کد خبر: 1132274
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۴۰۱ - ۰۳:۰۰
حنیف غفاری*

اقدام اخیر پارلمان اتحادیه اروپا مبنی بر قراردادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست گروه‌های تروریستی، هر چند برای دولت‌های اروپایی جنبه‌ای الزام‌آور ندارد، اما نقطه آشکارساز «فقدان عقلانیت» در محاسبات کلان امنیتی- سیاسی اروپاییان محسوب می‌شود. اگر اقدام اخیر اروپاییان را نتیجه و خروجی یک منظومه یا روند نظام‌مند در این مجموعه تلقی کنیم، دال مرکزی این مجموعه را «آنارشیسم» تشکیل می‌دهد! هر چند اروپاییان از این واژه (هرج و مرج‌گرایی) اعلام برائت کرده‌اند و حتی تشکیل اتحادیه اروپا، منطقه یورو و انعقاد پیمان‌هایی مانند شنگن و طراحی بوروکراسی چندلایه در نهاد‌های اروپایی در بروکسل (مقر اتحادیه اروپا) را نماد «گذار مطلق از آنارشیسم» تلقی می‌کنند، اما باید گفت که این ادعای ظاهری و مضحکانه ذره‌ای با واقعیات جاری در اروپا همخوانی ندارد! به راستی چه اتفاقی در لایه‌های بنیادین و روبنایی قدرت در اتحادیه اروپا رخ داده است؟ در فوریه سال ۱۹۹۲ میلادی پیمان ماستریخت یا همان پیمان «اتحادیه اروپا» بین سران ۱۲ کشور عضو جامعه اقتصادی اروپا منعقد شد. اروپاییان در آن زمان، «همگرایی بر اساس منافع مشترک» را به دستورالعمل کلان خود در مواجهه با تحولات، فرصت‌ها و تهدیدات جاری در نظام بین‌الملل قلمداد کردند، بدون آنکه اساساً درک مشترکی از این تهدیدات و فرصت‌ها داشته باشند! اگر چه در سال‌های اولیه تشکیل اتحادیه اروپا و به واسطه حضور برخی سیاستمداران کهنه‌کارتر مانند ژاک شیراک رئیس‌جمهور اسبق فرانسه و گرهارد شرودر صدر اعظم اسبق آلمان، «آنارشیسم نهفته در بطن اتحادیه اروپا» به حاشیه رانده شد، اما با ظهور سیاستمداران لمپن، پوپولیست و بی‌تجربه در حوزه اجرا و تصمیم‌سازی در این مجموعه، فرصت مناسبی برای ظهور این هرج و مرج فکری- عملیاتی فراهم شد. فراموش نکنیم که اتحادیه اروپا درست در زمانی تشکیل شد که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشیده و ساختار نظام دوقطبی به نظام تک‌قطبی تبدیل شده بود. اروپاییان در سال ۱۹۹۲ فرصت طلایی استقلال از امریکا را از دست دادند! اگر چه برخی مفسران اروپایی معتقد بودند تجمیع قدرت کشور‌های اروپایی با یکدیگر، مانعی در برابر یکه‌تازی ادعایی و دروغین امریکا در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود، اما اروپاییان به جای تبدیل شدن به قدرت مسلط در جهان، «توان جمعی» خود را در زمین واشنگتن و رژیم اشغالگر قدس تعریف کردند! لابی‌های صهیونیستی و امریکایی بر هر دو جریان غالب در اروپا (جریانات محافظه‌کار و سوسیال‌دموکرات) تسلط یافتند و اتحادیه اروپا را از یک «متغیر مستقل» در حوزه روابط بین‌الملل به «متغیر وابسته» به خود تبدیل کردند. چهره مخدوشی که امروز از اتحادیه اروپا مشاهده می‌کنیم، محصول و خروجی همین تناقضات ماهوی و ساختاری است. محصول این چندگانگی در اهداف و عملکرد، نارضایتی افکار عمومی اروپا از دولت‌ها و اروپای واحد بوده و است. ظهور جریان‌های ملی‌گرا (راست افراطی) و حتی پیشرفت قابل توجه محبوبیت جریان‌های «چپ افراطی» در برخی کشور‌های عضو اتحادیه اروپا محصول «گذار از اتحادیه اروپا» از سوی شهروندان ۲۷ کشور عضو این مجموعه است. در این چرخه، دیگر بوروکراسی اروپایی و برخی نماد‌های اشتراکی در قاره سبز، جذابیتی برای شهروندان ندارد. بی‌دلیل نیست که اکثریت قریب به اتفاق سیاستمداران اروپایی، تضمین رأی خود در انتخابات سراسری را مرهون «به چالش کشیدن وضعیت موجود در اتحادیه اروپا» می‌دانند. فراتر از آن، در برخی کشور‌های دیگر، «خروج از اتحادیه اروپا» تبدیل به یک «گزینه ایده‌آل» در میان مردمی شده است که تا دو دهه قبل، به کالبد یکپارچه ظاهری اروپای واحد افتخار می‌کردند. نمایندگانی که قطعنامه ضدایرانی اخیر را در پارلمان اروپا به تصویب رساندند، همان بازیگرانی هستند که در راستای تحقق منافع امریکا و رژیم اشغالگر قدس حاضر شدند آسیای مرکزی و اروپای شرقی را به یک میدان نبرد تمام‌عیار (میان روسیه و اوکراین) تبدیل کنند و به کارگزاران و مهره‌های بازی واشنگتن (که در آن سوی آتلانتیک و به دور از میدان نبرد قرار دارد) مبدل شوند!
اقدام اخیر پارلمان اروپا، نشان‌دهنده حلول روح لمپنیسم و آنارشیسم در مجموعه‌ای است که در آن «منافع مشترک واقعی» در حل یک لفظ باقی مانده و مصداق‌یابی آن به دست سیاستمدارانی افتاده است که کمترین آشنایی و قرابتی با عقلانیت و دوراندیشی ندارند. در هر حال، اتحادیه اروپا جهت از بین بردن هزینه‌های ناشی از زدودن آنارشیسم و لمپنیسم تثبیت‌شده در پارلمان و دیگر ارکان تصمیم‌ساز خود، چاره‌ای جز پوست‌اندازی کامل و تغییر جهت ملموس خود در حوزه‌های اجتماعی، سیاست داخلی، اقتصادی و سیاست خارجی ندارد. شعله‌ور شدن آتشی که نسل جدید سیاستمداران اروپایی آن را برافروخته‌اند، قطعاً این مجموعه را به تلی از خاکستر تبدیل خواهد کرد! بی‌دلیل نیست که در آینده‌پژوهی‌های اخیر علمی و راهبردی در قبال شرایط جاری در قاره سبز، «اضمحلال اتحادیه اروپا» از یک «گزینه بالقوه» تبدیل به یک «احتمال قوی» شده است!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار