وقتی افراد تحقیر شوند و به این باور برسند که «یاد نمیگیرند» یا «نمیتوانند کاری انجام دهند» سلطه بر آنها آسانتر میشود. این روشی بود که در دوره حکومت پهلوی در دستور کار قرار گرفت. هر چند در دوره پهلوی برخی کارهای نمایشی انجام شد تا اینطور القا شود که مسئله سوادآموزی به افراد اهمیت زیادی دارد، اما آمار بیسوادی در آن دوره فاجعهبار است و نشان میدهد که توجهی به علمآموزی نشدهاست.
در حالی که رژیم پهلوی مدعی گسترش سواد و بسط آموزش در سطح کشور بود، اما آمارها نشان میدهد که در این حوزه موفقیت چندانی کسب نکرد. تا جایی که علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دوره پهلوی در رابطه با وضعیت آموزش در دهه چهل، یعنی پس از گذشت ۱۴ سال از سلطنت پهلوی گفته بود: «اصولاً در ایران به تعلیمات ابتدایی توجه زیادی نشدهبود، شمار بیسواد در کشور خیلی زیاد بود. با همه تلاشی که در همان دهه ۴۰ برای تعلیمات ابتدایی شد، اما تعلیمات فنی هنوز عقب افتادهبود. مثلاً در اواخر دهه ۵۰، یعنی خیلی پس از آن دورانی که به آن اشاره میکنم، ما در ایران سالی ۹۰ هزار کارآموز فنی داشتیم در ترکیه ۹۰۰ هزار داشتند. یعنی ۱۰ برابر و در کشورهای پیشرفته که اصلاً قابل مقایسه نبود.»
وضعیت وحشتناک بیسوادی در سال ۱۳۴۱ از سوی اسدالله علم نخستوزیر وقت نیز مورد اشاره گرفت، او گفته بود: «در یکی از سفرها متوجه شدیم نسبت باسوادها به بیسوادها بسیار وحشتناک است، البته مقامات وزارت فرهنگ نیز متوجه این حقیقت بودند، ما اگر میتوانستیم یک مبارزه اساسی با بیسوادی کنیم به مبالغ هنگفتی بودجه احتیاج داشتیم که متأسفانه از قدرت مملکت خارج بود.»
همچنین محمدرضا پهلوی در توصیف وضعیت آموزش در آن دوران اعتراف کردهاست: «در سال ۱۳۴۲، بین ۱۶ تا ۲۴ درصد کودکان در ولایات به مدرسه میرفتند و بقیه بیسواد میماندند. در حالی که در شهرها ۷۴ درصد کودکان به مدرسه میرفتند. قانون تعلیمات اجباری در ۱۳۲۲ به تصویب رسید، اما به علت فقدان وسایل اجرایی به صورت کاغذپارهای بر جای مانده بود. در مقیاس ملی ۸۵ درصد مردم بیسواد بودند.»
سواد در دوران پهلوی به روایت آمار
بهرغم برنامهریزیهای خرد و کلان در دوران پهلوی، ساختار آموزش و پرورش به نحوی بود که برنامهریزیهایی مانند مبارزه با بیسوادی شکست میخورد و همچنان بیعدالتی سوادآموزی در روستاها نسبت به شهرها و زنان نسبت به مردان چشمگیر بود. بنابر آمار موجود در پایان این رژیم ۶۵ درصد از بزرگسالان هنوز در بیسوادی کامل به سر میبردند و کمتر از ۴۰ درصد کودکان توانستند دوران دبستان را طی کنند. علاوه بر آن میزان سوادآموزی در روستاها نسبت به شهرها و زنان نسبت به مردان از دیگر عواملی است که عقبماندگی رژیم پهلوی را در زمینه سوادآموزی و موضوع آموزش نشان میدهد. این در حالی است که در همان زمان، کشورهایی مثل چین و کوبا که به مراتب وضعیت بدتری نسبت به ایران داشتند، گوی سبقت را ربودند و جلو افتادند.
وضعیت سواد پس از انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در کنار جنگ تحمیلی باید به سرعت وعده «عدالت آموزشی» اجرایی میشد. در این دوران، با وجود دشمنیهای استکبار جهانی، جنگ تحمیلی، تحریم اقتصادی و البته آزمون و خطای برخی از مدیران در بیشتر عرصههای آموزشی، پیشرفتهای چشمگیری اتفاق افتاد. با این حال به گفته مسئولان از جمله رئیس سازمان نهضت سوادآموزی، نرخ باسوادی به ۹۷ درصد رسیدهاست. علاوه بر آن بر اساس آمار منتشر شده، فاصله میان باسوادی مردان و زنان که در دوره پهلوی ۴/۲۳ درصد بوده اکنون به ۶ درصد رسیدهاست و فاصله بین سواد ساکنان شهرها و روستاها نیز از ۳۶ به ۱۱ درصد تغییر کردهاست. البته هنوز یک میلیون و ۷۰۰ هزار بیسواد مطلق در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ ساله در کشور وجود دارد و همچنین حدود ۲ میلیون و ۵۰ هزار نفر مدرک پایان دوره ابتدایی را ندارند که در این رابطه علیرضا عبدی، رئیس سازمان نهضت سوادآموزی وعده دادهاست: «تلاش میکنیم تا پایان دولت سیزدهم بیسوادی را ریشهکن کنیم و وارد گام دوم نهضت سوادآموزی شویم.»
گام بلند ایران در تولید علم جهان
بنابر گزارش پایگاه علمی نیوساینتیست ایران در سال ۲۰۱۰ بیشترین سرعت رشد را در زمینه تولیدات علمی در میان تمامی کشورهای جهان از آن خود کرد. طبق این گزارش براساس اطلاعات پایگاه علمی کلاریویت آنالیتیکس یا ISI سرعت رشد علمی ایران ۱۱ برابر متوسط جهانی بودهاست. بنابر گزارش نیوساینتیست درباره سرعت رشد علمی ایران، سهم ایران از تولید علم در جهان نیز از ۰۷/۰ درصد در سال ۱۹۹۶ به ۲ درصد در سال ۲۰۲۰ رسیدهاست.
همچنین براساس نتایجی که پایگاه استنادی اسکوپوس منتشر کردهاست، تعداد مدارک علمی ثبتشده از جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۹۹۶ برابر با ۸۵۰ مورد بودهاست و در سال ۲۰۲۰ این عدد رشد بیش از ۸۰ برابری را نشان میدهد. در سال ۲۰۲۰ جایگاه ایران به رتبه ۱۶ و در منطقه به رتبه اول ارتقا یافتهاست.
ایجاد خودباوری در میان دانشآموزان و دانشجویان
در ۴۴ سال گذشته با همه فراز و نشیبها و دشمنیهای انجامشده علیه کشورمان، بیش از ۱۶ میلیون دانشآموز و نزدیک به ۴ میلیون دانشجو در کشور، در حال تحصیل هستند. پس از انقلاب اسلامی شاهد افزایش پوشش تحصیلی دانشآموزان بهخصوص در مناطق روستایی و عشایری، رشد چشمگیر مراکز فنی و حرفهای، مراکز آموزش کودکان استثنایی و مراکز آموزش استعدادهای درخشان، موفقیت سالانه و پیوسته دانشآموزان در دستیابی به مقامات و مدالهای رنگانگ در المپیادهای علمی در رشتههای مختلف در رقابت با کشورهای پیشرفته علمی بوده و هستیم. این در حالی است که پیش از انقلاب اسلامی دانشآموزان در المپیادهای جهانی شرکت نمیکردند. بر این اساس بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی برای دانشآموزان و دانشجویان رسیدن آنها به «خود باوری» و «اعتماد به نفس» است، چراکه تمام پیشرفتها در فرد و اجتماع ناشی از همین موارد بودهاست.