تمام آنچه از سواحل مکران میدانیم شاید همین یک خط باشد که آن هم به لطف تبلیغات آژانسهای گردشگری خودمختار مطرح شده است: «امتداد خط ساحلی چابهار و دریای عمان از شرق بندرعباس تا مرز میان ایران و پاکستان»! تمام آنچه از سواحل مکران میدانیم شاید همین یک خط باشد که آن هم به لطف تبلیغات آژانسهای گردشگری خودمختار مطرح شده است: «امتداد خط ساحلی چابهار و دریای عمان از شرق بندرعباس تا مرز میان ایران و پاکستان»! اهمیت این منطقه نیز به زلف دریاچه صورتی و کوههای مریخی و ساحل لاکپشتها و اینگونه موارد گره زده شده است، اما مگر میشود ظرفیت اقتصادی و سیاسی سواحلی به راهبردی مکران تا این حد ناشناخته باشد و نادیده گرفته شود؟ بله در هندسه فکری جریانی که قدم از قدم برنمیداشت، مگر منطبق یا سیاستهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول و عقیدهای جز این نداشت که لهشدن طبقات ضعیف در زیر چرخ توسعه لازمه پیشرفت است، سواحلی به اهمیت «مکران» که «اکسیژن توسعه ایران» نامیده شده است، جایگاهی ندارد. این در حالی است توسعه پایدار اجل از رشد اقتصادی است چه آنکه در دل توسعهپایدار، رشد اقتصادی نیز مستتر است، ولی شوربختانه بهدلیل نگاه تکبعدی «پیشرفت منهای عدالت» که تخم لق آن از اوایل دهه ۷۰ گذاره شد و مسببان آن روز، طلبکاران امروز شدهاند، توسعه پایدار تاکنون محقق نشده است و قرینه آن در جایجای «ایران ما» قابل رؤیت است.
یکی از نقاطی که بهرغم ظرفیتهای بالقوه فراوان، احتمالاً به دلیل بعد مسافت تاکنون مورد توجه قرار نگرفته و زیانهای اقتصادی و سیاسی قابلتوجهی نیز به جا گذاشته، منطقه مکران است (البته به قول یک دوست محلی، مکران صحیح است.) توسعه سواحل مکران چند سالی است که از سوی عالیترین مقام کشورمان مطرح و بارها گوشزد و مطالبه شده است و بهرغم تأکید کارشناسان متعدد به اهمیت این منطقه راهبردی، تاکنون، آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. طبعاً در عصر حاضر، رقبا منتظر نمیمانند و از کوچکترین فرصت برای تأمین بیشترین منفعت خود استفاده میکنند و این قاعده درباره مکران صدق میکند، چراکه به گفته رئیس پیشین دبیرخانه ستاد توسعه سواحل مکران، «در پی غفلت مسئولان ایرانی، توافقنامهای بین چین، پاکستان و افغانستان امضا شد تا کریدور شمال- جنوب به جای چابهار ایران از گوادر پاکستان عبور کند.» برای واکاوی این موضوع چند سؤال اساسی مطرح میشود، نخست آنکه چرا سواحل مکران راهبردی است و چه ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی میتواند داشته باشد؟ استمرا بیتوجهی به این منطقه چه خسارتهایی تحمیل خواهد کرد؟ علل کوتاهی مسئولان به توسعه این سواحل چیست و چه دولتهایی کوتاهی کردهاند؟ چه راهکاری برای استفاده بهینه از این ثروت خدادادی مطرح است؟
فرشاد عادل، پژوهشگر مطالعات استراتژیک و اندیشه سیاسی و مدیر دپارتمان مطالعات کریدورها و سیاستپژوهی راه اندیشکده جهان معاصر به «جوان» میگوید: «مادامی که از اهمیت مکران سخن میگوییم، باید به این نکته توجه کرد که مکران، نقطه اتصال ما به جنوب شرق آسیا و اقیانوس هند است. عدهای تصور میکنند پتانسیلی که در مکران وجود دارد، این است که بتوان مناسبات را از آن طریق با کشور هند گسترش داد، در حالی که هند یکی از ظرفیتهایی است که میتوان در مکران استفاده کرد.» وی میافزاید: «در جنوب شرق آسیا ظرفیتهای نوظهور و جدیدتری مانند اندونزی، مالزی، سنگاپور و ویتنام وجود دارد، چراکه در بازارهای بینالمللی حضور دارند و یک بخش مهمی از این بازار را به خود اختصاص دادهاند و براساس پیشبینیها نیز در آینده از جمله کشورهایی خواهند بود که جایگاه آنها نسبت به الان بسیار متفاوت خواهد شد. پیرو این مسئله باید نگاه بلند مدتی نسبت به این کشورها داشته باشیم.»
درک دقیق دیگر کشورها از بندر چابهار
مدیر دپارتمان مطالعات کریدورها و سیاستپژوهی راه اندیشکده جهان معاصر با بیان اینکه دروازه ورود به مکران بندر چابهار است، تصریح میکند: «بندر چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران است و این اهمیت از سوی کشورهای مختلف دیده شده است و تصوری که اغلب کشورها از این بندر دارند، درستتر از تصور مسئولان است و نمونه واضح آن را میتوان در علاقه هند برای ورود به چابهار مشاهده کرد.»
نقش حیاتی چابهار برای هند، روس و چین
عادل میافزاید: «چابهار از نقش حیاتی برای هندیها، روسها به دلیل کریدور شمال به جنوب و حتی چین برخوردار است، بنابراین این بندر امکان ایجاد اتصال بین چندین نقطه را فراهم میسازد، یعنی از طریق روسیه اتصال با شمال اروپا، از طریق چین ارتباط با شرق دور و از کشورهای جنوب شرق آسیا به کشورهای این نواحی را فراهم میسازد. از سوی دیگر چابهار از طریق اقیانوس هند میتواند با بنادر آفریقایی ارتباط برقرار سازد، بنابراین با یک بندر ویژه که از توانایی پیوند سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا برخوردار است، مواجهیم.»
ضرورت شناخت محور آفرو اوراسیا
عادل خاطرنشان میکند: «باید این نکته را در خصوص چابهار و منطقه مکران برجسته کرد، محور جدیدی در حال شکلگیری است که باید به عنوان آفرو اوراسیا (اآفریقا – اروپا – آسیا) شناخت که با بررسی دقیق ترآن روی نقشه ایران در قلب آفریقا- اوراسیا قرار گرفته و نقطه پتانسیل ویژه ایران از این منظر، بندر چابهار است و باید در گفتمانسازی داخلی، ارائه پتانسیل ایران برای شرکای تجاری بینالمللی توجه شود. برجستهسازی چابهار- مکران به عنوان پیونددهنده سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا بسیار اقدام مهمی است و باید هرچه سریعتر نسبت به آن تولید ادبیات داشته باشیم و در حوزههای مختلف سیاست پژوهی و سیاست گذاری راه این موارد مدنظر قرار گیرد و بیش از گذشته به آن پرداخته شود.»
جمعبندی
همانطور که اشاره شد، بهنظر میرسد مسئولان دیگر کشورها شناخت دقیقتری از ظرفیت بندرچابهار و سواحل مکران نسبت به مسئولان اقتصادی ایران دارند و از این جهت در تلاش برای استفاده از این ظرفیت و یا تلاش برای خثیکردن بهره مندی ایران از چنین ظرفیت راهبردی هستند و شوربختانه در سایه فرصتنشناسی مسئولان اقتصادی کشورمان که ظاهراً در دولت فعلی نیز در بر همان پاشنه قبلی میچرخد، فرصتهای اقتصادی از دست میرود و به تبع، فرجام چنین خسارتهایی، تحدید سفره مردم است. البته به دلیل اهمیت سواحل مکران و بندر چابهار و ظرفیت موجود در این بخش از سرزمین کهن ایران ما، در سلسله گزارشهایی به آن خواهیم پرداخت.