حضور تیم فوتبال ایران در بازیهای المپیک به یک رؤیای دستنیافتنی تبدیل شده است. پنج دهه است منتظریم معجزهای شود تا شاید ما هم رنگ المپیک را ببینیم، اما با دلخوش کردن به اتفاقات، شانس و اقبال در فوتبال حرفهای نمیتوان پیشرفت کرد. اگر تیمهای آسیایی، چون کره و ژاپن مدتهاست با ما فاصله گرفتهاند و فراتر از قارهکهن ظاهر میشوند، علتش چیزی جز مدیریت صحیح و کارآمد و همچنین برنامهریزی حرفهای و بلندمدت نیست. متأسفانه در فوتبال کشورمان هیچ از این فاکتورها وجود خارجی ندارند و بابت همین خلأها این رشته ضررهای سنگینی متحمل شده است. تیم فوتبال زیر ۲۳ سال، همواره مورد بیمهری فدراسیون قرار گرفته است و آقایان نه تنها سرمایهگذاری روی این رده سنی نمیکنند بلکه با اتلاف وقت از انتخاب کادرفنی جدید نیز سر باز میزنند. در حالی که امیدها برای شکستن طلسم صعود به بازی تدارکاتی و اردوی تمرینی نیاز دارند ولی دو فیفادی مهم در سال گذشته میلادی از دست رفته و در حال حاضر فیفادی فروردینماه در پیش است. با اینکه اهالی فوتبال و پیشکسوتان این رشته نسبت به تعلل و از دست دادن زمان طلایی هشدار داده و میدهند، اما مدیریت فدراسیون عجلهای برای معرفی سرمربی جدید تیم المپیک ایران ندارد. با چنین شرایطی چطور میتوان انتظار داشت امیدها در مصاف با رقبای قدرتمند آسیایی موفق به کسب سهمیه المپیک شوند، به همین بهانه پای انتقادهای دلسوزانه مهدی مناجاتی، مربی و پیشکسوت فوتبال نشستیم.
بلاتکلیفی تیم امید تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
قصد تشکیل تیم امید را دارند، اما هنوز خبری از انتخاب سرمربی نشده است! در حالی که سایر تیمها نه تنها تکلیف کادر فنیشان مشخص است بلکه برنامهریزی هم کرده و استارت کار را زدهاند، منتها ما هنوز دنبال پیدا کردن مربی هستیم. عدمثبات و ضعفهای شدید مدیریتی ایراد بزرگ فوتبال ایران است. هر کسی مدیر میشود با دیگری مخالف است و برای مخالفت با همدیگر هر کاری انجام میدهند.
سالهاست با چنین مشکلاتی مواجه هستیم. چه عواملی باعث نابسامانی در تیمهای ملی شده است؟
همه این نابسامانیها از سوءمدیریتهای بسیار زیاد نشئت میگیرد. کلاً انتخابهایی که در فوتبال ما میشود ایراد دارند، مسئولیتهای مختلف را بر عهده کسانی میگذارند که اصلاً تخصص ندارند. همان فرد غیرمتخصص را به عنوان سرمربی انتخاب میکنند. متأسفانه هیچ قانونی هم وجود ندارد و مسئولان به هیچ کس پاسخگو نیستند، به همینخاطر برایشان مهم نیست که چه کسی را انتخاب میکنند.
چرا حسرت صعودمان به المپیک ۵۰ ساله شده است؟
مشکل فنی نداریم بلکه بازیکنان ما سطح خوبی در آسیا دارند و حتی در اروپا هم لژیونرها بازی میکنند. متأسفانه باندبازی آقایان و تفکرات غیرحرفهای است که به فوتبالمان ضربه میزند. با همین تفکرات حاکم بر فوتبال ضربه جبرانناپذیری به تیمها زده میشود، حتی آبروی کشورمان را نیز به خطر میاندازند.
برای شکستن این طلسم چه کار باید کرد؟
موفقیتها الکی به دست نمیآیند. اگر واقعاً میخواهیم گذشته را جبران کنیم، باید افراد متخصص را برای سمتهای مهم به کار بگیریم. در گذشته مربیان خارجی درجه یک را به ایران میآوردیم چراکه کلاسهای مربیگری در کشورمان نداشتیم. بزرگانی مثل رایکوف و استانکو در فوتبالمان تحول ایجاد کردند و تغییرات مثبتی را به وجود آوردند، ولی این روند ادامه پیدا نکرد. باید تأسف خورد به حال فوتبالی که افراد بانفوذ تصمیماتی میگیرند که فقط به نفع خودشان است. این نوع مدیریت به ضرر این رشته تمام میشود. مربی یا سرپرستی میآورند که به قول قدیمیها حتی روپایی نیز نزده است! همان افراد را به عنوان مدیر فنی انتخاب میکنند، در حالی که مدیر فنی باید متخصص و باتجربه باشد، نه اینکه یک ناشناس مدیر فنی شود.
حضور غیرمتخصصان در تیم امید چه آسیبی به این تیم میزند؟
در فوتبال ما افراد غیرمتخصص زیاد هستند. تدارکاتچی تأثیر زیادی در تیم دارد و زحمت زیادی میکشد، ولی سایر غیرمتخصصان فقط بودجه را هدر میدهند و جای بقیه را اشغال میکنند. به جای آنها میتوان از پتانسیل دیگران استفاده کرد.
برای انتخاب سرمربی امیدها چه ملاکهایی باید مدنظر قرار داد؟
باتجربه و آموزشدیده باشد، در جامعه فوتبال حرفی برای گفتن داشته باشد. این فاکتورها سالهاست از سوی همه کشورها در نظر گرفته میشود. در بین گزینههای داخلی هم هستند نفراتی که بتوانند مسئولیت بزرگ امیدها را بر عهده بگیرند. مربیان جوانی را داریم که تواناییهای زیادی برای انجام کارهای مهم دارند.
تغییرات مکرر روی نیمکت امید یکی از معضلات اصلی این تیم است. چرا هیچ مربیای نمیتواند مدت طولانی به کارش ادامه دهد؟
به خاطر ضعف مدیریت فدراسیون است. آدمهای کارکشتهای در فدراسیون نیستند که بتوانند کار را پیش ببرند و نظر بدهند، وگرنه یک بچه هم میداند مربی خوب کیست و میتواند سرمربی شود.
اگر قرار به همکاری با مربی خارجی باشد، باید به چه فاکتورهایی توجه کرد؟
خارجیای را که بهتر باج دهد، انتخاب میکنند! در حالی که خودمان بهترین مربیان را داریم و این هم یک ضعف دیگر است. سالهاست کار را به همین منوال پیش میبرند و بدعت بدی گذاشتهاند. اگر یک مدیری پیدا شود که به این بدعتها پایان دهد، مطمئنم همه مردم از عملکردش راضی خواهند بود.
چرا هیچ وقت سرمایهگذاری لازم روی تیمهای پایه و به ویژه تیم امید نشده است؟ به نظر میرسد مدیران فوتبال اهمیتی برای ردههای سنی قائل نیستند.
در حال حاضر که رسیدگی به ردههای سنی به مراتب بهتر از امیدهاست. آنها حداقل مربی دارند، منتها این موضوع را باید در ضعف مدیریتی فدراسیون و باشگاهها جستوجو کرد. فدراسیون موظف است از باشگاهها، سرمایهگذاری در ردههای پایه و داشتن تیمهای پایه را بخواهد. اگر ما هم مثل سایر تیمهای آسیایی به این مسئله توجه لازم را داشتیم، شرایط فوتبالمان بهتر از امروز بود.
گوش شنوایی هم برای شنیدن انتقاد کارشناسان و دلسوزان وجود ندارد.
همه ما میدانیم که کاری انجام نخواهد شد و فقط حرف زده میشود. میگویند این کار را میکنم، آن کار را میکنم و مربی از برزیل میآورم ولی در نهایت کسی را انتخاب میکنند که حتی برای کار در استانها نیز مناسب نیست و هیچ کس در ایران او را قبول ندارد، اما افرادی که مقبولیت لازم را ندارند، بدون در نظر گرفتن شایستگی سر از نیمکت تیمهای پایه درمیآورند! به همین خاطر است که عملکردمان هر سال نسبت به سال گذشته پسرفت میکند. با این شرایط دیگر هیچ چیزی از فوتبال ایران باقی نمیماند.
میتوان به آینده تیم امید امیدوار بود؟
قبلاً گفتهام بازیکنان و مربیان خوب در کشور کم نداریم. سرمربی منتخب تنها کاری که باید انجام دهد این است که در باشگاهها بچرخد و بازیها را رصد کند، میتواند بهترینها را به تیم دعوت کند. برگزاری اردوهای تدارکاتی و انجام دیدارهای دوستانه کمک بزرگی به امیدها خواهد کرد، منتها این مسائل به برنامهریزی و مدیریت بستگی دارد. خوشبختانه با مشکل کمبود پتانسیل روبهرو نیستیم و بازیکنان متعصب زیادی میتوانند برای تیم امید به میدان بروند. فقط بحث مدیریتی است.
آینده فوتبال ایران را چطور پیشبینی میکنید؟
با این دست فرمان هیچ امیدی به آینده فوتبال نیست. امیدواریم کادر فنی جدید بتواند گره از مشکلات تیم امید باز کند.