هنوز زمان زیادی از جنایت داعش در حرم مقدس شاهچراغ نگذشته بود و داغ شهدای مظلوم حادثه بر سینه خانواده و ملت ایران سنگینی می کرد که چهارشنبه شب دو واقعه تروریستی دیگر در کشور رخ داد. دو حادثهای که سکانسهای بعدی جنایت شاهچراغ بودند و یک هدف را دنبال میکردند. دیگر بر کسی پوشیده نیست که جریان براندازی با کمک دولتهای غربی و دولت نحس سعودی و عمال داخلیشان اعم از سلبریتیها و سیاسیون بی خاصیت خاکستری پروژه سوریهسازی ایران را کلید زدهاند و امنیت کشور را هدف گرفتهاند. امنیتی که جمهوری اسلامی سالها به آن افتخار میکرد و جوانان زیادی را برای حفظ این امنیت از دست داد اکنون در فاصله کوتاهی چند مرتبه مورد تعرض قرار گرفته است. مرور تاریخ معاصر به خوبی به ما نشان میدهد که تهاجمهای کنونی اراذل و اوباش به امنیت مردم در راستای اقدامات فرقه رجوی و پادو هایشان در سالهای ابتدایی انقلاب است، زمانی که سعی داشتند با قریانی کردن دوازده هزار نفر، از مردمی که آنها را در براندازی همراهی نکرده بودند تنبیه کنند و از آنها انتقام بگیرند. جنایت ایذه نشان داد که اینبار هم اصل موضوع انتقام از مردم خوزستان و کشیدن پای آنها به معرکه است. همگان به خوبی میدانیم که استان خوزستان نسبت به سایر شهرها از آشوبهای کمتری برخوردار بود و روزهای آرام زیادی را در این دو ماه گذشته سپری کرد در حالی که جریان براندازی حساب ویژهای روی آنها باز کرده بود. سیاست تحریک فرقهها برای براندازی در کردستان، آذربایجان وسیستان و بلوچستان با شکست مفتضحانهای مواجه شد و نوبت به خوزستان رسید. جریان تروریستی براندازی قصد داشت با یک تیر دو هدف را نشانه بگیرد. اول اینکه از مردمی که با آنها هم صدا نشدند انتقام بگیرد و دوم اینکه آرامش خوزستان را از بین برده و مردم استان را به خیابان بکشاند. سناریوی نوشته شده مو به مو اجرا شد. ابتدا مردم و نیروهای امنیتی را به رگبار بستند و سپس نظام را مقصر و عامل جنایت معرفی کرده و شروع به دروغپراکنی کردند. اما دم خروس وقتی بیرون زد که به فاصله بسیار کوتاهی در اصفهان دو نیروی حافظ امنیت وبسیجی در پی حمله تروریستی به شهادت رسیدند. اما در خصوص جنایت دوم کسی نظام را مقصر ندانست و شروع به تحسین تروریستها کردند چرا که در اصفهان فقط به مامورین حاکمیت حمله شده بود اما در ایذه مردم بیگناه شهید شدند. پس با این حساب از جنایت اصفهان برای ترساندن نیروهای امنیتی استفاده میکنند و از جنایت ایذه برای تحریک مردم خوزستان. تاریخ بارها ثابت کرده هر حرکتی وقتی به قله افراط میرسد یعنی مشغول دست و پا زدنهای نهایی خود است. این جنایات به سادگی مشخص کرد آخرین تیرهای باقی مانده در خشاب جریان براندازی در حال شلیک هستند. اما چند سوال حائز اهمیت در این میان وجود دارد. آیا زمان پایان مماشات با اراذل و اوباش و تروریستها فرا نرسیده است؟ قطعا اگر بعد از جنایت شاهچراغ مسئولین امنیتی تساهل و مماشات را با تروریستها و اغتشاشگرها کنار میگذاشتند امروز شاهد جان باختن مردم بیگناه و سربازان مدافع امنیت کشور نبودیم. آیا زمان این نرسیده است که به جای رافت اسلامی با اراذل واوباش واغتشاشاشگران از قوه قاهره استفاده شود؟ اوباش دقیقا باید چه کنند تا به سختی با آنها برخورد شود؟ کاری اصلا مانده که نکرده باشند؟ از توهین به قران و اهلبیت بگیرید تا حمله علنی به مردم بیگناه همگی اقدامات تروریستها و آشوب طلبهاست. آیا شورای امنیت ملی نمیخواهد از مردم بیگناه دفاع کند؟ مردمی که کسب و کارشان به خطر افتاده بود و اکنون باید نگران جان و ناموس خود هم باشند. تا کی باید نظارهگر تحریک مردم توسط سلبریتیها باشم و ببینیم که هیچ برخوردی با آنها نمیشود؟ تجربه ثابت کرده در مقابل این جریان هر یک گامی که به عقب بنشینیم آنها وقیحتر شده و ده گام به تهاجم برمیدارند. اقایان مسئولین امنیتی کشور کافیست کمی از اردوغان یاد بگیرند که با مخلان امنیت ترکیه پس از کودتا چه کرد. او هاکان شوکور، کاپیتان تیم ملی ترکیه و زننده سریعترین گل تاریخ جامجهانی را مجبور به تبعید کرد تا جایی که او به برای گذراندن زندگی مجبور به کار به عنوان راننده تاکسی شد در حالی که او افتخار مقام سومی در جامجهانی را برای کشورش به ارمغان آورده بود و مثل سلبریتیهای بی افتخار ما کارنامه تهی و پوچی نداشت. یا به یاد بیاورید که با هر کسی که حتی ذرهای در آن کودتا نقش داشت چه کرد. از بازداشتها و اعدام بگیرید تا طبق گفته برخی منابع دفن کردن برخی از آنها نزدیک محل جمعآوری زبالههای ترکیه. نکته جالب اینجاست که در همین ترکیه در روزهای گذشته شاهد حمله تروریستی بودیم. آیا دقت کردید که حتی یک سلبریتی و شهروند ترکیهای جرات نکردبرخلاف امنیت ملی کشورش سخن بگوید؟
همان سلبریتیهای ترک که برای مهسا امینی یقه جر دادند حتی جرات نکردند به قطعی اینترنت ترکیه اعتراض کنند چه برسد به وارد کردن اتهام به دولت. منظور ما این نیست که ما هم مثل اردوغان رفتار کنیم بلکه خواسته مردم این است مماشات و مسامحهکاری با اراذل و اوباش و تروریستها به پایان برسد و با آنها طبق قانون و به سختی برخورد شود. وقتی با تهمتزنندگان و اشخاصی که به راحتی مردم را دچار تشویش و شبهه در خصوص جنایت شاهچراغ کردند برخوردی قاطع نشد به تبع زین پس به راحتی جای حق و باطل عوض خواهد شد و بلافاصله پس از وقوع هر جنایتی در وهله اول نظام و فعالین رسانهای باید مشغول رفع اتهام از نظام شوند به جای اینکه مشغول رسوا کردن معاندین باشند. نکته آخر اینکه اگر از هماکنون سیاست مقابله با کسانی که دیگر نقاب از چهره برداشتند و در سوریهسازی ایران گام برمیدارند برخوردی قاطع نشود قطعا شاهد تکرار این دست اقدامات تروریستی خواهیم بود. مماشات با این جماعت همچون تیغی که در گلویمان نشسته و مثل خورهای که به جانمان افتاده، روح و روان این مردم را آزارمی دهد. لطفا بیدار شوید.
اقدام قاطع با تمام خائنین