجه به تهدیدات انگلیس صرفه اقتصادی ایجاد کند. سیاست مصدق جواب داد و سرانجام شرکت ایتالیایی ایپم مستقر در ایتالیا جابهجابی محمولههای نفتی ایران به ایتالیا را با دو شرط پذیرفت؛ اول تخفیف ۲۵درصدی ایتالیا به عنوان خریدار نفتی و همچنین پرداخت پول بیشتر از حد متعارف به شرکت کشتیرانی ایتالیایی و دوم تهاتر نفت ایران با شکر موجود در انبارهای دولت ایتالیا. با قبول شرایط طرف ایتالیایی توسط دولت مصدق دو طرف بنا را بر این گذاشتند که در مرحله اول مقدار هزارتن نفتخام از ایران به ایتالیا منتقل شود و در صورت موفقیت مرحله اول در مراحل بعدی به مرور ۲۰ میلیون تن از نفت خام ایران خریداری و توسط شرکت ایپم به ایتالیا منتقل شود. سرانجام نفتکشی با نام رزماری تحت اجاره شرکت ایپم وارد بندر ماهشهر شد و نفت ایران را بارگیری و با پرچم هندوراس به سمت ایتالیا حرکت کرد.

اولین دزدی دریایی انگلیس از ایران
این کشتی توانست با موفقیت آبهای ایران را ترک کند. تا اینجا مشکلی وجود نداشت تا اینکه در میانه راه و در مسیر اروپا و در نزدیکی بابالمندب به مدت چند روز ارتباطات با رزماری قطع شد و در ۲۹خرداد۱۳۳۱ توقیف این نفتکش به دولت ایران اطلاعرسانی شد که با توجه به توضیحات روزنامههای آن زمان به منظور آسیب زدن به شاکله اقتصادی و تجارت دریایی دولت ایران، انگلیس دستور توقیف این نفتکش را صادر میکند و در منطقه خلیج عدن توسط ناوگان نیروی دریایی انگلیس مستقر در کانال سوئز توقیف و کشتی به یمن جنوبی منتقل و توسط دولت تحت استعمار یمن دستور به بازداشت خدمه صادر میشود، دولت مصدق هم صرفاً توانست این اقدام متخاصمانه انگلیسیها را محکوم لفظی کند. بعد از سقوط مصدق و تبعیت شاه دستنشانده از دستورات طرف انگلیسی و امریکایی به جز چند مورد محدود تجارت دریایی ایران تحت نظارت مستقیم امریکا و انگلیس به کار خود ادامه داد تا اینکه در سال۱۳۵۷ با سقوط شاه دست امریکا و انگلیس از اعمال قدرت روی ایران کوتاه شد.
انقلاب اسلامی و تضمین تجارت دریایی
از همان اوایل انقلاب که اولین دولت جمهوری اسلامی ایران مستقر شد تا سال۱۳۵۹ عملاً تنش خاصی در حوزه دریایی پیش نیامد ولی با اعلام جنگ یکطرفه از سوی صدام وابسته به امریکا علیه ملت ایران در شهریور سال۱۳۵۹، بار دیگر حمله به ناوگان تجاری ایران با هدف ضربه به اقتصاد کشور شروع شد، البته با اقدام بهموقع دلاورمردان نیروی دریایی ارتش و نیروی هوایی ارتش در جریان عملیات مروارید در هفتم آذر۱۳۵۹ توانستند نیروی دریایی عراق را از صحنه تهاجم دریایی خارج کنند و عملاً شاکله نیروی دریایی عراق با حملات ارتش جمهوری اسلامی ایران از هم پاشید و لااقل در حوزه حمله به کشتیهای تجاری عراق نتوانست کار خاصی را به واسطه نیروی دریاییاش انجام دهد، اما مأموریت حمله به ناوگان تجاری ایران یا شرکتهای طرف همکار با ایران به نیروی هوایی ارتش عراق محول شد و شرکت فرانسوی داسو با فروش جنگندههای میراژ اف-۱ به نیروی هوایی ارتش عراق و شرکت فرانسوی نورد با عرضه موشکهای اگزوست تخصصی ضدکشتی، بازوی اصلی عراقیها در حمله به ناوگان تجاری ایران بودند، به طوری که از سال۱۹۸۱تا ۱۹۸۵چندین مورد حمله به نفتکشهای تحت اجاره یا نفتکشهای خود کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران توسط موشکهای اگزوست پرتابشده از میراژهای فرانسوی گزارش شده است.
کشاندن جنگ به حوزه اقتصادی
حملات هوایی رژیم بعث همواره به طور محدود پاسخ داده میشد و سعی در اسکورت هوایی ناوگان توسط نیروی هوایی بود تا جلوی حمله از سوی نیروی هوایی ارتش بعثی را بگیرند. در سال۱۹۸۵ برای صدام مسجل شد که روی زمین برتری را از دست داده است و باید جنگ را از مرزهای ایران مستقیماً به اقتصاد و بالطبع سفره مردم بکشاند و درآمدهای دولت ایران را با قطع کامل یا اخلال در معاملات نفتی و همچنین اجبار شرکتها و کشورهای خریدار نفت ایران به تغییر مبدأ خرید از ایران به عربستان، کویت یا خود عراق کاهش دهد، حتی سعی بر این داشت علاوه بر اینکه به طرف ایرانی آسیب برساند، محور خود و متحدانش را استحکام ببخشد. بر همین اساس دولت عراق به همکاری گسترده با امریکاییها، فرانسویها و طرفهای دیگر اقدام کرد تا با قطع کامل کریدورهای دریایی ایران حیات اقتصادی کشور را تهدید کند. همکاری امریکاییها با رژیم بعث از روزهای اول جنگ از طریق کمکهای لجستیکی و اطلاعاتی محرز بود و نقش امریکا در این حملات متخاصمانه بر کسی پوشیده نیست.
ورود مستقیم امریکا به جنگ دریایی با ایران
از سال۱۹۸۵ بیش از پیش پرونده حمله به کشتیهای ایرانی مورد توجه امریکاییها قرار گرفت و با ارائه اطلاعات دقیق موقعیت کشتیهای ایرانی ادامه یافت. این کار توسط کشتیهای جنگی امریکا مستقر در خلیجفارس و شمال اقیانوس هند و همچنین فعالیت ۲۴ ساعته آواکسها و شنودها و پایش کشتیهای تجاری و ارائه اطلاعات آن به عراقیها انجام میشد که مستقیماً پشتیبانی اطلاعاتی عراقیها را به عهده گرفتند و ضربه سنگینی به چندین کشتی ایرانی وارد کردند.
آغاز اسکورت نیروی دریایی ارتش
دولت ایران که از حمله مستقیم به کشتیهای تجاری در خلیجفارس حتیالمقدور خودداری میکرد و صرفاً خود را با ناوگان نظامی طرف میدید و بعد اقتصادی جنگ با عراق را صرفاً از روشهای غیرنظامی (مانند بستن خط لوله انتقال نفت عراق از طریق سوریه به واسطه حُسن روابط دیپلماتیک خود با مرحوم حافظ اسد) دنبال میکرد، تصمیم به اقدام متقابل به منظور جلوگیری از این عملیاتهای متخاصمانه گرفت و به طور همزمان تمام کشتیها توسط نیروی دریایی ارتش در مناطق پرمناقشه اسکورت میشدند تا جلوی حملههای عراقیها و امریکاییها را بگیرند. تصمیم دولت به طور رسمی اینگونه اعلام شد: «اگر ما از صادرات نفت محروم شویم، تمام خلیجفارس محروم خواهد شد.» از آن زمان اقدام متقابل توسط ایران شروع شد و نیروی دریایی ارتش با مینریزی در مناطق پرتردد و پرمناقشه و نیروی دریایی سپاه با حمله به نفتکشهای مورد حمایت عراقی و دولتهای متحد آن اقدام به مقابلهبهمثل با عراقیها کردند. حجم ضربات به اندازهای بالا بود که دیگر صدام به تنهایی نمیتوانست مسئله جنگ دریایی را مدیریت کند و با هماهنگی با طرفهای غربی و شرقی، امریکاییها برای تأمین منافعشان و حمایت از صدام حسین به طور مستقیم وارد عرصه نظامی شدند و مستقیماً به کشتیهای تجاری ایران حمله کردند و در چندین مورد با کشتیهای اسکورت نیروی دریایی ارتش درگیر شدند و خود جداگانه اقدام به اسکورت ناوگان دریایی عراق و متحدانش در مناطق پرمناقشه کردند که با مقاومت، هوشمندی و شجاعت شیرمردانی مانند شهید نادر مهدوی و محمد ناظری در آن منطقه سیاست اسکورت عراق شکست خورد، به عنوان مثال میتوان یکی از عملیاتهای بزرگ سردار شهید مهدوی را انهدام نفتکش برینجتون تحت اسکورت امریکاییها نام برد. جالب آنکه «ویکیپدیا» خیلی نرم و با مهارت درصدد وارونه جلوه دادن ماجراست، چه آنکه اشاره به نقش دلاورمردان ایران در خاکستر شدن این سوپرتانکر امریکایی ندارد.
سهند و پیکان
نیروی دریایی ارتش در جریان درگیریهای سنگین با امریکا با حضور در منطقه مانع حملات آنها به کشتیهای تجاری شد و همزمان با مینریزی در مناطق تردد کشتیهای تجاری عراقی و متحدان عراق جلوی رسیدن نیروهای امریکایی و عراقی به کشتیهای ایرانی و همچنین سکوهای نفتی را گرفت و در چندین عملیات با امریکاییها درگیر شدند و ضربات سنگینی را به دشمن وارد کردند و در جریان این عملیاتها متأسفانه دو کشتی سهند و پیکان در نبرد با امریکای جنایتکار غرق شدند و ناو سبلان هم مورد حمله قرار گرفت و صدمه دید.
عقبنشینی امریکا در جنگ نفتکشها
در آخر جنگ نفتکشها با عقبنشینی امریکاییها و عراقیها در هشتم اوت۱۹۸۸ برابر با ۱۷مرداد ۱۳۶۷ با توافق طرفین به اتمام رسید و مقاومت جانانه نیروی دریایی ارتش و نیروی دریایی سپاه جواب داد و بار دیگر مسیر ترددهای تجاری دریایی با امنیت کامل مواجه و تردد در بالاترین سطح از سر گرفته شد.
مینروبی نیروی دریایی ارتش
با شروع دولت مرحوم هاشمیرفسنجانی سیاستهای توسعهای اتخاذ و اقدام به بازسازی یا ایجاد برخی از زیرساختهای حیاتی کشور شد و بالطبع حجم عظیمی از محمولهها از دریا منتقل میشد. به دلیل مینریزی بخش زیادی از خلیجفارس توسط امریکا و عراق خطر بسیار زیادی برای تردد کشتیهای تجاری ایران وجود داشت که نیروی دریایی ارتش به وسیله بالگردهای مینروب سی استالیون خود در هوادریا اقدام به مینروبی منطقه خلیجفارس و دریای عمان به منظور پاکسازی مسیرهای تردد دریایی کرد که با موفقیت در سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۱ تمامی مناطق خلیجفارس مینروبی شدند. پساز مینروبی موفق در مسیرهای دریایی ایران بار دیگر مسیرها برای تردد نفتکشها، کانتینربرها و راهروهای تجاری با امنیت کامل برقرار شد، البته اسکورت شناورها کموبیش توسط نیروی دریایی ارتش و نیروی دریایی سپاه در مناطق پرخطر انجام میشد تا کشتیهای ایرانی از آتش جنگافروزی امریکا در خلیجفارس در امان بمانند.
دزدان دریایی و مسئله تجارت دریایی ایران
امنیت دریایی تا سال۱۳۸۳ به طور کامل برقرار بود تا اینکه مزاحمتها برای ناوگان تجاری ایران در مناطق بابالمندب و دریای سرخ شروع شد و گزارشهایی از نزدیکی قایقهای ماهیگیری ناشناس به حوالی ناوگان تجاری منتشر میشد، البته این گزارشها محدود به کشتی ایرانی نبود و این قایقها به تمامی کشتیهای تجاری نزدیک میشدند و ایجاد مزاحمت میکردند. اما در پاسخ به این سؤال که این قایقها از کجا میآمدند، ریشه حضور این قایقها را باید در جنگ دوم داخلی سومالی پیدا کرد؛ زمانی که جنگ داخلی به اوج خودش رسید، به طوری که علاوه بر اینکه بسیاری از مشاغل محلی در آتش جنگ نابود شدند و با آتشافروزی شرکتهای تولیدکننده سلاح این جنگ در تمامی ابعاد دولتهای آفریقایی را درگیر خودش کرد، گستره جنگ تا سقوط برخی دولتها هم پیش رفت و چندین گروه نظامی خودخوانده که توسط ارتشیان فراری یا باقیماندگان در پادگانها پساز سقوط دولت ایجاد شده بود، اعلام موجودیت کردند. این گروههای میلیشیایی دست به خرابکاری و اقدامات مسلحانه زدند و خرابیهای جنگ را بیشتر به رخ کشیدند.
دفن زبالههای اتمی امریکا در آبهای سومالی
همزمان دولت امریکا اقدام به دفن زبالههای اتمی خود در آبهای سومالی کرد و این اتفاق باعث وقوع فجایع زیستمحیطی شد و علاوه بر بعد زیستی آن باعث نابودی مشاغل وابسته به دریا و به خصوص ماهیگیری شد که منبع ارتزاق بخش قابل توجهی از مردم سومالی بود. در نهایت با اتحاد ماهیگیران ازکاربیکارشده و این گروههای میلیشیایی گروههای دزدی دریایی از سومالی پا به عرصه وجود گذاشتند و در منطقه دریای سرخ و دریای عرب و بابالمندب اقدام به حمله به کشتیهای تجاری کردند.
اهمیت راهبردی بابالمندب
بابالمندب مهمترین منطقه دریایی در جهان محسوب میشود و روزانه بیشاز ۲ میلیون بشکه نفت از این منطقه عبور میکند و بخش قابلتوجهی از محمولههای دریایی کشور ما هم از این منطقه عبور میکند. با شروع حملات از سال۱۳۸۳ ابتدا سیاست فاصله گرفتن و رعایت حداکثری فاصله با سواحل سومالی و رعایت حداکثری پروتکلهای حفاظتی و گاه اسکورت محدود ناوگان تجاری یا استقرار برخی نیروهای نظامی روی ناوگان تجاری گرفته شد تا اینکه نیروها و دزدان دریایی به اخطارها توجه نکردند و حجم حملات بالا رفت و نوع تسلیحات آنها هم پیچیدهتر شد و درصد تخریب آنها هم بالاتر رفت.
استقرار ارتش در منطقه دزددریاییخیز بابالمندب
از سال۱۳۸۸ نیروی دریایی ارتش با استقرار در منطقه دزددریاییخیز بابالمندب و دریای سرخ اقدام به اسکورت کشتیهای داخلی و خارجی کرد. لازم به ذکر است سپاه هم در مسئله اسکورت کشتیها از سال۱۳۸۹ ورود پیدا و شهید محمد ناظری با شناور فارو در منطقه شمال اقیانوس هند اقدام به تعقیب عوامل دزدان دریایی کرد. از همان سال همواره یک ناوگروه به این منطقه اعزام میشود و از اواخر دهه ۸۰ تا به امروز بیش از ۴۰ ناوگروه ایرانی به این منطقه اعزام شدهاند تا جلوی یورش دزدان دریایی به کشتیهای غیرنظامی را بگیرند و تا به امروز بیش از ۳۰۰مورد درگیری با دزدان دریایی بوده است که در تمامی موارد موفق به دفع یورش مهاجمان و بازپسگیری کشتی شدهاند.
تروریسم دولتی و تجارت دریایی ایران.
اما مسئله نبرد به منظور تأمین امنیت خط کشتیرانی و تجارت محدود به دزدان دریایی نبود و از سال۱۳۹۷ دونالد ترامپ، رئیسجمهور دیوانه امریکا اقدام به اخذ سیاستهای متخاصمانه علیه ایران گرفت و با تصمیم جمعی امریکا و انگلیس و برخی کشورهای متخاصم یک سیاست جامع مبتنی بر تروریسم دولتی که به نام فشار حداکثری شناخته میشد، در دستور کار آنها قرار گرفت. در راستای همین سیاست تصمیم به ایجاد اخلال روی ناوگان کشتیرانی ایران و همچنین فروش نفت گرفته شد. دولت انگلیس در سال۱۳۹۸ تصمیم به حمله غیرقانونی و دزدیدن یک کشتی ایرانی با نام گریس-۱ در منطقه جبلالطارق گرفت و آن کشتی توقیف شد. چنین اقدامی توسط انگلیس مستقیماً به منظور فشار اقتصادی به دولت و مردم ایران صورت میگرفت و همچنین یک پیام واضح به خریداران نفت ایران بود که ناشی از سیاست اعمال فشار خبیثانه امریکا و انگلیس بود. بعد از این دزدی دریایی انگلیسیها که ناشی از محاسبات غلط آنها بود و فکر میکردند همانند زمانی که کشتی رزماری را توقیف کردند (تنش دریایی ایران انگلیس در سال۱۳۳۱)، با این سیاست خصمانه دوباره میتوانند به ایران اعمال فشار کنند، اما واکنش ایران فراتر از محکومیت لفظی این اقدام بود و رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با ائمه جمعه در تاریخ ۲۵تیر ۱۳۹۸ فرمودند: «آنها که خباثتشان برای همه آشکار است، کشتی ما را با راهزنی دریایی ربودهاند، اما سعی میکنند به آن شکل قانونی بدهند، البته عناصر مؤمن در جمهوری اسلامی این کارها را بیجواب نمیگذارند و در فرصت و جای مناسب پاسخ خواهند داد.» بعد از سخنان ایشان نیروی دریایی سپاه اقدام به توقیف دو نفتکش انگلیسی با نامهای stena bulk و stena impero در منطقه خلیجفارس کرد و این اقدام متقابل پیامی جدی برای طرف انگلیسی بود مبنی بر اینکه «هر اقدامی منجر به تنش در تجارت دریایی ایران شود با اقدام متقابل ایران مواجه خواهد شد و در همان سطح یا حتی بیشتر به تجارت دریایی کشور مقابل ضربه وارد خواهد شد.» همین امر باعث تغییر لحن انگلیسیها و تحقیر آنها در سطح بینالمللی شد و کشتی ایرانی آزاد و طرف انگلیسی جواب محکمی از ایران به خاطر این اقدام خصمانه گرفت.
صادرات بنزین به ونزوئلا
آرامش کموبیش به کشتیرانی ایران برگشته بود که در سال۱۳۹۹ اعلام شد ایران قصد صادر کردن بنزین به ونزوئلا را دارد. تحریمهای ظالمانه فقط شامل کشور ما نمیشد و کشور نفتی ونزوئلا هم به واسطه تحریمهای امریکاییها دچار مشکلات فراوانی به ویژه در حوزه پتروشیمی شد و یک بحران سنگین در آن کشور به وجود آمد، به همین منظور دولت ایران اقدام به ارسال بنزین با نفتکشهایی با پرچم ایران به سمت ونزوئلا کرد و دولت تروریست امریکا چندین مرتبه اخطار داد که در صورت نزدیکی این نفتکشها به آبهای ونزوئلا اقدام به توقیف آنها میکنیم، اما با اعمال قدرت سپاه، ارتش و علم به اینکه ایران مطمئناً اقدام متقابل در همان سطح میکند، امریکاییها نتوانستند غلطی بکنند و پنج نفتکش «فاکسون»، «فورچون»، «پتونیا» و «فارست» «کلاول»، ۵۳/۱ میلیون بشکه بنزین ایران را به ونزوئلا رساندند و با استقبال کارکنان وزارت نفت و مردم ونزوئلا در این کشور محموله خود را تحویل دادند و هزینه این بنزین هم مستقیماً به صورت شمش طلا به دولت ایران پرداخت شد.
برخورد با نفتدزدی امریکا
اقدامات خصمانه امریکاییها در اینجا متوقف نشد و در سال۱۴۰۰چندین نوبت اقدام به دزدیدن نفت و بنزینهای فروختهشده از سمت ایران و متحدان تجاریاش کردند که در همان سطح با آنها برخورد صورت گرفت، برای مثال در آبان۱۴۰۰ پس از دزدی نفت در منطقه دریای عمان و انتقال آن به یک نفتکش دیگر، نیروی دریای سپاه اقدام به ارسال نیرو و بازپسگیری نفت دزدیدهشده از سوی امریکاییها و ایجاد امنیت دوباره و فراری دادن کشتیهای تروریستهای امریکایی در منطقه کرد و جلوی چشم ناوگان نظامی امریکا نفتکش توقیف و نفت ایران بازپسگیری شد.
تأدیب دولت یونان
در سال۱۴۰۱ هم با دستور امریکا دولت یونان اقدام به توقیف نفتکش ایرانی و نفت آن را به نفع خزانهداری امریکا توقیف کرد که بار دیگر سپاه پاسداران دو نفتکش را توقیف و دولت یونان را مجبور به تغییر رفتار کرد و پساز مدتی نفتکش ایرانی به همراه محمولهاش آزاد شدند. این نوع برخورد متقابل در مواجهه با تروریسم دریایی امریکا کاملاً کارساز بوده و از لحاظ قانونی هم کاملاً توجیهپذیر است، البته باید توجه داشت منازعات بینالمللی فراتر از قوانین بینالمللی تعریف میشوند و این نوع تحرکات و رفتار طرف غربی با قوانین جهانی سازگاری ندارد.
نیروی دریایی راهبردی و یک جهش تاریخی
از سال۱۳۸۸ که اولین ناو گروه ضدتخصصی دزدان دریایی عملیات خودش را آغاز کرد تا به امروز همواره نیروی دریایی ارتش در خط مقدم تأمین امنیت ناوگان کشتیرانی در مقابل دزدان دریایی است و با کمک نیروی دریایی سپاه اقدام به تأمین امنیت شناورهای داخلی و خارجی میکند. از سال۸۸ دستور ارسال ناوگروه به تنگه بابالمندب اجرایی شد. به طور همزمان با تدبیر فرمانده کل قوا تغییراتی در نیروی دریایی صورت گرفت و این نیرو تبدیل به یک نیروی راهبردی شد. به تعبیر رهبری «نیروی دریایی در بسیاری از نقاط عالم و کشور ما یک نیروی راهبردی است و به چشم یک نیروی راهبردی باید دیده شود». از زمان اعلام راهبردی شدن نیروی دریایی در سال۱۳۸۸ اقدام به افزایش کمی و کیفی سطح این نیرو شد و ضمن ارتقا در سطح تاکتیکی، این نیرو به شناورهای جدید و همچنین تاکتیکها، تسلیحات و تجهیزات جدید مجهز شد تا بتواند به عنوان یک نیروی استراتژیک نقش محوری در تأمین امنیت کشتیرانی و همچنین کریدورهای دریایی و حفظ قدرت دریایی و تجارت دریایی کشور ایفا کند و به طور همزمان ناوگروههای متعدد به چندین نقطه از دنیا از جمله عدن، مصر، هند، آسیای شرقی و برخی کشورهای غربی صورت گرفت و تمرینات مشترک با چین، روسیه و پاکستان به منظور تأمین مشترک امنیت دریایی صورت پذیرفت.
ایجاد فرماندهی اقیانوسی
بنا به گفته فرمانده نیروی دریایی ارتش در حال حاضر روی طرحی کار میشود که به طور دائم یک ناوگروه در هر اقیانوس داشته باشیم و برای عملیات در هر اقیانوس یک فرماندهی اقیانوسی پیشبینی خواهد شد.
۲ تهدید اصلی
همانطور که پیشتر گفته شد، دو تهدید اصلی علیه تجارت دریایی ایران وجود دارد؛ اول مسئله تروریسم دریایی و دزدان دریایی است که در منطقه بابالمندب و دریای سرخ از مبدأ دو کشور سومالی و یمن اقدام به حمله به ناوگان تجاری میکنند. بر همین اساس نیروی دریایی ارتش ضمن حضور در آن منطقه و استقرار دریایی که از سال۱۳۸۸ شروع شده بود، امروزه پا را فراتر گذاشته است و اقدام به توسعه ناوگان ناوشکنها و کشتیهای پشتیبانی جدیدی میکند تا به عنوان یک پایگاه کامل مستقر در آن منطقه ضمن استقرار دائم تمامی خدمات امنیتی را به کشتیهای ایرانی و خارجی در آن منطقه ارائه دهد و به طور همزمان اقدام به افزایش چشمگیر شعاع عملیاتی خود میکند، این مسئله تا جایی پیش خواهد رفت که ناوگان تجاری ایران و متحدانش به طور سرتاسری مورد تأمین امنیت مستقیم ناوگروههای نظامی اسکورت قرار گیرد و با توجه به طرحهای توسعهای در حال اجرا در سطح عملیاتی در نیروی دریایی ارتش و سپاه و حرکت به سمت توسعه پایگاههای متحرک اقیانوسی به نظر نمیرسد از این بابت تهدیدی علیه کشور وارد باشد. اما دومین تهدید علیه تجارت ایران در حوزه دریا مبتنی بر تروریسم دولتی و ارعاب ایالاتمتحده است و چندین مورد تنش پیشآمده که با هوشمندی عوامل ارتش و سپاه همواره جلوی این مسئله گرفته شده و چندین مرتبه تحرکاتی انجام شده که متناسب با آنها پاسخ داده شده است (مانند بازپسگیری نفت ایران و توقیف نفتکشهای خارجی) و همچنان ناوگان کشتیرانی ما از لحظه ترک بندر تا لحظه ورود به کانال سوئز و به زودی ورود به تمام اقیانوسها توسط نیروی دریایی ارتش و سپاه اسکورت میشود و انشاءالله تأمین امنیت سرتاسری خطوط تجارت دریایی ایران (که تأمینکننده بیش از ۹۰درصد اقتصاد ملی است) در تمام نقاط دنیا انجام خواهد شد، البته توسعه چنین ناوگانی نیازمند پشتیبانی مالی از پروژههای مطرح است و لازم است با توجه به افزایش تهدیدات علیه امنیت اقتصادی کشور، توسعه ناوگان نظامی از لحاظ کمی و کیفی هم متناسب با آن تسریع شود.
جان کلام
با توجه به موضوعات مطرحشده نمیتوان به گاه سخن، تجارت از متغیر مهم «امنیت تجارت» غافل بود و کسانی که تلاشهای شبانهروزی مدافعان امنیت تجارت را نادیده میگیرند، احتمالاً ناآگاه و برخی نیز حتماً از سر دشمنی و دانسته است.